| نتایج اولیه جشنواره فرهنگی هنری فردا 1401-1400 |

| جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 23:4

باسمه تعالی

 

نتایج اولیه جشنواره فرهنگی هنری فردا 1401-1400

 

سلام علیکم ، ضمن عرض تبریک میلاد منجی عالم بشریت ، حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) نتایج اولیه جشنواره فرهنگی و هنری فردا خدمتتان تقدیم می شود . کسب این موفقیت ها به دانش آموزان هنرمند و ارزشمند تبریک می گوییم و از خداوند مهربان سربلندی آنان را مسالت می ماییم . 

 

مدیریت دبیرستان شهید دستغیب کازرون 

 

ردیف

نام و نام خانوادگی

کلاس

رشته

مقام

1

محسن بوستانی

دهم

خط ثلث

اول

2

عرفان رضایی

دهم

وبلاگ

اول

3

کورش خضری مطلق

یازدهم

خط نستعلیق

اول

4

مهدی طوفان فرد

یازدهم

داستان نویسی

اول

5

کوروش خضری مطلق

یازدهم

شعر

اول

6

محمد طبیبی

یازدهم

طراحی جلد کتاب

اول

7

کوروش خضری مطلق

یازدهم

عکاسی

اول

8

کوروش خضری مطلق

یازدهم

فتومونتاژ

اول

9

سینا ادیبی

یازدهم

مداد رنگ

اول

10

مهدی کریمیان منفرد

یازدهم

نقاشی دیجیتال

اول

11

مهدی کریمیان منفرد

یازدهم

نقد فیلم

اول

12

سید محمد طبیبی

یازدهم

نماهنگ

اول

13

سینا ادیبی

یازدهم

خط نستعلیق

دوم

14

کوروش خضری مطلق

یازدهم

رنگ روغن

دوم

15

سید محمد طبیبی

یازدهم

عکاسی

دوم

16

سینا ادیبی

یازدهم

عکاسی

دوم

17

سید محمد طبیبی

یازدهم

مداد رنگ

دوم

18

محمد امیری

یازدهم

داستان نویسی

سوم

19

محمد مهدی مزارعی

دوازدهم 

تک خوانی- سنتی

دوم

 




 نظرات شما | 
| « بیست جمله از رهبر انقلاب درباره  شهید و شهادت » |

| شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 11:58

باسمه تعالی

 

« بیست جمله از رهبر انقلاب درباره  شهید و شهادت »

 

  1. شهادت، مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است.

 

  1. شهادت، یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی و میهمان شدن بر سر سفره‌ی ضیافت الهی؛ این خیلی باعظمت است.

 

  1. شهادت بدین معنا است که یک انسان برترین و محبوب ترین سرمایه‌ی دنیوی خویش را نثار آرمانی سازد که معتقد است زنده ماندن و بارور شدن آن، به سود بشریت است.

 

  1. ایثار، یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود. این، اوّلین موضعگیرىِ شهید است.

 

  1. شهدا این هدیه‌ی الهی را آسان و رایگان به‌دست نیاوردند؛ به قیمت مجاهدت به‌دست آوردند؛ در راه خدا جهاد کردند، از خودشان گذشتند و خدا این هدیه را به آنها داد.

 

  1. هدیه شهادت را خدا به چه کسی می دهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمی دهد ،  به کسانی می دهد که در راه او مجاهدت کنند.

 

  1. شهید جان را فروخت و در مقابلِ آن، بهشت و رضاى الهى را گرفت که بالاترین دستاوردها است.
  2. آن چیزى که ما باید به آن افتخار بکنیم این است که رسم شهادت و سنّت الهىِ قتل فی‌سبیل‌ا‌لله‌، با نظام اسلامى زنده شد.

 

  1. خاصیت کشته شدن در راه خدا این است که  انسانى جان خود را صرف می کند براى یک هدف و مقصد الهى و خداى متعال هم در پاسخ به این ایثار و گذشت بزرگ، حضور او را در ملّت او تداوم می بخشد و یاد، فکر و آرمان او زنده می ماند.

 

  1. اگر این شهادت ها نبود، اگر این فداکاری‌ها نبود، این نظام باقی نمی ماند؛ این نهال نظام ، مورد تهاجم طوفان های سخت بود.

 

  1. مساله‌ى شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است.

 

  1. بزرگداشت شهدا برای آینده‌ی این کشور، حیاتی و ضروری است.

 

  1. گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست.

 

  1. من عقیده‌ی راسخ دارم بر اینکه یکی از نیازهای اساسی کشور، زنده نگه داشتن نام شهدا است.

 

  1. جلسات بزرگداشت شهدا، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است.

 

  1. روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند.

 

  1. آنجائی که یاد شهادت، یاد و ذکر شهیدان، تمجید از عظمت شهیدان وجود دارد، هر انسانی، هر دلی احساس عظمت و استغنای از غیر خدا می کند.

 

  1. فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ تلاش کردن با سرمایه‌گذاری از خود برای اهداف بلندمدّت مشترک بین همه‌ی مردم؛ که البتّه در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملّت ایران هم نیست، برای دنیای اسلام بلکه برای جهان بشریت است.

 

  1. در بیان زندگی‌نامه‌ی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.

 

  1. یاد، افتخارات، عزت شهدا را همه باید نصب‌العین خودشان قرار بدهند؛ نگذارید فراموش بشود.

 

به یادشان صلوات

 

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR




 نظرات شما | 
| « برگزیدگان مسابقات قرآن و معارف اسلامی- مرحله شهرستان » - سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ |

| شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 8:17

باسمه تعالی 

« برگزیدگان مسابقات قرآن و معارف اسلامی - مرحله شهرستان »

سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰

 

عرفان رضایی- کلاس دهم 

رشته ترتیل - مقام سوم

 

 

محمد امیری- کلاس یازدهم 

رشته تفسیر- مقام اول

 

 

احمد نیاکان- کلاس دهم 

رشته نهج البلاغه - مقام اول

 

 

سینا ادیبی- کلاس یازدهم 

رشته نهج البلاغه- مقام اول

 

 

مهدی مطهری نیا- کلاس دوازدهم 

رشته نهج البلاغه - مقام اول

 

 

فرزان شفیعی- کلاس دهم 

رشته صحیفه سجادیه - مقام اول

 

 

محمد امیری- کلاس یازدهم 

رشته صحیفه سجادیه- مقام اول

 

 

کوروش خضری مطلق- کلاس یازدهم 

رشته اذان - مقام اول

رشته ترتیل - مقام دوم 

 

 

حسن تیموری- کلاس دوازدهم 

رشته اذان - مقام اول

 

 

عرفان رضایی- کلاس دهم 

رشته احکام - مقام اول

 

 

محسن پوستانی- کلاس دهم 

رشته انشای نماز- مقام دوم

 

ضمن عرض تشکر از همه ی دانش آموزان عزیزی که در مسابقات قرآن و معارف اسلامی شرکت فعال داشته اند، این موفقیت ها به این عزیزان و خانواده آنان و همه دانش آموزان دوست داشتنی دبیرستان شهید دستغیب تبریک می گوییم و از خداوند متعال زندگی با برکت در سایه پیروی از قرآن و معارف اسلامی مسالت داریم . 

 

کارکنان دبیرستان شهید دستغیب کازرون  




 نظرات شما | 
| « آیات زندگی (۱۴) - سخن حق بگویید. » |

| جمعه بیستم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 22:27

بسم الله الرحمن الرحیم

« آیات زندگی (۱۴) - سخن حق بگویید. »

 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِیداً

اى کسانى که ایمان آورده اید! تقواى الهى پیشه کنید و سخن حق بگوئید.(احزاب -۷۰)

 

-سخن حق بگوئید تا اعمالتان اصلاح شود.

واژه «سدید» از ماده « سدّ » به معنى  محکم و استوار  و خلل ناپذیر و موافق حقیقت و واقعیت است، سخنى است که همچون یک سدّ محکم، جلو امواج فساد و باطل را مى گیرد. 

 

در آیه بعد، نتیجه  قول سدید  و سخن حق را چنین بیان مى فرماید: خداوند به خاطر تقوا و گفتار حق، اعمال شما را اصلاح مى کند و گناهان شما را مى بخشد. (یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ).

در حقیقت، تقوا پایه اصلاح زبان و سرچشمه گفتار حق است، و گفتار حق یکى از عوامل مؤثر اصلاح اعمال،و اصلاح اعمال، سبب آمرزش گناهان است، چرا که: إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ:  اعمال نیک، گناهان را از بین مى برند.

 

علماى اخلاق گفته اند: زبان، پربرکت ترین عضو بدن، و مؤثرترین وسیله طاعت و هدایت و اصلاح است، و در عین حال، خطرناک ترین و پرگناه ترین عضو بدن محسوب مى شود، تا آنجا که بیش از سى گناه کبیره، از همین عضو کوچک صادر مى گردد.

 

در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: ایمان هیچ بنده اى از بندگان خدا به راستى نمى گراید، مگر این که قلبش مستقیم گردد، و قلبش مستقیم نمى شود، مگر این که زبانش درست شود.

 

جالب این که: در حدیث دیگرى از امام سجاد(علیه السلام) آمده است: زبان هر انسانى همه روزه صبحگاهان از اعضاى دیگر احوالپرسى مى کند و مى گوید: کَیْفَ أَصْبَحْتُمْ؟!:  چگونه صبح کردید؟ (حال شما چطور است؟).

 

همه آنها در پاسخ این اظهار محبت زبان، مى گویند: بِخَیْر اِنْ تَرَکْتَنا:  حال ما خوب است اگر تو بگذارى !.

 

سپس اضافه مى کنند: تو را به خدا سوگند ما را رعایت کن. ما به وسیله تو ثواب مى بینیم و یا مجازات مى شویم.

 

در این زمینه، روایات، بسیار است که همگى حاکى از اهمیت فوق العاده نقش زبان، و اصلاح آن، در اصلاح اخلاق و تهذیب نفوس انسانى است.

 

و به همین دلیل، در حدیثى مى خوانیم: هرگز پیامبر بر این منبر ننشست، مگر این که این آیه را تلاوت فرمود:  اى کسانى که ایمان آورده اید تقواى الهى را پیشه کنید و سخن حق و درست بگوئید.

 

در پایان آیه مى افزاید:  هرکس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، به فوز عظیمى نائل شده است. (وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً).

 

چه رستگارى و پیروزى از این برتر و بالاتر، که اعمال انسان پاک گردد، و گناهانش بخشوده شود، و در پیشگاه خدا رو سفید گردد؟!

 

خدایا ما را از کسانی قرار بده که مخلصانه امانت تو را پذیرا شدند و عاشقانه از آن پاسداری کردند

و به وظایف خوش در برابر آن قیام نمودند.

 

*****************************************************************

گرفته شده از تفسیر نمونه ، نوشته آیت الله مکارم شیرازی

 

# شنبه های قرآنی 

دبیرستان شهید دستغیب کازرون




 نظرات شما | 
| « انقاق در کلام قرآن در سوره بقره » |

| سه شنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 11:17

باسمه تعالی

« انقاق در کلام قرآن در سوره بقره »

 

گردآوری : محمد بارونی

در قرآن کریم آیات متعددی در باره انفاق و انفاق کننده آمده است، آنچه می خوانید، عبارات بسیار زیبا و ارزشمندی است که استاد قرائتی در تفسیر نور، در ذیل آیات سوره بقره که در باره انفاق می باشد بیان داشته اند:

 

1- پس از اصل ایمان، اقامه‌ى نماز و انفاق از مهم‌ترین اعمال است. 

 

2- انفاق باید از مال حلال باشد، چون خداوند رزق‌ هرکس را از حلال مقدّر کرده است.

 

3- با انفاق، خود و اموالتان را بیمه کنید.

 

4- انفاق، شامل کارهاى کوچک و بزرگ مى‌شود.

 

5- انفاق باید از چیزهاى خوب و مرغوب باشد.

 

6- انفاق، تنها در امور مالى نیست، بلکه هر نفع و بهره‌اى را در برمى گیرد.

 

7- بهترین مورد انفاق، والدین و بستگان هستند.

 

8- انفاق به خویشان، مایه‌ى استحکام پیوندهاى خانوادگى است.

 

9-انفاق به دیگران، سبب جبران کمبودهاى مالى و عاطفى نیازمندان و برطرف نمودن اختلاف طبقاتى است.

 

10- یاد معاد، عاملى براى تشویق به انفاق است.

 

11-بهره‌گیرى در قیامت، زمانى است که هدف از انفاق تنها رضاى خدا باشد.

 

12- انفاق، تنها پاداش اخروى ندارد، بلکه سبب رشد وتکامل وجودى خود انسان مى‌گردد.

 

13- انفاق، زمانى ارزشمند است که در راه خدا باشد. در اسلام اقتصاد از اخلاق جدا نیست.

 

14-خداوند، آینده انفاق کننده را تضمین کرده است.

 

15- کسى که بدون منّت و آزار و فقط براى خدا انفاق مى‌کند، از آرامشى الهى برخوردار است.

 

16- منّت گذارى و آزار فقیر، پاداش انفاق و صدقات را از بین مى‌برد.

 

17- انفاق مهم نیست، انگیزه و روحیّه‌ى انفاق کننده مهم است.

 

18- هدف از انفاق، رهایى از بخل است، نه رهایى از اشیاى بى‌ارزش و نامطلوب. 

 

19- در انفاق، تفاوتى میان پول نقد یا کالا نیست.

 

20- بخششِ بادآورده‌ها مهم نیست، بلکه بخشش از دست‌رنج، داراى ارزش است.

 

21- در انفاق باید کرامت محرومان محفوظ بماند.

 

22-نه تنها از چیزهاى ناپاک و پست انفاق نکنید، بلکه به فکر آن نیز نیفتید.

 

23-اثر انفاق به خود شما بر مى‌گردد، وگرنه خداوند غنى و بى‌نیاز است.

 

24-حال که خداوند از انفاق ما با خبر است، پس بهترین مال را با والاترین اهداف خرج کنیم.

 

25-انفاق، مخصوص ثروتمندان و اموال زیاد نیست، مال کم را نیز انفاق کنید.

 

26- ایمان به اینکه خداوند مى‌داند، بهترین دلگرمى براى انفاق وعمل به تعهّدات‌ و نذرهاست.

 

27-از ایجاد فشار اقتصادى و ترک انفاق، براى ایمان آوردن کفّار استفاده نکنید.

 

28-رسیدگى به محرومان، یک وظیفه انسانى است. پس بر غیرمسلمانان نیز انفاق کنید.

 

29-اسلام، مکتب انسان دوستى است و فقر و محرومیّت را حتّى براى غیرمسلمانان نیز نمى‌پسندد.

 

30- فایده‌ى انفاق به خودتان باز مى‌گردد و روح سخاوت را در شما زنده مى‌کند.

 

31- انفاق از پیدایش اختلافات طبقاتى و انفجارهاى اجتماعى جلوگیرى و سبب ایجاد محبّت در جامعه مى‌گردد.

 

32- انفاق مایه محرومیّت شما نیست، بلکه سبب مصونیّت شماست.

 

33- جز براى خداوند انفاق نکنید. زیرا تمام فوائد و آثار دنیایى آن، دیر یا زود از میان مى‌رود.

 

34-اگر انفاق براى خدا باشد، تا ابد از برکات آن بهره‌مند خواهید بود.

 

35- در انفاق دست و دل باز باشید. زیرا آنچه انفاق مى‌کنید، بدون کم و کاست بازخواهید گرفت.

 

36- فقرا، در اموال اغنیا حقّى دارند.

 

37- کسانى که مى‌توانند با مهاجرت به نقطه‌اى دیگر زندگى خود را تأمین نمایند، نباید منتظر انفاق مردم باشند.

 

38- داشتن روحیّه‌ى انفاق و سخاوت مهم است، نه یکى دو بار انفاق، آن هم از روى ترحّم و دلسوزی.

 

39- آرامش و امنیّت، از برکات انفاق است. 

 

40- از هرچه خداوند عطا کرده است از جمله: علم، آبرو، ثروت، هنر و … به دیگران انفاق کنیم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج - صلوات




 نظرات شما | 
| « ای مومنین انفاق کنید! » |

| شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 11:40

باسمه تعالی

 

« ای مومنین انفاق کنید! »

 

" محمد بارونی "

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم ... 

ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید ... ( بقره 254)

**************

از مشکلات بزرگ اجتماعی که جامعه ها را تهدید می کند، وجود فاصله و شکاف طبقاتی است. بدین معنی که عده ای آنقدر ثروت اندوزی می کنند که نمی توانند حساب اموالشان را داشته باشند و عده ای دیگر از فقر و تهیدستی و تامین نیازهای اولیه خود در رنج و زحمت هستند. پیداست جامعه ای که بدین گونه بنا و شکل گیرد، قابل بقا و دوام نمی باشد،و همواره دلهره، نگرانی، اضطراب، بدبینی، کینه و دشمنی نمایان می باشد. اسلام برای رفع این مشکل اجتماعی و شکاف اقتصادی، برنامه های متنوعی چون پرداخت خمس، زکات، وقف، قرض و ... ارائه کرده است. و از جمله این برنامه ها انفاق و بخشش می باشد. لذا خداوند در قرآن مومنین را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:      

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم ....

 ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید ... ( بقره 254)

 

ای مومنین انفاق کنید:

انفاق کنید، که انفاق سبب وحدت جامعه، و تقویت حکومت اسلامی می شود.

 

انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که خرید و فروشی در آن نیست و دوستی و شفاعت دیگران برایتان کارساز نمی باشد.

 

انفاق کنید، که انفاق کردن از بزرگترین سعادت های انسانی و از وظایف قرآنی شما مومنان است.

 

انفاق کنید، و با ترک انفاق و انباشتن اموال و بخل ورزی نسبت به دیگران، درهای نجات و رحمت خدا را به روی شما نبندید.

 

انفاق کنید، که ترک انفاق ستم به خود و ظلم به دیگران و سرچشمه قساوت، سنگدلی، مادیگری و دنیاپرستی است. 

 

انفاق کنید، از اموال حلال و پاکیزه ای که به دست می آورید و بدانید که ترک انفاق، سرپیچی و تخلف از دستور خداست.

 

انفاق کنید، از آنچه که برای خود می پسندید، تا رضایت مومنین و خدای خود را بدست آورید.

 

انفاق کنید، که یکی از مهمترین اسباب نجات در قیامت است. نکند که اموال و اولاد، شما را از یاد خدا غافل کند.

 

ای اهل ایمان آیا می دانید که انفاق در راه خدا، مانند بذر پربرکتی است که چون در زمین مستعدی افشانده شود، از هر بذر هفت خوشه می روید و در هر خوشه ای یکصددانه وجود دارد ( هفتصد دانه) و اگر از روی اخلاص و نیت نیکو انجام شود، خداوند رحمن آن را دو یا چند برابر می کند، اما اگر با منت و آزار و رنجش نیازمندان همراه باشد، سبب از بین رفتن این همه اجر و پاداش می گردد؟

 

پس بدون منت انفاق کنیم، که پاداشش نزد خداست و آنچه که نزد خدا می ماند، نه خطر نابودی ندارد و نه باعث کاستی آن می شود.

 

پروردگارا ! خزائن آسمان ها و زمین از آن توست، ما را به برکت ایمان، عزیزدار و از خزائن بی پایانت، ما را نصیبی مرحمت کن .

 

« آمین یا رب العالمین »




 نظرات شما | 
| « حقوق خدا ، خود و اعضای بدن در رساله حقوق امام سجاد(ع) » |

| شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 11:22

باسمه تعالی

 

« حقوق خدا ، خود و اعضای بدن در رساله حقوق امام سجاد(ع) »

 

حق خدا :

 حق خداى بزرگ آن است که او را بپرستى و چیزى را با او شریک نسازى. اگر با اخلاص چنین کنى، خدا تعهد کرده است که کار دنیا و آخرتت را اصلاح و آن چه در دنیا دوست دارى برایت فراهم کند.

 

حق خود :

حق خودت این است که وجودت را وقف اطاعت خدا کنى و حق زبان، گوش، چشم، دست، پا، شکم، عضو جنسى را به جا آرى و در این راه از خدا کمک بخواهى.

 

حق زبان :

حق زبان این است که با خوددارى از گفتار زشت حرمتش را نگه دارى، به گفتار نیک عادتش دهى، آن را جز در موارد نیاز و منافع دین و دنیا بکار نیندازى، آن را از سخنان بیهوده و زشت و بى ثمر که احتمال زیان دارد و سود چندانى ندارد، بازدارى. زبان، شاخص عقل و زینت فرد و نشانه ى نیک سیرتى است. ولا قوه الاّ باللّه العلى العظیم.

 

حق گوش :

حق گوش دور داشتن آن از شنیدن سخنان است، مگر آن چه که در دل خیرى پدید آورد، یا خوى ارجمندى به آن بیفزاید. در واقع گوش دریچه ى ورود سخن به قلب است که مفاهیم گوناگون و نیک و بد را به آن مى رساند. ولا قوة الاّ باللّه.

 

حق چشم : 

حق چشم این است که آن را به حرام ندوزى و جز آن جا که عبرتى در کار باشد یا بصیرتى بیفزاید یا علمى بدست آورد، بکار نگیرى؛ زیرا چشم دریچه ى عبرت است.

 

حق پا:

حق پا آن است که با آن راه ناروا نپویى و آن را به راهى که پویندگانش خوار و بى مقدارند مرکب خود نسازى. پا جا به جا کننده توست و تو را به راه دین و پیشرفت مى برد. ولا قوة الاّ باللّه.

 

حق دست: 

حق دست آن است که با آن به آن چه بر تو روا نیست دست نبرى تا فردا به کیفر خدا، و امروز به سرزنش نکوهش گران گرفتار نشوى. دیگر آن که آن را از کارهایى که خداوند واجب کرده است بازندارى و با دست کشیدن از بسیارى از نارواها و دست زدن به بسیارى از آن چه که بر او واجب نیست عزیزش دارى. چون چنین شود خردمندى کرده اى و بزرگى دنیا و پاداش آخرت دست مى یابى.

 

 حق شکم :

حق شکم این است که آن را جاى حرام ـ چه کم و چه زیاد ـ نگیرى و در حلال نیز میانه روى و آن را از حد پرورش به حد سستى و پستى نبرى و هنگام گرسنگى و تشنگى بر آن مسلط باشى. پرخورى و سیرى بیش از اندازه کسالت خیز و همت سوز و محروم ساز از هر خیر و کرامت است. پر نوشى و لبریزى هم، زارى و نادانى و خوارى زاید و مرادنگى را از بین مى برد.

 

 حق عضو جنسى:

حق عضو جنسی این است که آن را از آنچه بر تو روا نیست بازدارى و براى این کار از دیده فروبستن که بهترین وسیله است و نیز مرگ را فراوان یادکردن و خود را به خدا تهدیدکردن و از او ترساندن، یارى بگیرى. حفظ و تأیید از خداست. ولاحول ولا قوة الا باللّه.

 

التماس دعا




 نظرات شما | 
| پانزده سخن زییا از امام حسین(ع) |

| شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 10:55

باسمه تعالی

« پانزده سخن زییا از سخنان امام حسین (ع) »

 

امام حسين (ع) فرمود:

 

1- محبّت ما اهل بيت سبب ريزش گناهان است، چنان‏ كه باد، برگ درختان را مى‏ ريزد.

 

2- شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است.

 

3-خوش‏خويى، عبادت است و سكوت، زينت.

 

4-كسى كه دوست دارد اجلش به تأخير افتد و روزى ‏اش افزايش يابد، صله رحم به‏ جا آورد.

 

5-كسى كه براى جلب رضايت مردم، موجب غضب خدا شود، خداوند او را به مردم وا مى‏ گذارد.

 

6-باگذشت‏ ترين مردم كسى است كه با وجود قدرت، گذشت كند.

 

7-چيزى كه از ارزشتان بكاهد، بر زبان جارى نكنيد.

 

8-مبادا از كسانى باشىد كه از گناه ديگران بيمناكند، و از كيفر گناه خود آسوده خاطرند.

 

9-هركه گرفتارى مؤمنى را برطرف كند، خداوند گرفتاري هاى دنيا و آخرتش را برطرف مى‏ كند.

 

10-بزرگوار كسى است، كه گفتارش با عملش يكى باشد.

 

11-آن ‏كس كه هديه تو را بپذيرد، تو را در بزرگوارى كمك كرده است.

 

12-گريه از ترس خدا، باعث نجات از آتش جهنّم است.

 

13-از غيبت بپرهيزید، كه خورش سگ هاى دوزخ است.

 

14-سزاوار نيست كه مؤمن، گناهكارى را ببيند و او را از گناه باز ندارد.

 

15-عقل جز با پيروى از حق، كامل نمى ‏شود.

 

التماس دعا 




 نظرات شما | 
| « منبع دریافت نعمت خدا »  |

| شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 8:42

باسمه تعالی

آیات زندگی (۱۳)

« منبع دریافت نعمت خدا » 

 

لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

همانا اگر شکر کنید، قطعاً شما را مى افزایم، و اگر کفران کنید البته عذاب من سخت است.(ابراهیم _ ۷)

 

این آیه، مهم ترین و صریح ترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت و یا کفران آن است، که بعد از آیه ى مربوط به نعمت آزادى و تشکیل حکومت الهى، به رهبرى حضرت موسى مطرح شده است و این، رمز آن است که حکومت الهى و رهبر آسمانى مهم ترین نعمت هاست، و اگر شکرگزارى نشود خداوند مردم ناسپاس را به عذاب شدیدى گرفتار مى کند.

 

شکر نعمت مراحلى دارد:

الف: شکر قلبى که انسان همه نعمت ها را از خداوند بداند.

ب: شکر زبانى، نظیر گفتن «الحمدللَّه».

ج: شکر عملى که با انجام عبادات و صرف کردن عمر و اموال در مسیر رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مى آید.

 

امام صادق علیه السلام فرمود: شکر نعمت، دورى از گناه است و نیز فرمود: شکر آن است که انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زیرکى و علم و عقل و تلاش خود یا دیگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمت هاى الهى را وسیله ى گناه قرار ندهد، شکر واقعى آن است که انسان نعمت خدا را در مسیر خدا قرار دهد.

 

در حدیث مى خوانیم که خداوند به موسى وحى کرد: حقّ شکر مرا بجا آور.

موسى گفت: این کار امکان ندارد، زیرا هر کلمه ى شکر نیز شکر دیگرى لازم دارد.

وحى آمد: همین اقرار تو و این که مى دانى هر چه هست از من است، بهترین شکر من است.

به گفته روایات، کسى که از مردم تشکر نکند از خدا نیز تشکر نکرده است. «من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر اللَّه»

اگر نعمت خدا را در مسیر غیر حقّ مصرف کنیم، کفران نعمت و زمینه کفر است. «لئن کفرتم»

 

پیام ها:

  • سنّت خداوند بر آن است که شکر را وسیله ى ازدیاد نعمت قرار داده و این سنّت را قاطعانه اعلام کرده است.
  • شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند.
  • خدا براى تربیت ما، شکر را لازم کرد نه آنکه خود محتاج شکر باشد. «ربّکم»
  • با شکر نه تنها نعمت هاى خداوند بر ما زیاد مى شود، بلکه خود ما نیز رشد پیدا مى کنیم، زیاد مى شویم و بالا مى رویم.«لازیدنّکم»
  • کیفر کفران نعمت، تنها گرفتن نعمت نیست، بلکه حتى گاهى نعمت سلب نمى شود ولى به صورت نقمت و استدراج در مى آید تا شخص، کم کم سقوط کند. «لان کفرتم انّ عذابى لشدید»
  •  

منبع : تفسیر نور- نوشته استاد قرائتی




 نظرات شما | 
| « خلاصه ای از زندگی‌نامه امام موسی کاظم(ع) از ولادت تا شهادت » |

| شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 11:55

باسمه تعالی

 

« خلاصه ای از زندگی‌نامه امام موسی کاظم(ع) از ولادت تا شهادت »

 

امروز یکشنبه  هفتم اسفند ۱۴۰۰ 9 برابر با 25 رجب 144۳ هجری قمری سالگرد شهادت امام هفتم شیعیان امام موسی کاظم (ع) است. به همین مناسبت شایسته است زندگی آن حضرت را از ولادت تا شهادت مرور کنیم.

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام مشهور به امام موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان در بیستم ماه ذی الحجه سال 128 هجری قمری، در قریه ابواء (میان مکه و مدینه) دیده به دنیا گشود. پدر بزرگوارشان امام جعفر صادق (ع)، امام ششم شیعیان و مادر مهربان مکرمه‌اشان، حمیده بربریه یا حمیده پاک می باشد.

امام موسی کاظم(ع) پیشوایی بود که منزلتی بزرگ و شانی عظیم داشت و همواره در تجهد کوشا بود؛ عبادتشان معروف بود و بر طاعت بندگی مواظبت می کرد و شب را به سجود به پایان می برد و روز را به صدقه و روزه می‌گذراند.

 

ولادت امام موسی کاظم(ع)

امام موسی بن جعفر(ع) در سال 128 یا 129 هجری قمری هنگامی که امام صادق (ع) و همسرش حمیده از حج بازمی‌گشتند، در منطقه ابواء به دنیا آمد. برخی مکان ولادت ایشان را مدینه دانسته‌اند.

 

فرزندان امام موسی کاظم(ع)

حضرت ابوالحسن موسی (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت، در میان تمام فرزندان حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(علیه السلام) از همه بزرگوارتر و عالیقدرتر و داناتر و فاضل تر بوده. احمد بن موسی مردی کریم و بزرگوار و پرهیزکار بود و حضرت موسی بن جعفر این فرزند بزرگوار را دوست می داشت و بر سایر فرزندان مقدم می‌داشت .

 

مناظرات علمی امام موسی کاظم (ع)

مناظرات و گفتگوهایی از امام کاظم با برخی از خلفای عباسی، دانشمندان یهودی و مسیحی، ابوحنیفه و دیگران گزارش شده است. باقر شریف قرشی هشت گفتگو از امام کاظم، تحت عنوان مناظرات آن حضرت گرد آورده است.

 

رفتارهای سیاسی امام موسی کاظم(ع)

دورانی که امام کاظم علیه السّلام در آن زندگی می‌ کرد، مصادف با نخستین مرحله استبداد و ستمگری حکّام عباسی بود. این اعمال فشار از زمان امام صادق علیه السّلام آغاز شد و تا زمان امام رضا علیه السّلام که دوره خلافت مأمون بود با شدّت هر چه تمام تر ادامه یافت؛ مردم در زمان مأمون اندکی احساس امنیت سیاسی کردند، ولی دیری نپایید که دستگاه خلافت بدرفتاری و اعمال فشار بر مردم را دوباره از سر گرفت. فشار سیاسی عباسیان در دوره‌ای آغاز شد که پیش از آن امام باقر و صادق(ع) با تربیت شاگردان فراوان، بنیه علمی و حدیثی شیعه را تقویت کرده بودند و جنبشی عظیم در میان شیعه پدید آورده بودند. رسالت امام موسی کاظم (علیه السلام) آن بود تا در این حرکت علمی، توازن و تعادل فکری را میان شیعیان برقرار کنند.

 

عصر امام کاظم علیه السّلام دوران بسیار سختی برای شیعیان بود و در این دوران حرکت های اعتراض‌آمیز متعددی از ناحیه شیعیان و علویان نسبت به خلفای عباسی صورت گرفت که از مهم ترین آنها قیام حسین بن علی، شهید فخ - در زمان حکومت هادی عباسی- و نیز جنبش یحیی و ادریس فرزندان عبد الله بود که در زمان هارون رخ داد. در واقع مهمترین رقیب عباسیان، علویان بودند و طبیعی بود که حکومت آنان را سخت تحت نظارت آنها بگیرد. امامان شیعه همگی بر لزوم رعایت تقیه پافشاری کرده و می ‌کوشیدند تا تشکّل شیعه و رهبری آنها را به طور پنهانی اداره نمایند. طبعا این وضعیت سبب می‌شد تا تاریخ نتواند از حرکات سیاسی آنها ارزشیابی دقیقی به عمل آورد.

 

امام موسی کاظم(ع) در زندان

امام کاظم علیه السّلام دو بار به دست هارون به زندان افتاد که مرتبه دوم آن از سال 179 تا 183؛ یعنی به مدت چهار سال به طول انجامید و به شهادت آن حضرت منجر شد. درباره مرتبه نخست زندان اوّل مدّت قید نشده است.

 

دلایل زندانی شدن امام در این دو بار که هر دو به دست هارون بوده است عبارت است از:

۱- سخت گیری های هارون نسبت به علویان به خصوص امام موسی کاظم(علیه السلام)

۲- نفوذ بسیار امام و علویان در میان مردم به دلیل اینکه فرزندان رسول خدا (صل الله علیه و آله) هستند.

۳- واجب بودن اطاعت از امامان شیعه و ترس دستگاه حکومت از شیعیان

 

هارون فهمید که شیعیان شب و روز به خدمت امام موسی کاظم(ع) می‌رسند. و به خاطر ترس از جان و از دست دادن سلطنتش آن حضرت را به شهادت رسانید.

 

ابتدا هارون، امام کاظم علیه السّلام را نزد حاکم بصره، عیسی بن جعفر بن منصور فرستاد؛ امام چندی در زندان او بسر برد، اما در نهایت، عیسی از این کار خسته شد و به هارون نوشت تا او را تحویل شخص دیگری بدهد.در غیر این صورت او را آزاد خواهد کرد، زیرا در تمام این مدت کوشیده تا شاهدی بر ضد امام به دست آورد، اما چیزی نیافته است.

 

پس از آن، امام موسی کاظم(ع) را تحویل فضل بن ربیع دادند. امام مدتی طولانی نزد وی زندانی بود. گفته شده که از او خواستند تا آن حضرت را به قتل برساند، اما او از این کار سرباز زد. پس از آن، امام موسی کاظم(ع) را تحویل فضل بن یحیی دادند و مدتی نیز در زندان او بسر برد. مطابق نقل مورّخان او حرمت امام را پاس می‌ داشت. پس از آن امام کاظم علیه السّلام را تحویل زندانبان دیگری بنام سندی بن شاهک دادند.

 

شهادت امام موسی کاظم(ع)

واپسین روزهای عمر امام کاظم(ع) در زندان سندی بن شاهک سپری شد. شیخ مفید گفته است سندی، به دستور هارون الرشید امام را مسموم کرد و امام سه روز پس از آن به شهادت رسید. شهادت وی 25 رجب سال 183 هجری قمری در بغداد رخ داده است. درباره زمان و مکان شهادت امام کاظم (ع) نظرات دیگری هم وجود دارد.

 

پس از آن‌که امام موسی بن جعفر(ع) به شهادت رسید، به دستور سِندی بن شاهک پیکر او را روی پل بغداد قرار دادند و اعلام کردند که موسی بن جعفر به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. درباره چگونگی شهادت وی گزارش‌های متفاوتی وجود دارد؛ بیشتر تاریخ‌نویسان بر این باورند که یحیی بن خالد و سندی بن شاهک او را مسموم کرده‌اند. در گزارشی نیز گفته شده او را با پیچیدن در فرش، خفه کرده‌اند.

 

برای قراردادن بدن امام کاظم(ع) در معرض دید عموم دو دلیل گفته شده: یکی اثبات این‌که او به مرگ طبیعی از دنیا رفته؛ دیگری باطل کردن باور کسانی که به مهدویت او اعتقاد داشته‌اند.

 

پیکر امام موسی بن جعفر(ع) را در منطقه شونیزیه در مقبره خانوادگی منصور که به مقابر قریش شهرت داشت، دفن کردند. مدفن ایشان به حرم کاظمین مشهور است. گفته شده دلیل عباسیان برای این‌که بدن امام را در این مقبره دفن کردند، ترس از آن بود که مبادا مکان دفن امام موسی کاظم(ع) محل تجمع و حضور شیعیان شود.

 

خدایا زیارت این امام مظلوم در دنیا و شفاعت وی در آخرت نصیب ما بگردان




 نظرات شما | 
| آیات زندگی (۱۲) – « دو تکیه گاه محکم » |

| شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 7:55

باسمه تعالی

آیات زندگی (۱۲) – « دو تکیه گاه محکم »

 

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا  اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ).

اى کسانى که ایمان آورده اید از صبر و نماز کمک  بگیرید.( بقره – ۱۵۳)

 

در این آیه شریفه خداوند به مومنان دستور می دهد که با این دو نیروی استقامت و توجه به خدا  به جنگ مشکلات و حوادث سخت  بروید که پیروزى از آن شما است. زیرا خداوند با صابران است  (إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ).

به عکس آنچه بعضى تصور مى کنند، صبر هرگز به معنى تحمل بدبختى ها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه صبر و شکیبائى به معنى پایدارى و استقامت در برابر هر مشکل و هر حادثه است.

لذا بسیارى از علماى اخلاق براى  صبر سه شاخه ذکر کرده اند:

۱-صبر بر اطاعت، یعنى مقاومت در برابر مشکلاتى که در راه طاعت وجود دارد.

۲- صبر بر معصیت، یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى گناه و شهوات سرکش و  طغیانگر.

۳- و صبر بر مصیبت، یعنى پایدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و ترک جزع و فزع.

کمتر موضوعى را مى توان در قرآن یافت که مانند صبر تکرار و مورد تأکید قرار گرفته باشد، در قرآن مجید حدود هفتاد مورد از صبر، سخن به میان آمده که بیش از ده مورد از آن به شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) اختصاص دارد.

تاریخ مردان بزرگ نیز گواهى مى دهد که یکى از عوامل مهم یا مهم ترین عامل پیروزى آنان استقامت و شکیبائى بوده است، افرادى که از این صفت بى بهره اند در گرفتارى ها بسیار زود از پا در مى آیند. به همین دلیل در قرآن مجید روى این موضوع با مؤکدترین بیان تکیه شده  است،

در  نهج البلاغه در کلمات قصار مى خوانیم: بر شما باد به صبر و پایدارى که صبر در برابر ایمان همچون سر در مقابل تن است و تن بى سر فایده اى ندارد، همچنین ایمان بدون صبر ناپایدار و بى نتیجه  است .

در روایات اسلامى عالى ترین صبر را آن دانسته اند که به هنگام فراهم  آمدن وسائل عصیان و گناه، انسان مقاومت کند و از لذت گناه چشم بپوشد.

در این آیه، مخصوصاً به مسلمانان انقلابى نخستین، که دشمنان  نیرومند، خون خوار و بى رحم از هر سو آنها را احاطه کرده بودند، دستور داده شده  است: در برابر حوادث مختلف از قدرت صبر و پایمردى کمک بگیرند، که نتیجه آن استقلال شخصیت، و اتکاء به خویشتن و خودیارى در پناه ایمان  به خداست و تاریخ اسلام این حقیقت را به خوبى نشان مى دهد که همین اصل اساسى پایه اصلى همه پیروزى ها بود.

موضوع دیگرى که در آیه بالا به عنوان یک تکیه گاه مهم در کنار صبر،  معرفى شده نماز  است، لذا  در احادیث اسلامى مى خوانیم: هنگامى که حضرت على(علیه السلام) با مشکلى روبرو مى شد به نماز بر مى خاست و پس از نماز به دنبال حل  مشکل مى رفت و این آیه را تلاوت مى فرمود: وَ اسْتَعینُوا  بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاه… .

از این موضوع هرگز نباید تعجب کرد، زیرا هنگامى که انسان در برابر مشکلات طاقت فرسا قرار مى گیرد، و نیروى خود را براى مقابله با آنها ناچیز  مى بیند، نیاز به تکیه گاهى دارد که از هر جهت نامحدود و بى انتها باشد، نماز او را با چنین مبدئى مربوط مى سازد، و با اتکاء بر او مى تواند با روحى مطمئن و آرام، امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند.

 

بنابراین، آیه فوق در حقیقت به دو اصل توصیه مى کند:

۱-یکى اتکاى به خداوند که نماز مظهر آن است

۲-و دیگرى مسأله خودیارى و اتکاى به نفس که به عنوان صبر از آن  یاد شده است.

 

پروردگارا توفیق فرگیری و عمل به دستوراتی که در قرآن آمده است به ما عنایت بفرما

منبع تفسیر نمونه- نوشته حضرت آیت الله مکارم




 نظرات شما |