| « آیات زندگی (۱۱) -نومیدی از درگاه خدا ممنوع! » |

| شنبه سی ام بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 8:41

باسمه تعالی

 

« آیات زندگی (۱۱) -نومیدی از درگاه خدا ممنوع! »

 

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا

بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏ اید! از رحمت خداوند نومید نشویدکه خدا همه گناهان را می‏ آمرزد. (زمر ۵۳)

 

گفته شده: «این آیه درباره‌ی وحشی قاتل حمزه نازل شد در آن هنگام که خواست مسلمان شود و می‌ترسید که توبه‌اش پذیرفته نشود. وقتی‌که این آیه نازل شد، [وحشی] مسلمان شد». گفته شد: «ای رسول خدا (ص)! این آیه مخصوص او (وحشی) است یا شامل همه‌ی مسلمانان می‌شود؟» پیامبر (ص) فرمود: « بلکه شامل همه مسلمانان می‌شود.»تفسیر اهل بیت ج۱۳، ص۲۵۰۲۵۰

۱-رسول خدا (ص) فرمودند: روز قیامت مردی را می آورند و به او می گویند: از خود دفاع کن.می گوید: پروردگارا! مرا آفریدی و هدایت کردی و نعمت هایت را بر من فراوان گرداندی و من نیز پیوسته بر خلق تو احسان نمودم به آن امید که امروز رحمتت را بر من به آسانی فرو آوری.خداوند فرماید: بنده ام راست می گوید، او را به بهشت وارد کنید.

۲- رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند گناهان را می بخشد هرچند به وسعت دریاها باشد .(امالی ، ص۴۲)

۳- امام علی (ع):در شگفتم از کسی که توانایی استغفار دارد، امّا ناامید است(بحارالأنوار، ج۷۵، ص۶۷)

۴- امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: «کسى که از گناه توبه کند، همچون کسى است که گناه نکرده، و کسى که استغفار مى کند، و با این حال به گناه ادامه مى دهد، مانند کسى است که مسخره مى کند».( تفسیر ابوالفتوح رازى، ج نهم، ص ۴۱۲)

می­ گویند: در یکی از جنگ ­ها در هوای سوزان صحرا؛ رزمندگان مسلمان ، پسر بچّه ­ای را دیدند که بر روی ریگ­ های داغ ایستاده بود. ناگهان مادر این پسر بچه از خیمه بیرون آمد و با عجله خود را در کنار پسر رسانید و او را بغل کرد و خودش روی زمین خوابید تا حرارت ریگ­ های داغ صحرا پای پسر بچه را نسوزاند! در حال که مادر روی زمین خوابیده بود مدام تکرار می­ کرد: پسرم! پسرم! پسرم!… همه رزمندگان از دیدن این صحنه عاطفی که نشانه عمق محبت مادر نسبت به فرزندش بود به گریه افتادند! آن­ها مادری را می­ دیدند که بدنش می­ سوخت تا کف پای فرزندش نسوزد!

پیامبر رحمت؛ حضرت محمّد (ص) با دیدن این صحنه به وجد آمدند و گفتند: آیا از مهربانی این زن نسبت به پسرش تعجب کردید؟! همه گفتند بله یا رسول الله. پیامبر(ص) فرمودند: پس براستی خداوند تعال نسبت به تمام شما مهربان­تر است از این زن نسبت به پسرش! همه مسلمانان از این بشارت رسول خدا به وجد آمدند و خوش­حال شدند.

– جوانی در بنی اسرائیل زندگی می­ کرد و به عبادت حق تعالی مشغول بود روزها را روزه و شب­ ها را به نماز و طاعت، تا بیست سال کارش همین بود تا که یک روز فریب خورده و کم­کم از خدا کناره گرفت و عبادت ­ها را تبدیل به معصیت کرد و از جمله گناهکاران قرار گرفت و در این کار بیست سال قرار گرفت. یک روز آمد جلو آیینه خود را ببیند، نگاه کرد دید موهایش سفید شده از معصیت ­های خود بدش می ­آمد و از کرده ­های خود سخت پشیمان گردید. گفت خدایا بیست سال عبادت و بیست سال معصیت کردم اگر برگردم به سوی تو، آیا قبول می­ کنی. صدایی شنید که فرمود: تا آن وقتی که ما را دوست داشتی پس ما هم تو را دوست داشتیم. ما را ترک کردی پس ما هم تو را ترک کردیم. معصیت ما را کردی تو را مهلت دادیم. پس اگر برگردی به جانب ما، تو را قبول می ­کنیم. پس توبه نمود و در زمره عبّاد قرار گرفت. از این مرحمت­ ها از طرف خدا نسبت به همه گناهکاران بوده و هست.

 

# شنبه های قرآنی

دبیرستان شهید دستغیب کازرون – بهمن ۱۴۰۰

https://nameiemehr.ir/1631/




 نظرات شما | 
| « چهل حدیث زیبا در کلام حضرت امیرالمومنین (ع) » |

| سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 0:18

باسمه تعالی

 

« چهل حدیث زیبا در کلام حضرت امیرالمومنین (ع) »

 

برای دریافت احادیث اینجا کلیک کنید




 نظرات شما | 
| "  آفت های  انقلاب اسلامی را بشناسیم  " |

| پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 10:35

باسمه تعالی

 

"  آفت های  انقلاب اسلامی را بشناسیم  "

"محمد بارونی "

 

 هنگامی که تاریخ معاصر را ورق می زنیم ، می بینیم که پس از سرکوب خونین قیام 15  خرداد 1342  توسط رژیم پهلوی و تبعید حضرت امام خمینی (ره) به ترکیه، مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی به سه شیوه ی مختلف سیاسی، مسلحانه و فرهنگی ادامه یافت.

 

بنیانگذارحرکت فرهنگی، حضرت امام خمینی(ره) بود، چون ایشان اعتقاد داشت که « اگر ما بتوانیم ملت ایران را بیدار و آگاه  کنیم، شاه و ساواک نمی توانند مقاومت کنند و از پای در می آیند . »

 

هدف از مبارزه با حکومت ستمگر شاهنشاهی تحت رهبری امام خمینی (ره) ، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، حاکمیت ارزش های الهی، کمک به انسان های محروم و مظلوم و سپردن کارها به دست افراد متدین و خداترس و ... بود.

 

انقلاب پس از سال ها مبارزه و مجاهدت مردان و زنان از خود گذشته در  22  بهمن 1357  با آبیاری خون هزاران عاشق اسلام و قرآن به ثمر نشست و دست طاغوت و طاغوتیان از کشور کوتاه شد و اداره امور در دست آن هایی  قرار گرفت، که سال ها طعم درد و شکنجه ی جلادان شاه را چشیده بودند.

 

به یقین در سیر تکاملی انقلاب اسلامی، موانعی توسط سیلی خوردگان و قدرتمندان و ناآگاهان داخلی و خارجی ایجاد شده و خواهد شد. گاهی این موانع چون آفتی، درخت تنومند انقلاب را تهدید می کند، که اگر به موقع آفت زدایی نشود، ممکن است آسیب هایی به انقلاب اسلامی وارد شود.

 

یکی از این آفت ها « فراموش کردن جنایات رژیم گذشته »  است. جنایات وحشتناکی که امروز وقتی ما آن ها مطالعه می کنیم غضبناک می شویم و به همه ظالمان در هر عصر و دوره ای، لعنت و نفرین می فرستیم.

 

بر اساس اسناد ساواک و در میان خاطرات زندانیان قبل از انقلاب، به وجود بیش از  90  نوع شکنجه اشاره شده است. شکنجه هایی چون: شلاق، آپولو، قفس داغ، سوزن زیر ناخن کردن، ناخن کشیدن، شوک الکتریکی، سوزاندن با آتش سیگار، درآوردن کتف، شکستن فک و ....

 

در زیر خاطره ی یکی از مجاهدان که در سال 1354 دستگیر و به 6  سال زندان محکوم شده است با هم می خوانیم :

- مرا با چشم بسته به ورامین و از آنجا به تهران منتقل نمودند. در اتاق بازجویی اوراقی را به من داده و گفتند بنویس. با خود نجوا کردم « نمی‌شود گفت، لب از لب واکنی ده ها نفر را به این جهنم خواهی کشاند. » مطالبی غیرمرتبط بر روی اوراق نوشتم و بازجو با نگاهی به آنها بلافاصله مرا به تخت بست و ضربات شلاق بود که پی در پی بر پاهایم فرود می‌آمد و من تا 85 ضربه ی آن را شمردم و دیگر متوجه نشدم تا اینکه چشم باز کردم و دیدم در سلول هستم. روز بعد مرا به اتاق آپولو بردند و بازجو مرا بر روی تخت آپولو نشاند و سپس تاول‌های متعدد ناشی از شکنجه را که کف پاهایم بود با میله نوک تیزی که در دست داشت ، پاره نمود. روز بعد مجدداً مرا به اتاق بازجویی برده و به جز لباس زیر همه لباس‌هایم را درآوردند و از طریق دست، به سقف آویزانم کردند و در همان حال شورتم را به الکل آغشته نموده و آتش زدند، که موجب سوختگی نقاطی از بدنم شد و در عین حال مقاومت من تعجب آنها را برانگیخته بود. روز های اول هر روز مرا به اتاق بازجویی می بردند و شکنجه ای نو جیره ام بود و در یکی از این روزها در حالی که بدنم را لخت مادرزاد نموده بودند، یگ لنگه دمپایی را زیر بیضه های من قرار داده و با لنگه ای دیگر محکم روی آن ها می کوبیدند، که این عمل موجب بی هوشی من گردید.

 

روزی دیگر در اتاق بازجویی محاسنم را به الکل آغشته نموده و سپس آتش زدند و صورتم را سوزاندند و و پس از آن میله ی سرخ شده ای را روی لب هایم گذاشتند و درآن حال به من می گفتند، خودت را در آینه ببین خیلی خوشکل شده ای. جواب دندان شکنی به آن ها دادم که هر سه نفر بازجو به شدت عصبانی شده با تمام توان به جان من افتادند. در مرحله ای دیگر از سقف آویزانم کردند و با روشن نمودن چراغ زیر پاهای پانسمان شده ام، هم پانسمان و هم پاهای زخمی را سوزاندند. در طول روند بازجویی  در حالی که مرا از سقف آویزان کرده بودند، از بالا آب جوش، قطره قطره روی سرم می چکید و در این حال بازجو که مشخص بود وسیله ای فلزی در دست دارد محکم به صورتم کوبید، که فکم شکست و پس آن حسینی (شکنجه گر معروف ساواک) مرا بلند کرد و به زمین زد و با زانو به شکمم کوبید، که مثانه ام پاره شد و به بیمارستان منتقل شدم. پس از بهبودی نسبی مرا به کمیته مشترک برگرداندند و این بار به وسیله سُند ،آب جوش را از مجرای ادار وارد مثانه ام نمودند و به دکتر گفتند در مثانه اش میکروب کِشت کنید.

 

آری این گوشه ای از جنایات رژیم شاهنشاهی بود که بسیاری از مبارزان این دردها را به جان خریدند،تا امروز ما زیر سایه  جمهوری  اسلامی  و تحت سرپرستی ولایت فقیه زندگی کنیم. پس بکوشیم با شناخت آفات انقلاب و دفع آنها انقلاب را بیمه کنیم تا اینکه پرچم جمهوری اسلامی را به صاحب اصلی اش حضرت مهدی (عج) بسپاریم .  ان شا الله  

 

منبع : کتاب شکنجه گران می گویند –نوشته قاسم حسین زاده صفحه 86  و 91




 نظرات شما | 
| « شهدای کازرون در انقلاب اسلامی ایران » |

| شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 21:32

باسمه تعالی


« شهدای کازرون در انقلاب اسلامی ایران »


برای دیدن اینجا کلیک کنید




 نظرات شما | 
| « نمایشگاه مجازی کتاب به مناسبت دهه فجر ۱۴۰۰» |

| شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 21:16

باسمه تعالی


« نمایشگاه مجازی کتاب به مناسبت دهه فجر ۱۴۰۰»

 

برای دیدن نمایشگاه اینجا کلیک کنید




 نظرات شما | 
| « آفاق اسلام » |

| دوشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 22:39

باسمه تعالی

 

« آفاق اسلام »

سروده محمد حسین برزویی

************************************

سیاهی بود وشب با؛ دام  وحشت

گرسنه گرگ شب؛ در شام  وحشت

شبی سرد وشبی سنگین وبی تاب

تمام کوچه ها درگام وحشت

 

نفس در سینه ها آرام وخاموش

وازخون شقایق؛ باده پرجوش!

صدای جغد وحشت، دردل شب

زبام کاخ، می پیچید درگوش

 

هجوم هولناک لشکرمرگ

به قلب خانه ها، با اژدرمرگ

گلوگاه زمین، درچنگ ضحاک

رگ نبض زمان، برخنجرمرگ

 

شکوفه درشکوفه، باغ گیلاس

خزان شد درلهیب هجمه ی داس

چکاوک های عاشق برسردار

شکنجه، خون داغ و زخم آماس

 

زفیر بادهای سرد پاییز

بهار وشاخه های سبزخشکاند

کلاغ شوم، برذهن کبوتر

ترانه، با صدای نحس می خواند

 

۰۰۰ سحرشد؛ تک سواری از سپیده

به کاخ دیو؛ حیدرگونه می تاخت

زبرق ذوالفقارش درزمستان

بهار فجر بهمن، زنده می ساخت

 

قیامش، انفجارنور مطلق

شعاع انقلابش، کل هستی است

دلش لبریزاز مهر خداوند

بهارمکتبش، یکتاپرستی است

 

عصا بردست،آمد مثل موسی

به قلب نیل،آهنگ ظفر زد

وفرعون زمان، غرق نگاهش

به کاخ دشمنان، برق شرر زد

 

مسیحا شد، حیات تازه می داد

سکوت مسلمین، گردید فریاد

وابراهیم گونه، بت شکن گشت

هجوم آورد بربت های بیداد

 

خمینی؛ روح٫ « الله» پیر دوران

زصهبای حقیقت، مست جانان

درآمد.ازبهارستان « وحدت »

ز« کثرت» جمع زد قوم پریشان

 

سیاهی باسیاهی، دست دردست

مسلسل بامسلسل، مردمی پست

نفاق وکفر،هم پیمانه گردید

برای خون سرخ مردمی مست

 

به میدان «سابقون السابقون» بود

دفاع قدس، مستی درجنون بود

شقایق ها به صحرا آرمیدند

دل پیر جماران موج خون بود

 

فضای سینه ها، پرشورگردید

خدا آمد، جهان پر نورگردید

مکاتب یک به یک شد واژگونه

پرازاشراق، شرق دور گردید

 

برآمد، اجتهاد بی زوالش

گل انفاس.ازسیرجمالش

سپیده « رهبر فرزانه » ی نور

طلوع بنمود ازحسن کمالش

 

یوم الله ۲۲بهمن مبارکباد




 نظرات شما | 
| تبریک کسب مقام سوم استان آقای علی رمضانی |

| یکشنبه دهم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 9:13

باسمه تعالی 

 

 

جناب آقای علی رمضانی

دانش آموز عزیز کلاس دهم

 

کسب مقام سوم استان در المپیاد رویش  در رشته اتللو  به شما تبریک می گوییم

و از خداوند مهربان برای شما موفقیت روزافزون خواهان و خواستاریم.

 

مدیریت دبیرستان شهید دستغیب کازرون   




 نظرات شما | 
| « آیات زندگی (۹) – چهار ویژگی قرآن کریم » |

| جمعه هشتم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 21:8

باسمه تعالی

« آیات زندگی (۹) – چهار ویژگی قرآن کریم »

برای خواندن مطلب اینجا کلیک کنید

 

وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَنًا لِّکُلِّ شَىْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَهً وَ بُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِینَ (نحل /آیه ۸۹)

و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان باشد.

 

قرآن بیانگر همه چیز است.

در قرآن، بیان همه چیز هست، ولى با توجه به این نکته که قرآن یک کتاب تربیت و انسان سازى است که براى تکامل فرد و جامعه در همه جنبه هاى معنوى و مادى نازل شده است، روشن مى شود که منظور از همه چیز، تمام امورى است که براى پیمودن این راه لازم است، نه این که قرآن یک « دائره المعارف » بزرگ است که تمام جزئیات علوم ریاضى و جغرافیائى و شیمى و فیزیک و گیاه شناسى و مانند آن در آن آمده است، هر چند قرآن یک دعوت کلى به کسب همه علوم و دانش ها کرده که تمام دانش هاى یاد شده و غیر آن در این دعوت کلى جمع است.

به علاوه، گاهگاهى به تناسب بحث هاى توحیدى و تربیتى، پرده از روى قسمت هاى حساسى از علوم و دانش ها برداشته است، ولى با این حال، آنچه قرآن به خاطر آن نازل شده و هدف اصلى و نهائى قرآن را تشکیل مى دهد، همان مسأله انسان سازى است، و در این زمینه، چیزى را فروگذار نکرده است.گاهى انگشت روى جزئیات این مسائل گذارده و تمام ریزهکاری ها را بیان مى کند و گاهى مسائل حیاتى انسان را به صورت هاى کلى و کلى تر مطرح مى نماید.

 

 چهار مرحله هدایت

جالب این که درآیه فوق، چهار تعبیر براى هدف نزول قرآن ذکر شده است:

۱ ـ تِبْیاناً لِکُلِّ شَىْء: « قرآن بیانگر همه چیز است».

۲ ـ مایه هدایت است (هُدىً)

۳ ـ اسباب رحمت است (وَ رَحْمَهً)

۴ ـ در آخرین مرحله مى گوید: موجب بشارت براى عموم مسلمانان است (وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِیْنَ)

 

حدیث:
۱- امام باقر (ع)فرمود: هر چه را که امّت به آن نیاز داشته، در قرآن آمده است و هر سخنى که از من شنیدید اگر سند قرآنى‌اش را بخواهید، خواهم گفت.

۲- در حدیثى از امام صادق(ع) مى خوانیم: خداوند در قرآن هر چیزى را بیان کرده است، به خدا سوگند چیزى که مورد نیاز مردم بوده است کم نگذارده، تا کسى نگوید: اگر فلان مطلب درست بود در قرآن نازل مى شد، آگاه باشید همه نیازمندی هاى بشر را خدا در آن نازل کرده است.

 

سخن دانشمندان غربی

الف) دکتر گرینه دانشمند فرانسوی

از علت مسلمان شدنش را پرسیدند؟

گفت: من در تمام آیات قرآنی که در زمینه علوم طبیعی و بهداشتی و طبّی بود مطالعه کردم و آنها را به خوبی فهمیدم و با علوم جدید منطبق دیدم از این رو مسلمان شدم. زیرا یقین کردم که محمد(ص) متجاوز از هزار سال پیش بدون اینکه معلم بشری داشته باشد، حق را بیان کرده است.

ب ) دکتر«گوستاولوبون» فرانسوی:

قرآن که کتاب آسمانی مسلمین است تنها منحصر به تعالیم و دستورهای مذهبی نیست و بلکه دستورهای سیاسی و اجتماعی مسلمانان نیز در آن درج است. تعلیمات اخلاقی قرآن به مراتب بالاتر از تعلیمات اخلاقی انجیل است.

 

داستان
 « فضیل بن عیاض» از راهزنان و دزدان زبردستی بود که در اطراف سرخس، اموال کاروان‌ها را غارت می‌کرد و شنیدن نامش، لرزه بر اندام مردم می‌انداخت. روزی چشمش به دختری زیبا افتاد و عاشق و دلباخته‌ی او شد. پیش رفت و به او گفت: «امشب به خانه‌ی شما می‌آیم (منتظر باشید) . به پدر و مادر خود بگو اتاقی آماده کنند و نردبانی کنار دیوار بگذارند؛ چون من از دیوار بام وارد می‌شوم» .

وقتی دختر این خبر را به پدر و مادر خود رساند، آنان از ترس، آن چه را فضیل گفته بود، انجام دادند و با اندوه، از خدا می‌خواستند که شر فضیل را از آنان برطرف گرداند. نیمه‌های شب، صدای پای فضیل از روی بام به گوش رسید. ناگهان فضیل در آن دل شب، صدای تلاوت قرآن را شنید که کسی این آیه‌ی کریمه را می‌خواند:

( أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ..)

آیا گاه آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان (ظاهری) در برابر ذکر خدا و آن چه از حق نازل شده است، خاشع گردد و به دل توجه کنند؟ (حدید، ۱۶)

چون این آیه به گوش فضیل رسید، به یک باره پرده ی شهوت و غفلت را کنار زد و دیده ی باطنش باز شد و دانست، آن چه را باید بداند! آنگاه متوجه درگاه الهی شد و بی اختیار فریاد کرد: ای پروردگار من! آری، گاه آن رسیده است. اکنون وقت آن است که قلب‌ها خاشع و نرم شوند. همان جا توبه کرد و از وصال دختر چشم پوشید. فضیل بعد از توبه کردن و توجه به خدا، به مقام والایی در کمال اخلاقی رسید. او از جمله ی عارفان بزرگ آن عصر به حساب می‌آید و شاگردانی نیز تربیت کرده است.

فضیل در پایان عمر، در شهر مکه و در جوار کعبه می‌زیست و سرانجام نیز در روز عاشورا در شهر مکه درگذشت. (سفینه البحار، ج۲، ص ۳۶۹)




 نظرات شما | 
| « يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... » |

| پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 22:16

باسمه تعالی

 

« يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... »

 

« محمد بارونی  »

 

أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ، فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ

حضرت امیرالمومنین علی(عليه السلام) در آغاز خطبه 203 به مسئله مهمّى درباره حقيقت دنيا و آخرت اشاره مى کند که غفلت از آن خميرمايه اکثر بدبختي هاى انسان است. مى فرمايد: اى مردم! دنيا سراى گذرا و آخرت خانه جاويدان است. پس، از گذرگاه خويش براى سر منزل جاودانه، توشه برگيريد. 

 

همين موضوع با تعبيرهاى دیگر در روايات ديگر آمده است، گاه دنيا به عنوان يک پل« الدُّنیا قَنطَرَةُ » وگاه به عنوان يک تجارتخانه « مَتْجَرُ أوْلِياءِ اللهِ» و گاه به عنوان مزرعه « الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ » قلمداد شده است که همگى حکايت از يک چيز مى کند و آن عدم دلبستگی به زیورها و زینت های دنیای زودگذر است. چرا که دنیا نام ابتدایی و کم مایه ای از جهان هستی است که باید از آن گذشت و به زندگی جاوید و ابدی رسید. اما متاسفانه عده ای گرفتار زیبایی های ظاهری دنیا می شوند و آنچنان خود را مشغول می سازند، که فراموش می کنند که اینجا سرای گذر است نه خانه جاویدان .

 

این عده در عالم آخرت وقتی نامه اعمال خودشان را می خوانند و سرگذشت خود را در دنیا مرور می کنند، شگفت زده می شوند و می گویند: ای کاش ....   

 

لذا رسالت همه انبیاء و اولیای الهی این بوده است که به انسان ها یاد آوری کنند که از نعمت های خدا در سرای زودگذر استفاده کنید، ولی از دلبستگی به آن پرهیز نمایند .

 

 در قرآن به سرنوشت انسان هایی که دل به دنیا بسته اند و در این « سرای مجازی » خانه ساخته اند و چیزی برای « سرای قرار » خود آماده نکرده اند با کلید واژه « يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... » اشاراتی شده است از جمله:

 ۱- يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا.  ای ﮐﺎﺵ! من خاک می‌بودم. (ﺳﻮﺭه نبأ/۴۰)

 ۲- يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي.  ای ﮐﺎﺵ! برای آخرت خود کاری انجام می دادم. (ﺳﻮﺭه فجر/۲۴)

 ۳- يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ.  ای ﮐﺎﺵ! نامه اعمالم به من داده نمی‌شد. (ﺳﻮﺭه حاقه/۲۵)

 ۴- يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا. ای ﮐﺎﺵ! فلانی را به عنوان دوست انتخاب نمی‌کردم. (ﺳﻮﺭه فرﻗﺎﻥ/۲۸)

 ۵- يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا.  ای ﮐﺎﺵ! از خدا و رسولش اطاعت می‌کردم. (ﺳﻮﺭه اﺣﺰﺍﺏ/۶۶)

 ۶- يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا.  ای ﮐﺎﺵ! راه و روش رسول خدا را دنبال می‌کردم. (ﺳﻮﺭه فرﻗﺎن/۲۷)

 ۷- يَا لَيْتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا.  ای ﮐﺎﺵ! من هم با آنها (مومنین) می‌بودم و به کامیابی بزرگ می‌رسیدم. (ﺳﻮﺭه نساﺀ/۷۳)

 ۸- يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا.  ای ﮐﺎﺵ! با پروردگار خود کسی را شریک نمی‌گرفتم. (ﺳﻮﺭه کهف/۴۲)

 ۹- يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين. ای ﮐﺎﺵ! راهی باز شود تا دوباره به دنیا برگردیم، تا آیات پروردگار خود را تکذیب نکنیم، و از جمله مومنین شویم. (ﺳﻮﺭه اﻧﻌﺎﻡ/۲۷)

 

آری! اینها آمال و آرزوهایی هستندکه انجامشان بعد از مرگ ممکن نیست. چون بعد از مرگ، زنگ پایان زندگی زده شده و فرصت تمام شده است. پس باید تا فرصت داریم از این تجارت خانه و محل کشت و کار، سرمایه ی برداریم و به سلامتی از پل دنیا گذر کنیم، تا آن روز که « یوم التغابن » است کمتر دچار حسرت و اندوه گردیم. روزی که همه می گویند: « يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... »

 

 التماس دعا




 نظرات شما | 
| دانش آموزان راه یافته به مسابقات قرآن و معارف اسلامی مرحله شهرستان 1401-1400 |

| شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 11:48

باسمه تعالی

دانش آموزان راه یافته به مسابقات قرآن و معارف اسلامی مرحله شهرستان

سال تحصیلی  1401-1400

کلاس

رشته

نفر اول

نفر دوم

توضیحات

 

 

 

 

دهم

قرائت

 

 

 

ترتیل

عرفان رضایی

 

 

حفظ

 

 

 

تفسیر

علی رمضانی

محمد دشمن زیاری

 

نهج البلاغه

احمد نیاکان

قاسم کشاورزیان

 

صحیفه سجادیه

فرزان شفیعی

محمد رضا غلامی

 

مداحی

 

 

 

احکام

عرفان رضایی

داودی اژدری

 

اذان

 

 

 

انشای نماز

ابوالفضل رجایی مظلوم

محسن بوستانی

 

 

 

 

 

یازدهم

قرائت

 

 

 

ترتیل

کوروش خضری مطلق

 

 

حفظ

علی جعفری ( 5 جزء)

 

 

تفسیر

محمد امیری

سعیدرضا غفوری اصل

 

نهج البلاغه

سینا ادیبی

محمد دهقان

 

صحیفه سجادیه

اشکان آریانپور

محمد امیری

 

مداحی

 

 

 

احکام

محمد عرشیا دهقانی

علی جعفری

 

اذان

کوروش خضری مطلق

 

 

انشای نماز

مهدی طوفان فرد

امیر حسن زارع

 

 

 

 

 

دوازدهم

قرائت

 

 

 

ترتیل

حسن تیموری

 

 

حفظ

 

 

 

تفسیر

سهیل مرادی 

 

 

نهج الباغه

مهدی مطهری نیا

 

 

صحیفه سجادیه

 

 

 

مداحی

 

 

 

احکام

 

 

 

اذان

حسن تیموری

 

 

انشای نماز

یوسف زارع

علی گلستان

 

یادآوری :

1- دانش آموزان برگزیده برای تحویل کتاب در رشته های تفسیر، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و احکام به دفتر آموزشگاه مراجعه نمایند.

۲- زمان برگزاری  مسابقات مرحله اول شهرستان بعدا اعلام خواهد شد 

 

محمد بارونی 




 نظرات شما | 
| « بخشى از خطبه زهرا (س) » |

| شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 10:26

باسمه تعالی

 

« بخشى از خطبه زهرا (س) »

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دل ها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات,

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

 زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 ) 

(احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)




 نظرات شما | 
| «آیات زندگی (8) – بزرگترین ارزش انسانی » |

| جمعه یکم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 21:9

باسمه تعالی

 

«آیات زندگی (8) – بزرگترین ارزش انسانی »

 

« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »

گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.

 

در دوران جاهلیّت، اعراب ملاک برتری را عربیّت و نسب می­ دانستند، و این فکر در زمان رسول خدا نیز در بین آن­ها وجود داشت. خداوند در این آیه ملاک برتری در جامعه اسلامی را تقوا دانسته و با این کار به تمامی سنّت­ های اشتباه رایج در جامعه پایان بخشیده است.

در شأن نزول این آیه آمده است که چون پیغمبر اکرم(ص) مکّه را فتح نمود به بلال دستور داد بر بام مسجد الحرام برود و اذان بگوید .صدا را که به اذان بلند کرد، عتاب بن اسید گفت الحمد لله که پدرم باقى نماند تا این سیاه را ببیند.

حارث بن هشام گفت: محمّد جز این کلاغ سیاه را نیافت، تا مؤذّن خود کند؟

أبوسفیان گفت: هر چه ما می­گوئیم خداى آسمان، محمّد (ص) را خبر می ­کند.

جبرئیل نازل شد و آیه فوق به پیامبر(ص) نازل شد.

پیغمبر اکرم فرمود: اى مردم خداوند به صورت­ها و مال­هاى شما نظر نمی ­کند،  بلکه نظرش به دل­هاست که کدام پرهیزگارند. چون که شما همه، فرزندان آدم هستید، گرامی ‏ترین شما نزد پروردگار کسانى
می باشند که تقوى و پارسائى آنان بیشتر است.

در قرآن، عدالت، همکاری در انجام
نیکی­
ها، ادای دین، وفای به عهد، انجام واجبات و ترک محرّمات از مصادیق تقوی بیان شده است و در روایات تقوی به مَرکَبی تشبیه شده که صاحبانش بر آن سوار شده و آن مَرکَب آن­ها را آرام و بدون خطر به ساحل بهشت روانه  می­ رساند.

 

حدیث:

-پیامبر(ص) در سرزمین”منى”در حالى که‏ بر شترى سوار بود، رو به سوى مردم کرد و فرمود: اى مردم بدانید! خداى شما یکى است و پدرتان یکى، نه عرب بر عجم برترى دارد و نه عجم بر عرب، نه سیاه­پوست بر گندم­گون و نه گندم­گون بر سیاه­پوست ، مگر به تقوا، آیا من دستور الهى را ابلاغ کردم؟ همه گفتند: آرى! فرمود: این سخن را حاضران به غائبان برسانند!

- مردی به امام رضا (ع) عرض کرد: «به خدا تو از تمام مردم بهتری». فرمود: «این قسم را نخور، بهتر از من کسی است که پرهیزکارتر از من باشد وسپس این آیه را تلاوت فرمودند: وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاکُم.

-پیامبر (ص)فرمودند: با تقواترین مردم کسی است که حقّ را بگوید، چه به نفع او باشد و چه به زیانش.

 

داستان:

از امام باقر (ع) روایت شده که آن حضرت فرمود: «سلمان (ره) به همراه گروهی از قریش در مسجد نشسته بود. آن‌ها درباره‌ی اصل و نسب خودشان سخن می‌گفتند و بر یکدیگر فخرفروشی می‌کردند. تا اینکه به سلمان رسید ».

عمربن‌خطاب از او پرسید: «به من بگو، تو کیستی و پدرت کیست و اصل و نسبت چیست»؟

سلمان پاسخ داد: « من سلمان‌بنده خداوند‌ هستم. قبلاً گمراه بودم. خداوند به وسیله‌ی حضرت محمّد(ص) مرا هدایت کرد.
دارای عائله و خانواده بودم (پرهزینه بودم) خداوند به وسیله‌ی پیامبرش مرا بی‌نیاز کرد. غلام بودم، خداوند به وسیله‌ی پیامبرش مرا آزاد کرد. این اصل و نسب من است».

درحالی‌که سلمان برای آن‌ها سخن می‌گفت، پیامبر(ص) بسوی آن‌ها آمد. سلمان همه‌ ماجرا را برای آن حضرت تعریف کرد. رسول خدا (ص) فرمود: «ای قریش! حسب و نسب مرد، دین اوست و جوانمردی‌اش به اخلاقش، و اصل و ریشه او عقل اوست.

 پروردگار در قرآن کریم فرموده است:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ أَتْقَاکُمْ.
 اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله ها قراردادیم تا یکدیگر را بشناسید. گرامى‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ به یقین خداوند دانا و آگاه است.

سپس فرمود: «ای سلمان! هیچ کدام از آن‌ها جز بر اساس میزان تقوا و پرهیزگاری‌اش بر تو برتری ندارد. چنانکه پرهیزگاری از آن تو باشد، تو از همه‌ی آن‌ها برتری»

 

اللهم عجل لولیک الفرج - صلوات




 نظرات شما |