| «عصر عاشورا بر اهل بیت امام حسین (ع) چگونه گذشت؟» |

| پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 9:22

باسمه تعالی 

«  عصر عاشورا بر اهل بیت امام حسین (ع) چگونه گذشت؟  »

 

 سال ۶۱ هجری قمری، عصر روز دهم محرم، لشکر یزید بعد از این که امام حسین (علیه السلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند. آن نامردان به سوی خیمه های حرم امام حسین (علیه السلام) روی آوردند و اثاث و لباس ها و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهلبیت پاک با آن بی شرمان بر سرجامه ای در کشمکش بود و عاقبت آن لعنت شدگان الهی جامه را از او می ربودند. (1)


دختران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حریم او از خیمه ها بیرون آمده و می گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می نمودند.بعد از این اموال اهلبیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند. و آن بزرگواران را از کنار پیکر امام حسین (علیهالسلام) گذراندند. وقتی نگاه اهلبیت به کشته ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.(2)


بعد از به اسارت گرفتن اهل بیت، عمر سعد ملعون در میان یارانش فریاد کشید: چه کسی حاضر است که اسب بر پشت و سینه حسین (علیه السلام) بتازد! ده نفر داوطلب شدند و پیکر مطهر امام حسین(علیه السلام) را با سمّ اسبان لگدکوب کردند.(3)


در عصر عاشورا عمر سعد سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده (که هفتاد دو سر بود) و به همراهی شمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.(4)


سپس کشته های خودشان را جمع کرده و دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین (علیه السلام) و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا این که توسط قبیله بنی اسد و به راهنمایی امام سجاد (علیه السلام) دفن شدند.(5)


شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهلبیت در یک خیمه نیم سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهلبیت (علیهم السلام) نقل نشده ولی می توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه ها و اهانت ها و ... داشته اند.


عمر سعد ملعون در روز ۱۱ محرم دستور حرکت از کربلا به سوی کوفه را می دهد و زنان و حرم امام حسین (علیه السلام) را بر شتران بی جهاز سوار کرده و این امانت های نبوت را چون اسیران کفّار در سخت ترین مصائب و غم و غصه کوچ می دهند.(6)


در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد که اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی کنم لحظه ای را که زینب دختر فاطمه (سلام الله علیها) را از کنار کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند که از سوز دل می نالید ... و امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه ام تنگ شد و به اندازه ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی تابی نکنم.(8)


(گویا اسرای کربلا را دوبار به قتلگاه می آورند، یک دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خیمه ها و به درخواست خود اسرا و یک بار هم در روز یازدهم محرم هنگام کوچ از کربلا و به دستور عمر سعد و این کار عمر سعد شاید به خاطر این بود که می خواست اهلبیت (علیهم السلام) با دیدن جنازه های عریان و زیر آفتاب مانده شکنجه روحی به اسرا داده باشد.)


بعد از این که روز یازدهم محرم اسرا را از کربلا به سوی کوفه حرکت دادند به خاطر نزدیکی این دو به هم روز ۱۲ محرم اسرا را وارد شهر کوفه نمودند گویا شب دوازدهم را اسرا در پشت دروازه های کوفه و بیرون شهر سپری کرده باشند.

در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد علیه امام حسین(علیه السلام) و خارجی معرفی کردن آن حضرت، مردم کوفه از این پیروزی خوشحال می شوند و جهت دیدن اسرا به کوچه ها و محله ها روانه می شوند و با دیدن اسرا شادی می کنند. ولی با خطابه هایی که امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب(س) و سایرین از اسرا ایراد می کنند و خودشان را به کوفیان و مردم می شناسانند و به حق بودن قیام امام حسین(علیه السلام) اذعان می کنند شادی کوفیان را به عزا تبدیل می کنند.


در طول مدتی که در کوفه و در میان مردم به عنوان اسیر جنگی حرکت می کردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در کجاوه ها جا داده شده بودند و آنان که خیال می کردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده اند، جسارت و اهانت می کردند، عده ای هم از نسب اسیران سؤال می کردند با این وضع وارد دارالاماره می شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد که حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوبدستی به سر مبارک می زد و خود را پیروز میدان قلمداد می کرد و کشته شدن امام حسین (علیه السلام) را خواست خدا قلمداد می نمود.(۹) ولی با جواب هایی که از جانب حضرت زینب و امام سجاد (علیهم االسلام) می شنید بیشتر رسوا می شد.


منابع:
۱- ابی مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه و متن کامل وقعة الطف، سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنیالزهرا، چاپ اول ۱۳۸۰.
۲- سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطُّفوف، تحقیق و تقدیم شیخ فارس تبریزیان، ص۱۸۰.
۳- شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم (در کربلا چه گذشت)، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص ۴۸۵/ اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص۳۴۹.
۴- شیخ عباس قمی، همان، ص۴۸۶، و شیخ عباس قمی، ص ۳۵۱.
۵- شیخ عباس قمی، همان، ص۴۹۲/ اولین مقتل، پیشین، ص۳۵۳.
۶- شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم، ترجمه محمدباقر کسرهای، انتشارات جمکران، ص۴۹۰/ ابی محنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ص ۳۵۱.
۷- لهوف سید بن طاووس .
۸- در کربلا چه گذشت، ص ۴۹۲ و حسین نفس مطمئنه، محمدعلی عالمی، انتشارات هاد، ص ۳۰۶.
۹- ابن مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه وقعة الطف، سید علی محمد موسوی جزایری، ص ۳۶۱، و ترجمه نفسالمهموم، پیشین، ص ۵۱۹.

 

منبع : سایت خبرگزاری دفاع مقدس 




 نظرات شما | 
| « زمزمه های حضرت امام حسین (ع) در شب عاشورا » |

| چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 10:11

باسمه تعالی

« زمزمه های حضرت امام حسین (ع) در شب عاشورا »

محمد بارونی

اینجا کربلاست، عصر روز پنجشنبه، برابر با نهم ماه محرم سال 61 هجری قمری. امام حسین(ع) و یاران با وفایش در محاصره نیروهای کوفه هستند، امروز هم  آب به روی اهل بیت (ع) و یاران بسته اند، همه راه ها تحت کنترل است تا هیچ فردی نتواند به سپاه امام حسین(ع) بپیوندد، تهدیدهای سپاه یزیدیان به سرکردگی عمرسعد جدی تر و حالت تهاجمی آنان به سوی خیمه های اباعبدالله بیشتر شده است، امام حسین(ع) کنار خیمه اش نشسته و به شمشیر تکیه داده است، حضرت زینب(س) صدای همهمه مهاجمان را می شنود، او امام را که خواب چشمان را ربوده است، بیدار می کند، امام برادرش حضرت ابوالفضل(ع) را صدا می زند و همراه جمعی می فرستد تا از نقشه مهاجمان آگاه شود، خبر می آید که دشمن قصد بیعت گرفتن و یا جنگیدن دارد، امام از آنان امشب مهلت می خواهد و جنگ و درگیری را به فردا واگذار می کند .... بله، او می خواهد این آخرین شب را با زمزمه های عاشقانه با محبوب خود سپری کند.

 

امام حسین(ع) می فرمایند: فَهُوَ یَعْلَمُ أنّى کُنتُ قَدْ اُحِبُّ الصَّلوة و تلاوة کتابِهِ و کثرة الدَّعاء و الاستغفار»

و خداوند مى ‏داند که من نماز براى خدا و تلاوت قرآن و بسیارى دعا و استغفار را دوست مى‏ داشتم»

 

امام حسین(ع) نماز را دوست دارد چرا که نماز تسلی بخش و آرامشگر دل و مایه صفای باطن و روشنی روان است، نماز سرچشمه و پدید آورنده همه نیکی هاست، نماز چکیده و خلاصه اصول مکتب و نمودار اسلام است،نماز وسیله ذکرخدا و پیمان با خداوند است، نماز نور چشم پیامبر عزیزاسلام(ص) و اهرم استعانت در مشکلات است، نمار وسیله تشکر از خدا و سیمای مکتب است، نماز پرچم اسلام و پایه و ستون دین است، نماز برای اولیای خدا شیرین و کوبنده شیطان است ....

 

امام حسین(ع) تلاوت قرآن را دوست دارد چون قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله‏ ای است که نورآن تاریک نشود، جدا کننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنایی است که ستون‏ های آن خراب نشود، شفا دهنده ‏ای است که بیماری ‏های وحشت انگیز را بزداید، قدرتی است که یاورانش شکست ندارند،و حقّی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند.قرآن، معدن ایمان و اصل آن است، چشمه ‏های دانش و دریاهای علوم است، سرچشمه عدالت، و نهر جاری دل است، پایه ‏های اسلام و ستون‏ های محکم آن است، نهرهای جاری زلال حقیقت، و سرزمین ‏های آن است. دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند کشید، و....

 

امام حسین(ع) دعا و راز و نیاز با خدا را دوست دارد چرا که دعا سخن گفتن با خدای متعال است، دعا یکی از راه‌های ارتباط با خدا و برترین عبادت‌هاست، دعا سلاح مؤمن و نور آسمان و زمین است. دعا روح عبادت است، دعا خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن است. دعا اظهار محبت و ارادت به پرودگار عالم است، دعا دمیدن روح امید در انسان است، دعا موجب پایداری و استقامت در مقابل حوادث است،دعا سبب خودسازی و رشد فضایل اخلاقی  است. دعا پلکان عروج انسان به سمت کمالات است. دعا عشق به خدای متعال را در دل زنده می کند.دعا مونس شدن با خدای متعال است و دعا وسیله تقرب الی‌اللَّه  و خشوع در مقابل پروردگار است.

 

پروردگارا، به حق سیدالشهدا لذت اقامه نماز، تلاوت قرآن و ذکر دعا و راز و نیازت را به ما بچشان.

 

منابع :

 نهج البلاغه ( ترجمه محمد دشتی )

 از ژرفای نماز ( مقام معظم رهبری )

 فرهنگ عاشورا ( جواد محدثی )

پرتوی از اسرار نماز( استاد قرائتی )




 نظرات شما | 
| « ممتازان مسابقه کنگره قرآنی مدارس استعدادهای درخشان » |

| جمعه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 12:32

باسمه تعالی 

« ممتازان مسابقه کنگره قرآنی مدارس استعدادهای درخشان »

سال تحصیلی 1400-1399

 

حسن تیموری - کلاس یازدهم 

رشته حفظ ویژه ( حفظ کل) - مقام منتخب استان

 

 

علی جعفری - کلاس دهم

رشته حفظ - مقام دوم استان 

 

این موفقیت را به این عزیزان و خانواده محترم آنان صمیمانه تبریک می گوییم

و از خداوند بزرگ سلامتی و سربلندی آنان در پرتو انوار نورانی کلام الهی مسألت داریم .

 

دانش آموزان و کارکنان دبیرستان شهید دستغیب کازرون 

 




 نظرات شما | 
| کسب مقام سوم داستان نویسی توسط آقای مهدی طوفان فرد |

| پنجشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 22:56

باسمه تعالی 

 

دانش آموز عزیز

جناب آقای مهدی طوفان فرد

 

کسب مقام سوم کشوری در مسابقات فرهنگی و هنری در رشته آفرینش های ادبی گرایش داستان نویسی به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می کنیم. از خداوند بزرگ می خواهیم که داستان زندگی شما را به بهترین ها و نیکوترین ها رقم بزند.

 

درود بر غیرت و پشتکارتان

کارکنان دبیرستان شهیددستغیب کازرون




 نظرات شما | 
| « حضرتِ خورشید » |

| پنجشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 22:47

باسمه تعالی

« حضرتِ خورشید »

 

جانِ تابانِ جهان، حضرتِ خورشید سلام

«شاهِ شمشاد قدان» قبله یِ امید سلام

 

گلِ بستانِ نبی، گوهرِ رخشانِ وجود

روحِ سرسبزِ زمان، روشنیِ دید سلام

 

«شیوه یِ ناز تو شیرین، خط وخالِ تو ملیح»

گردشِ چشمِ تو، میخانه یِ ناهید سلام

 

داغِ هفتاد و دو « آلاله » شکفته به دلت

دلت از چشمه یِ الماس، بنوشید سلام

 

« در بیابانِ طلب گرچه ز هر سو خطر است»

راهِ تو، راست به سر منزلِ توحید سلام

 

این« گلستانِ خیالم، ز تو پر نقش و نگار»

در دلم، مهرِ تو پر نقش برویید سلام

 

در ازل جامِ شکیبای « قضا » نوشیدی!

ای امامِ « قدر» و یوسفِ تبعید سلام

 

« در رهِ عشق، که از سیلِ بلا نیست گذار»

قلبِ تو طولِ زمان، واله بپویبد سلام

 

وَلی اللهِ معظم، سببِ بود و نبود؟!

به جهان، نورِ ظهورِتو درخشید سلام

 

محمدحسین برزویی - کازرون

 




 نظرات شما |