| « ویژگی یاران حضرت امام حسین (ع) » |

| سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 22:18

باسمه تعالی

« ویژگی یاران حضرت امام حسین (ع) »

ویژگی یاران سیدالشهدا (ع) را می‌توان از رجزهایی که در روز عاشورا خوانده‌اند، فهمید.

حضرت ابوالفضل (ع) هنگامی که از فرات برمی‌گشت تا مشک آب را به خیمه‌ها برساند، می‌جنگید و راهش را به‌سوی خیمه‌ها باز می‌کرد. دشمن از هر سوی برایش تیر می‌انداخت، بر بدنش تیرهای فراوانی بود؛ ولی همچنان می‌جنگید، تا اینکه زید بن ورقا با کمک حکیم بن طفیل و دیگران از کمین بیرون آمدند و ناگاه شمشیری بر دست راست وی زد و دست راستش قطع شد، حضرت فوری شمشیر را با دست چپ گرفت، می‌جنگید و به‌سوی خیمه می‌رفت تا آب را به اطفال برساند؛ آن هنگام بود که این رجز را می‌خواند و می‌جنگید:

والله إن قَطَعتُمُوا یَمِینی

إنّی اُحامی أبداَ عَن دینی

و عَن امام صادق الیقین

نجلِ النّبی الطّاهر الأمین

به خدا قسم! گرچه دست راستم را قطع کردید، من همیشه و درهرحال از دینم حمایت می‌کنم. و از امام صادق و برحق، و پسر پیامبر طاهر و امین (ص) حمایت می‌کنم. (مقتل‌الحسین و مصرع اهل بیته: ۳۳۷؛ بحارالانوار، ج۴۵: ۴۰)

آری! دو ویژگی از ویژگی‌های مهم یاران امام حسین (ع) عبارت‌اند از:

  1. 1- حفظ دین خدا
  2. 2- حمایت از ولایت

پس ما که از شیفتگان راه امام حسین (ع) هستیم باید بکوشیم تا همواره مدافع دین خدا و حامی ولایت باشیم.

اللهم عجل لولیک الفرج – صلوات



برچسب‌ها: ع, », دینداری, ولایتمداری ||موضوعات مرتبط: پرورشی

 نظرات شما | 
| « قاعده ۹۹ چیست؟ » |

| چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 21:31

باسمه تعالی

« قاعده ۹۹ چیست؟ »

پادشاهی به وزیرش می‌ گوید: دقت کردی همیشه خدمت‌کارم از من خوشحال‌تر است در حالی که او هیچ چیز ندارد!!

و منِ پادشاه که همه چیز دارم، حال و روزِ خوبی ندارم!!؟

وزیر گفت: سرورم شما باید قاعده ۹۹ را امتحان کنید!!

پادشاه گفت: قاعده ۹۹ چیست؟!!

وزیر گفت: ۹۹ سکه طلا در کیسه‌ای بگذارید و شب، هنگام رفتن خدمتکار به او بدهید و بگویید این ۱۰۰ سکه طلا هدیه‌ای است برای تو و ببینید فردا چه اتفاقی رخ می‌دهد!!

پادشاه نقشه را آن‌طور که وزیر به او گفته بود، انجام داد....

خدمتکار پادشاه، آن کیسه را برداشت و از پادشاه بخاطر این انعام گران‌بها تشکر فراوان کرد،

موقعی که به خانه رسید سکه‌ها را شمرد، متوجه شد یکی کم دارد!!

پیش خود فکر کرد که شاید آن را در مسیر راه گم کرده است!!

همراه با خانواده‌اش کل شب را دنبال آن یک سکه طلا گشتند، هیچی پیدا نکردند!!

خدمتکار ناراحت و ناامید به خانه برگشت!!

هزار فکر و پریشانی به سراغش آمد که این یک سکه را کجا گم کرده،با آنکه آن‌ همه سکه‌های دیگر را در اختیار داشت!!

تمام فکرش معطوف به اون یک سکه بود...

روز بعد خدمتکار پریشان حال بود چرا؟! چون شب نخوابیده بود.

وقتی که پیش پادشاه رسید چهره‌ای درهم و ناراحت داشت، مثل روزهای قبل شاد و خوشحال نبود!!

پادشاه آن موقع فهمید که معنی قاعده ۹۹ چیست!!

آری، قاعده ۹۹ آن است که داشته های خود را نمی‌بینیم و تمرکز ما بر روی نداشته هاست ،

و در تمام ادوار زندگیمان دنبال آن یک گمشده می‌گردیم و خودمان را به خاطر آن ناراحت می‌کنیم و فراموش کرده‌ایم که شاید داشته های ما بسیار بیشتر از نداشته های مان است .

قاعده ۹۹ همان تمامیت خواهی و کمال گرایی افراطی است.

قاعده ۹۹ زیستن در فضای ناهوشیاری است.

قاعده ۹۹عدم پذیرش واقعیت و شرایط زندگی است.

*پس به داشته هایمان بیاندیشیم و قدر آنها را بدانیم.*

*آسایش و آرامش و رشد در فضای شکرگزاری مثبت حاصل می‌شود .*

*اللهم عجل لولیک الفرج - صلوات*




 نظرات شما | 
| موفقیت دانش آموز آقای کوروش خضری در فراخوان هوای پاک، انرژی پاک |

| چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 20:58

باسمه تعالی

دانش آموز عزیز

جناب آقای کوروش خضری مطلق

انتخاب اثر عکاسی شما با موضوع :

هوای پاک ، انرژی پاک

که از سوی شبکه بهداشت کازرون برگزار شده است به شما و خانواده محترمتان تبریک می گوییم

آفرین به تلاش و پشتکارتان

مدیریت، کارکنان و دانش آموزان دبیرستان شهید دستغیب کازرون

 نظرات شما | 
| « دستورات اخلاقی و خودسازی » |

| جمعه یازدهم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 16:31

باسمه‌تعالی ‍

« دستورات اخلاقی و خودسازی »

آیت‌الله ناصری:

برای کسانی که خواهان تقرب به خدا و ساحت مقدس امام زمان علیه‌السلام هستند می‌توان موارد زیر را که از روایات هستند، توصیه کرد. این موارد در حقیقت، قدم‌های اولیة خودسازی و سلوک معنوی هم محسوب می‌شوند.

1- اول توبه‌ای از اعمال گذشته بکند و تصمیم بگیرد که در آینده گناه نکند، مبارزة با حق ننماید و شیطان را پیروی نکند.

2- ملتزم بشود که نمازهایش را اول وقت بخواند.

3- تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام را بعد نمازها حتماً بخواند.

4-هر صبح، دعای عهد را بخواند.

5- اغلب اوقات با وضو باشد.

6- همین‌طوری که در روایت آمده است، روزی صدبار استغفار کند.

7- روزی پنجاه آیة قرآن بخواند.

8- موقع خواب، با وضو باشد و مقداری قرآن بخواند.

انجام این اعمال، بسیار مفید است و سبب زوال یا کم‌رنگ‌شدن این حجاب‌ها می‌شود و در نتیجه، انسان از انوار قدسی حضرت بیشتر بهره می‌برد.

اللهم عجل لولیک الفرج - صلوات




 نظرات شما | 
| «حسین، حسین خونه ما ... » |

| شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 23:14

باسمه‌تعالی

«حسین، حسین خونه ما ... »

اسمش عبدالله بود ...

توی شهر معروف بود به عبدالله دیوونه، همه می شناختنش!

مشکل ذهنی داشت

خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست‌وحسابی نداشت

زوری خرج شکم خودش و خانمش رو می‌داد

تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود

هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود

نمی دونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد .

یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه

دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت نمی تونست درست صحبت کنه

به زبون خودش می‌گفت ... حسین، حسین خونه ما.

مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودت و خانمت رو زوری میدی هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط!

عبدالله دیوونه ناراحت شد

به پهنای صورت اشک می‌ریخت می‌گفت آقا؛ حسین، حسین خونه ما.

بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن که حسین، حسین خونه عبدالله باشه.

اومد خونه

به خانمش گفت، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری

خونه هم که اجاره است ... .

چه جوری حسین، حسین خونه ما باشه

کتکش زد ...

گفت عبدالله من نمی دونم

تا هفته دیگه میری کار می‌کنی پول هیئت رو در میاری ...

و اِلا خودتم میندازم بیرون از خونه

عبدالله قبول کرد

معروف بود تو شهر، کسی کار بهش نمی‌داد هرجا می‌رفت قبول نمی کردن

هی می‌گفت آقا حسین، حسین قراره خونه ما باشه ...

روز اول گذشت، روز دوم گذشت ...

تا روز آخر خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی

تا شب فقط وقت داری، پول آوردی، آوردی، نیاوردی درو به رو خودت و هیئت‌ها باز نمی‌کنم.

عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه می‌کرد و می‌گفت حسین، حسین خونه ما

رفت؛ از شهر خارج شد بیرون از شهر یه آقایی رو دید

آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا؟ مگه قرار نبود حسین، حسین خونه شما باشه؟!

عبدالله دیوونه گریه اش گرفت تعریف کرد برای اون آقا که چی شده و ...

آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروش‌ها

بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده، بفروش خرج حسین، حسین خونه رو بده.

عبدالله خندش گرفت، دوید به سمت بازار فرش فروش‌ها

به هرکی می‌رسید می‌خندید و می‌گفت حسین، حسین خونه ما ... خونه ما.

رسید به مغازه حاج اکبر گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده!

حاج اکبر برق از سرش پرید، عبدالله دیوونه رو می‌شناخت

گریه‌اش گرفت، چشمای عبدالله رو بوسید، عبدالله ...

امانتی یابن الحسن رو بهش داد
رفت تو بازار فروخت،

با پولش می‌شد خرج ۱۰۰ تا حسین، حسین دیگه رو هم داد.

با خنده دوید سمت خونه نمی دونم گریه می‌کرد، می‌خندید، می‌گفت حسین، حسین خونه ما

رسید به خونه شب شده بود .

دید خادمای هیئت خونه رو آماده‌کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب.

آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد.

عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود، خیلی خوب صحبت می‌کرد

آخه یابن الحسن رو دیده بود.

میخوام بگم حسین تو حواست به عبدالله بود حواست بود خرج هیئتت رو نداره
این‌جوری هواشو داشتی


آقا حتماً حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه.

میشه یه شب حسین، حسین بین‌الحرمین باشه؟

میشه درد منم دوا کنی بیام حرم




 نظرات شما | 
| سفارش امام سجاد (ع) به فرزندش |

| سه شنبه یکم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 7:15

باسمه‌تعالی

امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

فرزندم با پنج کس همنشینی و رفاقت مکن.

1) از همنشینی با دروغگو پرهیز کن؛ زیرا او همه چیز را بر خلاف واقع نشان می دهد، دور را نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند.

2) از همنشینی با گناهکار و لاابالی بپرهیز، زیرا او تو را به بهای یک لقمه یا کمتر از آن می فروشد.

3) از همنشینی با بخیل برحذر باش که او از کمک مالی به تو آنگاه که بسیار به آن نیازمندی، مضایقه می‌کند.

4) از همنشینی با احمق ( کم عقل ) اجنتاب کن، زیرا او می خواهد به تو سودی رساند؛ ولی به زیان تو می انجامد.

5) از همنشینی با «قاطع رحم» (کسی که با خویشاوندان قطع رابطه کرده است) بپرهیز که او در سه جای قرآن لعن و نفرین شده است.

شهادتش بر همگان تسلیت باد

اللهم عجل لولیک الفرج - صلوات

 نظرات شما |