| « هوشیار باشیم، نقشه شیطان کهنه نمی شود، » |

| یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ | ساعت: 17:0


باسمه‌تعالی

« هوشیار باشیم، نقشه شیطان کهنه نمی شود، »


محمد بارونی


وقتی ‌که برگ‌های تاریخ را ورق می‌زنیم و به سرنوشت ملت‌ها نظر می‌کنیم، می‌بینیم که چه بسیار اقوام و تمدن‌های ریشه‌دار و مقتدری بوده‌اند که بنا به علت‌های خاصی حکومت آن غروب نموده و تمدنشان به نیستی گراییده است.

قرآن این کتاب هدایت که انسان‌ها را به بهترین راه و روش زندگی دعوت می‌کند برای عبرت‌گیری افراد می‌فرماید: بر روی زمین‌گردش کنید و ببینید سرانجام آنان که آیات خدا را تکذیب کردند، چگونه بوده است.

در بین همه عبرت‌های تاریخی، سرنوشت تمدن اسلامی اندلس می‌تواند عبرت و درسی برای همه مسلمانان باشد. تمدنی که حدود ۸۰۰ سال در جزیره آندلس حاکم بود و اسلام، این دین تفکر و تعقل توانست نوردانش را در آن سرزمین بتاباند و پرچم علم و دانش را به اهتزاز در آورد.

مسلمانان در آن منطقه توانستند در علوم مختلف از جمله: ریاضی، نجوم، گیاه‌شناسی، تاریخ، فلسفه، قانون‌گذاری، پزشکی، معماری، گیاه‌شناسی، شیمی، صنعت، کشاورزی، شهرسازی و زیباسازی شهرها گوی سبقت را از اروپای آن روز بگیرند و با پرورش دانشمندان نامور نوردانش را در سرزمین اسلامی اندلس روشن نگاه دارند.

برای نمونه مهندسان مسلمان آن روز در علم معماری چنان آثار ماندگاری از خود بر جای گذاشته‌اند که اکنون سالانه بیش از ۴۵ میلیون نفر جهانگرد از این آثار بی‌بدیل و ی نظیر بازدید می‌کنند.

یکی از این آثار ارزشمند مسجد جامع شهر قرطبه است که از شاهکارهای معماری آن دوران است. مسجدی با 4868 مترمربع فضای سرپوشیده و باز و با 1293 ستون که گاه ارتفاع ستون‌ها به 9 متر می‌رسد، ولی قطر ستون‌ها ۲۵ سانتی‌متر است، درحالی‌که در همان زمان مهندسان برای پیشگیری از سقوط احتمالی چنین سقف‌های بلندی قطر پایه‌های سنگی ساختمان را کمتر از ۴ متر قرار نمی‌دادند.

اما با همه این پیشرفت‌های علمی و عظمت‌های اجتماعی و تاریخ کهن 800 ساله حاکمیت اسلام در اندلس پایان یافت و این منطقه متمدن به دست مسیحیان همسایه افتاد. چرا چنین شد و چه عامل و یا عامل‌هایی سبب افول حاکمیت اسلام در این سرزمین شده است؟


با جستاری در متون تاریخی اندلس می‌توان به دو عامل به‌عنوان آسیب‌های جدی حکومت اسلامی در آن زمان اشاره کرد.


1-اختلاف و تفرقه

همه می‌دانیم که یکی از ارکان مهم ثبات، امنیت، پیشرفت و کلید موفقیت برای غلبه بر مشکلات و گرفتاری‌های هر جامعه‌ای، اتحاد و همبستگی است.

علت شکست حکومت مسلمانان در آندلس را می‌توان قدرت‌طلبی، سهم‌خواهی، قومیت‌گرایی، و برتری‌جویی عده‌ای خاص جستجو کرد و از همه بدتر این بود که حاکمان مسلمان برای حفظ حکومت خود و پیروزشدن بر حاکم مسلمان هم مرز خود دست یاری به‌سوی دشمن مسیحی دراز می‌کردند و برای شکست رقیبان مسلمان خود به مسیحیان باج می‌دادند تا در جنگ و رویایی از مسیحیان کمک بگیرند.

2- فساد اخلاقی

دومین عامل شکست مسلمانان در اندلس را می‌توان روی کار آمدن حاکمان غیر معتقد به دین، و بی‌بندوباری و عدم رعایت شعائر و ارزش‌های دین در بین مردم دانست.

بی‌توجهی به احکام الهی، پشت‌کردن به دستورات روشن دین، قدرت‌طلبی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها، خوشگذرانی‌های ناپایدار و پایبند نبودن به بایدها و نبایدهای و ارزش‌های دینی سبب شد که غیرت دینی در جامعه از بین برود.

از سوی دیگر مسیحیان همسایه شمالی با طرحی شیطانی، قراردادهایی با حاکمان مسلمان بستند و بر اساس آن در مدارس خود به فرزند مسلمانان افکار مسیحیت القا می‌نمودند و با آوردن و به نمایش گذاشتن دختران زیباروی مسیحی در تفرجگاه‌ها، جوانان مسلمان را به آنجا می‌کشاندند، و با تبلیغ و ترویج و خریدوفروش مشروبات الکلی تخم حرمت‌شکنی و بی‌توجهی به احکام صریح قرآن در اندیشه جامعه اسلامی کاشتند.

مسیحیان زخم‌خورده از مسلمانان با این شیوه بر پیکره جامعه اسلامی نفوذ کردند و جامعه را از درون از پایبندی به ارزش‌ها مورد حمله قرار دادند و توان تفکر و اندیشیدن و مقاومت و پایداری از مسلمانان گرفتند، مسلمانی که تا دیروز در یک دست قرآن و در دست دیگری سلاح برای دفاع از دین بود و از ارزش‌های اسلامی پاسداری می‌کرد، اینک تا نیمه‌های شب در میکده‌ها و در کنار دختران مسیحی مشغول می‌گساری می‌شد و دیگر توانی برای دفاع از ارزش‌ها نداشت.

آری! تاریخ غم‌انگیز اندلس می‌تواند درس عبرتی برای تمام مسلمانان عالم باشد. کار دشمن، دشمنی است و باید بدانیم که اگر لحظه‌ای از دشمن کینه‌توز غفلت بورزیم، دشمن جرار از ما غافل نخواهد شد.

لذا باید مواظب نقشه‌های شوم دشمنان قسم‌خورده اسلام و انقلاب اسلامی باشیم، به ارزش‌های دین که ثمره خون هزاران شهید عزیز است احترام بگذاریم، از تفرقه و جدایی و قومیت‌گرایی که خواست بیگانگان است پرهیز نماییم، از وحدت و همبستگی ملی حول محور رهبری غافل نشویم، فریب تبلیغات شیطانی دشمنان درونی و بیرونی نخوریم، و بدانیم که امروز بیش از هر زمان دیگر برای تسخیر ذهن مسلمانان برنامه‌ریزی کرده است و در صدد است با ایجاد اختلاف بین امت و خدمتگزاران ملت، شکاف میان قومیت‌ها و رواج بی‌بند باری به‌خصوص در بین جوانان با شعارهای به‌ظاهر زیبا، فضایی مسموم به وجود آورد تا شاید به اهداف شوم و زشت خودش برسد.

پس بیایید به خدا توکل کنیم و فقط دل به او ببندیم و به وعده‌های دروغین بیگانگان دلخوش نباشیم و برای تحقق آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی که برگرفته از قرآن کریم و سنت نبوی است پایبند باشیم، دین خدا را یاری کنیم تا خدا نیز ما را یاری کند، چرا که این وعده خداست که يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم«


وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى




 نظرات شما | 
| « از فرصت ماه رمضان بهره ببریم. » |

| پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ | ساعت: 15:20

باسمه‌تعالی

« از فرصت ماه رمضان بهره ببریم. »

دنیا میدان مسابقه است. خداوند متعال در چند آیه از قرآن کریم، هدف از خلقت انسان را تلاش برای موفقیت در این مسابقه اعلام کرده است.

در این مسابقه ما عضو تیم ملیِ عالم خلقت هستیم. خداوند این مسابقه را اداره می‌کند و شرایط مسابقه را هم او تعیین می‌نماید.

زمان در این مسابقه بسیار مهم و محدود و غیرقابل‌برگشت است.

اما یک فرصت مناسب با شرایط استثنایی برای سبقت‌گرفتن در این میدان مسابقه، فرصت ماه مبارک رمضان است .

پیامبر اکرم (ص) درباره فرصت رمضان می‌فرمایند: ای مردم! ماه خدا به‌سوی شما رو آورده است... ماهی که در نزد خدا بهترین ماه و روزهای آن بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌هاست.

انسان‌ها در مسابقات زندگی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

گروه اول: فرصت‌سوزها

برخی افراد دائماً کار امروز را به فردا و کار فردا را به روزهای بعد می‌اندازند.

امیرمؤمنان (ع) در نامه‌ای به یکى از یارانش می‌نویسند: باقیمانده عمرت را تدارک کن و نگو فردا و پس‌فردا. همانا پیش از تو، کسانى هلاک شدند که روى آرزوها و تأخیرانداختن کارها توقف کردند، تا ناگهان امر خدا فرارسید درحالی‌که آنان غافل بودند.

امام باقر (ع) می‌فرمایند؛ از به تأخیر انداختن کار بپرهیز؛ زیرا دریایى است که هلاک شدگان، در آن غرق می‌شوند.

گروه دوم: فرصت‌سازها

کسانی که از موقعیت‌های زندگی به بهترین شکل برای رشد و پروش خودشان استفاده می‌کنند حتی تهدیدهای زندگی را به فرصت مناسب تبدیل می‌کنند و بیشترین بهره را می‌برند.

فرصت‌های ماه مبارک رمضان

در ماه رمضان فرصت‌های استثنایی وجود دارد که از آنها به‌عنوان فرصت‌های طلایی می‌توان یادکرد. کسی در این ماه مبارک به موفقیت می‌رسد که این فرصت‌ها را بشناسد و بهتر از وقتش استفاده کند. برخی از آن فرصت‌ها عبارت‌اند از:

۱ .فرصت آشتی باخدا

رمضان، ماه آشتی با خداوند است. البته همیشه درهای رحمت الهی و توبه او همواره به روی انسان باز است.

فرصت استثنایی ماه رمضان این است که هرکسی قهر بوده، زمینه آشتی باخدا برای او قرار داده شده است و خوشا به حال کسانی که در این فرصت باخدا آشتی می‌کنند.

پیامبر عزیز اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرمایند: ای مردم! در ماه رمضان درهای بهشت به روی شما باز است؛ از خدا بخواهید که آنها را به رویتان نبندد و درهای جهنم بسته شده؛ از پروردگارتان طلب کنید تا آنها را به رویتان باز نکند و شیاطین در زنجیرند؛ از خدایتان بخواهید تا آنها دوباره بر شما تسلط نیابند.

ای مردم! نفس شما گرو کردار شماست. آن را به استغفار رها کنید، دوش شما از گناهان شما بار سنگینی دارد، به طول سجود، آن را سبک کنید

ممکن است در این ماه غفران الهی شامل همه افراد بشود؛ اما بعضی از افراد فرصت‌سوز هستند.

حضرت رسول خدا (ص) در مورد این افراد می‌فرمایند: بیچاره و شقی کسی است که در این ماه بزرگ از مغفرت خداوندی محروم بماند

آری ماه رمضان، ماه آشتی باخدا است و اگر کسی به هر دلیلی، ارتباطش باخدا کم‌رنگ شده، در ماه رمضان این فرصت طلایی را از دست ندهد.

۲ .فرصت تقویت اراده و تصمیم‌گیری

ماه رمضان، ماه تقویت اراده است؛ یکی از نیازهای کاملاً طبیعی و اولیه انسان یعنی غذا و آب هست. ما به اینها بسیار نیازمندیم؛ اما در این ماه، تمرین نخوردن و نیاشامیدن می‌کنیم؛ حتی یک نوجوان یا بچه‌های کم سن‌وسال نزدیک به ۱۴ یا ۱۵ ساعت تحمل می‌کنند.

امام صادق (ع) در تفسیر آیه وَ اسْتَعِینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة فرمودند: صبر، همان روزه است.

آن حضرت در روایت دیگری فرمودند؛ روزه سپری است از آفت‌های دنیا و پرده‌ای است از عذاب آخرت

۳ .فرصت برنامه‌ریزی و ایجاد نظم

یکی دیگر از مشکلاتی که در زندگی همۀ ما وجود دارد عدم برنامه‌ریزی و نظم است. ماه رمضان، دو ورود و خروج منظم دارد که همه، آن را رعایت می‌کنند. ورود به ماه و خروج از ماه.

در ایام سحرهای این ماه، مشغول خوردن غذا می‌شوی، یک‌دفعه کنار می‌گذاری، می‌گویی اذان شد، و یا از تشنگی به خودت می‌پیچی؛ اما آب نمی‌خوری و می‌گویی باید افطار شود. بیاییم در این ماه برنامه ویژه داشته باشیم،

حضرت امام خمینی (ره) توجه ویژه‌ای نسبت به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‌هایشان را در ماه رمضان تعطیل می‌کردند و به دعا و تلاوت قرآن و... می‌پرداختند.

در ماه رمضان یکى از همراهان امام در نجف، اظهار می‌کرد که امام خمینى، در ماه مبارک رمضان، هر روز، ده جزء قرآن می‌خواندند؛ یعنى، در هر سه روز، یک‌بار قرآن را ختم می‌کند.

چه خوب است که زندگی ما نیز همین‌گونه باشد؛ سحرخیزی ما سروقت انجام شود؛ نماز اول وقتمان روی نظم باشد. برنامۀ خانوادگی ما هم روی نظم باشد. در رمضان با این فرصت طلایی می‌توان برنامه‌ریزی و نظم را در زندگی گسترش داد.

۴ .فرصت پیوند با ولایت

ماه مبارک رمضان فرصت‌های مناسبی برای پیوند و تقویت ارتباط با اهل‌بیت (ع) وجود دارد؛ چرا که تمام اعمال ما در گرو ارتباط با آن بزرگواران است.

زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که آن حضرت فرمودند: اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.

زراره پرسید: کدام یک از این پنج‌پایه برتر است؟ حضرت فرمودند: ولایت.

اهل‌بیت (ع) افضل است؛ زیرا ولایت کلید بقیه اعمال و برنامه‌های اسلام است و با راهنمایی ولی راستین بقیه موارد به‌جای آورده می‌شود.

مؤمنان در شب‌های احیای ماه رمضان، اسامی ائمه (ع) را بر زبان جاری می‌کنند، در مجالس می‌نشینند، روضه می‌شنوند و اشک می‌ریزند؛ این بهترین فرصتی است که می‌توان خود را به اهل‌بیت (ع) نزدیک کرد. ماه رمضان ماه امام‌زمان (عج) است.

اینکه در شب اول ماه رمضان، نیمه ماه رمضان، آخر ماه رمضان و در شب‌های قدر، زیارت امام حسین (ع) مستحب است و در روایات آمده که هر کس در ماه رمضان به زیارت امام حسین (ع) برود، گویا با همۀ انبیا مصافحه کرده است، این همان پیوند با ولایت است. والسلام




 نظرات شما | 
| « حزب همشیه پیروز! » |

| پنجشنبه سوم آذر ۱۴۰۱ | ساعت: 19:51

به نام خدا

« حزب همشیه پیروز! »

محمد بارونی

قرآن مجید بزرگ‌ترین و بهترین دستورالعمل برای زندگی است که توسط آفریدگار بی‌همتا، طی 23 سال بر بنده برگزیده‌اش حضرت محمد (ص) به انسان‌ها ابلاغ شده است. در این کتاب گران‌بها برای جدا ساختن جبهه حق از باطل از واژه‌ی زیبای " حزب‌الله " است.

لغت‌شناسان در تعریف واژه حزب گفته‌اند که حزب به گروهی اطلاق می‌شود که به سبب داشتن ایده و آرمانی مشترک، تحت رهبری و هدایت مرجعی واحد، دور هم جمع می‌شوند و برای رسیدن به اهداف، متحد عمل می‌کنند و در برابر انواع مشکلات از خودشان مقاومت نشان می‌دهند.

پس می‌توان گفت " حزب‌الله " گروهی متشکل و یکپارچه هستند که هدایت الهی را پذیرفته‌اند و گوش‌به‌فرمان خدای یکتا سپرده‌اند و تحت رهبری برگزیدگان او در راه تحقق آرمان‌های الهی یک‌صدا و با جدیت گام برمی‌دارند و از هیچ تلاشی دریغ نمی‌ورزند.

بر اساس آیات حیات‌بخش قرآن، اعضای " حزب‌الله " دارای ویژگی‌های زیر هستند:

1-پذیرش ولایت خدا - وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ ... – مائده /56

اعضای حزب‌الله به یکتایی و یگانگی خدا اعتقاد دارند و باور دارند که تحقق همه امور به دست اوست؛ لذا از دستورات او پیروی می‌کنند، برای انجام واجبات الهی از هم سبقت می‌گیرند و از بدی‌ها و زشتی‌ها بیزارند. می‌دانند که او حاضر و ناظر بر اعمال آنان است و نمی‌شود از حکومت او فرار کرد.

2-پذیرش ولایت پیامبر اسلام (ص) - وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ... - مائده /56

اعضای حزب‌الله به رسالت و پیامبری حضرت محمد (ص) اعتقاد دارند و می‌دانند که او واسطه خدا و خلق خداست، دستوراتش، دستورات خداست، گفتار و کردارش از عالم وحی سرچشمه می‌گیرد، پس هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای به دل راه نمی‌دهند و برای پیروی از فرمان‌هایش تلاش می‌کنند؛ چون ولایت او را در امتداد ولایت خدا می‌دانند.

3-پذیرش ولایت امامان معصوم (ع) - وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ ... – مائده /56

اعضای حزب‌الله می‌دانند که امامان معصوم (ع) پرچمداران راه پیامبر اسلام (ص) هستند و از سوی خدا به این مقام منصوب شده‌اند پس قول و فعل و امرونهی آنان مانند گفتار و اعمال و امرونهی پیامبر اسلام (ص) است و چون از طرف خدا نصب شده‌اند، پس باید آنان را شناخت و به فرمان‌های آنان عمل کرد.

اعضای حزب‌الله که این سه ولایت را پذیرفته‌اند، همیشه غالب و پیروزند. اینان هم بر نفس خود غلبه می‌کنند و به خودسازی می‌پردازند و هم با اتحاد و یکپارچگی و با رهبری برگزیدگان الهی بر سایر احزاب انحرافی و شیطانی غلبه خواهند نمود.

4-ایمان به‌روز قیامت دارند. لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ – مجادله /22

اعضای حزب‌الله خدا و روز قیامت را باور دارند. می‌دانند که دنیا گذرگاه و آخرت محل قرار است. پس سعی می‌کنند بادقت تمام واجبات را انجام دهند و محرمات را ترک نمایند. هم خود به انجام خوبی‌ها پایبند هستند و هم دیگران را به‌خوبی‌ها دعوت می‌کنند. آنان تلاش می‌کنند برای آخرت خود توشه‌ای خوب به همراه داشته باشند، تا در پیشگاه حضرت دوست و محبوب خود شرمسار نشوند.

5-از دشمنان خدا بیزارند. يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَوْ كَانُواْ آبَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إِخْوَ انَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ – مجادله /22

اعضای حزب‌الله چون در دل خود، خدا را جای‌داده‌اند، لذا با دشمنان خدا رابطه‌ی خوبی ندارند، لذا کسانی را که باخدا و دوستان خدا دشمنی می‌ورزند، دوست ندارند و با آنان مبارزه می‌کنند، حتی اگر پدر، فرزند، برادر و یا خویشاوند آنان باشد.

اعضای حزب‌الله چون خدا را دوست دارند، خدا نیز آنان را دوست دارد (يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ مائده /54) آنها كسانى هستند كه خداوند، ایمان را در دل‌هایشان ثابت فرموده (أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ)و همواره از یاری و نصرت الهی برخوردارند (وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ مائده /54) و خدا در آخرت و سرای باقی آنان را در بهشت خود جاودانه می‌کند. (وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا - مائده /54)

اعضای حزب‌الله در برابر مقدرات الهی راضی‌اند و در برابر سختی‌ها از خدا شکایت نمی‌کنند و لب به اعتراض نمی‌گشایند و لذا خدا هم از آنان راضی است و خشنود است . (رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْه - مائده /54)

آری حزب‌الله همیشه پیروز است و اعضای آن فلاح و رستگاری هر دو جهان را به دست می‌آورند، چون هدفشان پیمودن راه خداست و تحت رهبری او و برگزیدگان او گام برمی‌دارند . ( أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏ مجادله /22)

التماس دعا

*************************

منبع: قرآن مجید سوره مائده آیات 54 و 56 و سوره مجادله آیه 22




 نظرات شما | 
| «بیاییم مراقب خودمان باشیم!!!» |

| جمعه بیستم آبان ۱۴۰۱ | ساعت: 19:26

باسمه‌تعالی

«بیاییم مراقب خودمان باشیم!!!»

محمد بارونی

داستان خلقت انسان را همه شنیده‌ایم. آنگاه که حضرت حق انسان را از گِل بیافرید و روح خود را درون جسم خاکی دمید و انسان را حیات بخشید، به فرشتگان فرمود که در مقابل انسان سجده کنند، همه سجده کردند به جز ابلیس که از امر پروردگار سرباز زد و تکبر ورزید و گفت من از آتشم و انسان از خاک. چون خداوند رب‌العالمین ابلیس را از درگاه کبریایی‌اش بیرون راند، شیطان به عزت خدا سوگند یادکرد که همة انسان‌ها را وسوسه کند و از راه راست منحرف کند مگر بندگان خالص خدا.

به عبارتی ابعاد وجودی انسان هم مادی است و هم معنوی، هم جسمانی است و هم روحانی. پس انسان برای رسیدن به رشد و کمال باید جسم خود پرورش دهد تا بتواند در پرتو سلامت جسم، روح خود را نیز پرورش و تربیت کند. چرا که پرورش یک بُعد از وجود و عدم توجه به بُعد دیگر ظلم به خویشتن است.

ازآنجا که انسان موجودی تربیت‌پذیر است و می‌تواند با ابزارهایی به نام چشم و گوش و ... که خداوند در اختیار وی قرارداده است به کسب دانش و معرفت دست یابد، پس باید تلاش کند تا از این ابزارها به نحو شایسته استفاده کند. چرا که از دیدن‌ها و شنیدن‌ها است که دل تأثیر می‌پذیرد و تمایلات، افکار و علایق شکل می‌گیرد. پس باید دقت کنیم که با چشم خود هر تصویری را نبینیم و با گوش خود هر سخنی را نشنویم، چرا که انسان‌ها در برابر آن چه می‌بینند و آنچه می‌شنوند و آنچه به دل می‌سپارند مسئولیت دارند.

آن روز که شیطان از درگاه خداوند بزرگ رانده شد قسم یادکرد که انسان را از راه راست منحرف کند و امروز شیطان در شکل‌های گوناگون مشغول به وسوسه گری است. این شیطان که مظهر بدی‌هاست، ممکن است از جن باشد و یا از انسان. پس باید مواظب اغواگری‌های شیطان و شیطان‌صفتان باشیم.

خداوند متعال نعمت‌هایش آفرید تا انسان با تسخیر و تصرف در آن و با اندیشیدن در آیات خداوندی، در راه خدا گام بردارد و به رشد و کمال برسد.

لذا اگر نعمت‌ها را نادیده بگیریم و به شیطان نزدیک شویم حتماً از خداوند دور می‌شویم و به‌عکس هرچقدر به آیات خدا توجه کنیم و دل‌ها را به او بسپاریم و از دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها و گفتارهایی که خدا آن‌ها را نهی کرده است دوری کنیم به‌یقین نور ایمان در دل‌هایمان پرتوافکن خواهد شد.

پس ای پدران و ای مادران! که مسئولیت شرعی تربیت فرزندان را به عهده دارید، بیاییم تا با فراهم‌کردن محیطی پاک و به‌ دور از زشتی‌ها و پلیدی‌ها در پرورش فرزندانی پاکدل بکوشیم.

بیایم در پرتو ایجاد مسکنی پاک و به‌ دور از وسوسه‌های شیطان و شیطان‌صفتان و با کسب در آمدهایی پاک، فرزندان پاکی را تربیت کنیم.

بیاییم همان اندازه که به لباس و خوراک و کلاس‌های درسی فرزندانمان اهمیت می‌دهیم به دین و اخلاق و آموزهای دینی هم توجه نماییم.

بیاییم از گام‌ها و دستورات شیطان درون و بیرون پیروی نکنیم و با عبادت کردن خداوند مهربان، لذت شیرینی انس با او را تجربه کنیم.

بیاییم با کنترل زبان و فروبستن چشم از صحنه‌های غیرانسانی، پیوندمان را با مبدأ هستی محکم کنیم، تا جسمی سالم و روانی شاد و بانشاط داشته باشیم.

آری، آنانی که چشمانی پاک، افکاری پاک، احساساتی پاک، زبانی پاک، دل‌هایی پاک، نیت‌هایی پاک، رفتارهایی پاک و دامن‌هایی پاک دارند حتماً به‌سوی سرچشمه پاکی‌ها تقرب می‌جویند.

پس بیاییم بکوشیم با مراقبت و سلامت جان و روان، دچار ظلمت درون نشویم.

إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج - صلوات




 نظرات شما | 
| « ویژگی یاران حضرت امام حسین (ع) » |

| سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 22:18

باسمه تعالی

« ویژگی یاران حضرت امام حسین (ع) »

ویژگی یاران سیدالشهدا (ع) را می‌توان از رجزهایی که در روز عاشورا خوانده‌اند، فهمید.

حضرت ابوالفضل (ع) هنگامی که از فرات برمی‌گشت تا مشک آب را به خیمه‌ها برساند، می‌جنگید و راهش را به‌سوی خیمه‌ها باز می‌کرد. دشمن از هر سوی برایش تیر می‌انداخت، بر بدنش تیرهای فراوانی بود؛ ولی همچنان می‌جنگید، تا اینکه زید بن ورقا با کمک حکیم بن طفیل و دیگران از کمین بیرون آمدند و ناگاه شمشیری بر دست راست وی زد و دست راستش قطع شد، حضرت فوری شمشیر را با دست چپ گرفت، می‌جنگید و به‌سوی خیمه می‌رفت تا آب را به اطفال برساند؛ آن هنگام بود که این رجز را می‌خواند و می‌جنگید:

والله إن قَطَعتُمُوا یَمِینی

إنّی اُحامی أبداَ عَن دینی

و عَن امام صادق الیقین

نجلِ النّبی الطّاهر الأمین

به خدا قسم! گرچه دست راستم را قطع کردید، من همیشه و درهرحال از دینم حمایت می‌کنم. و از امام صادق و برحق، و پسر پیامبر طاهر و امین (ص) حمایت می‌کنم. (مقتل‌الحسین و مصرع اهل بیته: ۳۳۷؛ بحارالانوار، ج۴۵: ۴۰)

آری! دو ویژگی از ویژگی‌های مهم یاران امام حسین (ع) عبارت‌اند از:

  1. 1- حفظ دین خدا
  2. 2- حمایت از ولایت

پس ما که از شیفتگان راه امام حسین (ع) هستیم باید بکوشیم تا همواره مدافع دین خدا و حامی ولایت باشیم.

اللهم عجل لولیک الفرج – صلوات



برچسب‌ها: ع, », دینداری, ولایتمداری ||موضوعات مرتبط: پرورشی

 نظرات شما | 
| «حسین، حسین خونه ما ... » |

| شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۱ | ساعت: 23:14

باسمه‌تعالی

«حسین، حسین خونه ما ... »

اسمش عبدالله بود ...

توی شهر معروف بود به عبدالله دیوونه، همه می شناختنش!

مشکل ذهنی داشت

خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست‌وحسابی نداشت

زوری خرج شکم خودش و خانمش رو می‌داد

تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود

هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود

نمی دونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد .

یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه

دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت نمی تونست درست صحبت کنه

به زبون خودش می‌گفت ... حسین، حسین خونه ما.

مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودت و خانمت رو زوری میدی هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط!

عبدالله دیوونه ناراحت شد

به پهنای صورت اشک می‌ریخت می‌گفت آقا؛ حسین، حسین خونه ما.

بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن که حسین، حسین خونه عبدالله باشه.

اومد خونه

به خانمش گفت، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری

خونه هم که اجاره است ... .

چه جوری حسین، حسین خونه ما باشه

کتکش زد ...

گفت عبدالله من نمی دونم

تا هفته دیگه میری کار می‌کنی پول هیئت رو در میاری ...

و اِلا خودتم میندازم بیرون از خونه

عبدالله قبول کرد

معروف بود تو شهر، کسی کار بهش نمی‌داد هرجا می‌رفت قبول نمی کردن

هی می‌گفت آقا حسین، حسین قراره خونه ما باشه ...

روز اول گذشت، روز دوم گذشت ...

تا روز آخر خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی

تا شب فقط وقت داری، پول آوردی، آوردی، نیاوردی درو به رو خودت و هیئت‌ها باز نمی‌کنم.

عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه می‌کرد و می‌گفت حسین، حسین خونه ما

رفت؛ از شهر خارج شد بیرون از شهر یه آقایی رو دید

آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا؟ مگه قرار نبود حسین، حسین خونه شما باشه؟!

عبدالله دیوونه گریه اش گرفت تعریف کرد برای اون آقا که چی شده و ...

آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروش‌ها

بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده، بفروش خرج حسین، حسین خونه رو بده.

عبدالله خندش گرفت، دوید به سمت بازار فرش فروش‌ها

به هرکی می‌رسید می‌خندید و می‌گفت حسین، حسین خونه ما ... خونه ما.

رسید به مغازه حاج اکبر گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده!

حاج اکبر برق از سرش پرید، عبدالله دیوونه رو می‌شناخت

گریه‌اش گرفت، چشمای عبدالله رو بوسید، عبدالله ...

امانتی یابن الحسن رو بهش داد
رفت تو بازار فروخت،

با پولش می‌شد خرج ۱۰۰ تا حسین، حسین دیگه رو هم داد.

با خنده دوید سمت خونه نمی دونم گریه می‌کرد، می‌خندید، می‌گفت حسین، حسین خونه ما

رسید به خونه شب شده بود .

دید خادمای هیئت خونه رو آماده‌کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب.

آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد.

عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود، خیلی خوب صحبت می‌کرد

آخه یابن الحسن رو دیده بود.

میخوام بگم حسین تو حواست به عبدالله بود حواست بود خرج هیئتت رو نداره
این‌جوری هواشو داشتی


آقا حتماً حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه.

میشه یه شب حسین، حسین بین‌الحرمین باشه؟

میشه درد منم دوا کنی بیام حرم




 نظرات شما | 
| « عصر عاشورا بر اهل‌بیت امام حسین (ع) چگونه گذشت؟ » |

| دوشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۱ | ساعت: 13:13

باسمه‌تعالی

« عصر عاشورا بر اهل‌بیت امام حسین(ع) چگونه گذشت؟ »

سال ۶۱ هجری قمری، عصر روز دهم محرم، لشکر یزید بعدازاین که امام حسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش‌زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند. آن نامردان به‌سوی خیمه‌های حرم امام حسین (علیه‌السلام) روی آوردند و اثاث و لباس‌ها و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لعنت شدگان الهی جامه را از او می‌ربودند. (۱)

دختران رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و حریم او از خیمه‌ها بیرون‌آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعدازاین اموال اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران را از کنار پیکر امام حسین (علیه‌السلام) گذراندند. وقتی نگاه اهل‌بیت به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند. (۲)

بعد از به اسارت گرفتن اهل‌بیت، عمر سعد ملعون در میان یارانش فریاد کشید: چه کسی حاضر است که اسب بر پشت و سینه حسین (علیه‌السلام) بتازد! ده نفر داوطلب شدند و پیکر مطهر امام حسین (علیه‌السلام) را با سمّ اسبان لگدکوب کردند. (۳)

در عصر عاشورا عمر سعد سر مبارک امام حسین (علیه‌السلام) را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیدالله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده (که هفتاد دو سر بود) و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد. (۴)

سپس کشته‌های خودشان را جمع کرده و دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا این که توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمایی امام سجاد (علیه‌السلام) دفن شدند. (۵)

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند دراین‌رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و ازدست‌دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و … داشته‌اند.

عمر سعد ملعون در روز ۱۱ محرم دستور حرکت از کربلا به‌سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین (علیه‌السلام) را بر شتران بی جهاز سوار کرده و این امانت‌های نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و غم و غصه کوچ می‌دهند. (۶)

در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد که اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را که زینب دختر فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را از کنار کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند که از سوز دل می‌نالید … و امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرماید: … من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به‌اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم باخبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم. (۸)

(گویا اسرای کربلا را دوباره به قتلگاه می‌آورند، یک‌دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خیمه‌ها و به درخواست خود اسرا و یک‌بار هم در روز یازدهم محرم هنگام کوچ از کربلا و به دستور عمر سعد و این کار عمر سعد شاید به‌خاطر این بود که می‌خواست اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با دیدن جنازه‌های عریان و زیر آفتاب مانده شکنجه روحی به اسرا داده باشد.)

بعدازاین که روز یازدهم محرم اسرا را از کربلا به‌سوی کوفه حرکت دادند به‌خاطر نزدیکی این دو به هم روز ۱۲ محرم اسرا را وارد شهر کوفه نمودند گویا شب دوازدهم را اسرا در پشت دروازه‌های کوفه و بیرون شهر سپری کرده باشند.

در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد علیه امام حسین (علیه‌السلام) و خارجی معرفی کردن آن حضرت، مردم کوفه از این پیروزی خوشحال می‌شوند و جهت دیدن اسرا به کوچه‌ها و محله‌ها روانه می‌شوند و با دیدن اسرا شادی می‌کنند. ولی با خطابه‌هایی که امام سجاد (علیه‌السلام) و حضرت زینب (س) و سایرین از اسرا ایراد می‌کنند و خودشان را به کوفیان و مردم می‌شناسانند و به حق بودن قیام امام حسین (علیه‌السلام) اذعان می‌کنند شادی کوفیان را به عزا تبدیل می‌کنند.

در طول مدتی که در کوفه و در میان مردم به‌عنوان اسیر جنگی حرکت می‌کردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در کجاوه‌ها جا داده شده بودند و آنان که خیال می‌کردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده‌اند، جسارت و اهانت می‌کردند، عده‌ای هم از نسب اسیران سؤال می‌کردند با این وضع وارد دارالاماره می‌شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد که حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی به سر مبارک می‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد می‌کرد و کشته‌شدن امام حسین (علیه‌السلام) را خواست خدا قلمداد می‌نمود. (۹) ولی با جواب‌هایی که از جانب حضرت زینب و امام سجاد (علیهماالسلام) می‌شنید بیشتر رسوا می‌شد.

منابع:
۱- ابی مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه و متن کامل وقعه الطف، سید علی‌محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی الزهرا، چاپ اول ۱۳۸۰.
۲- سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطُّفوف، تحقیق و تقدیم شیخ فارس تبریزیان، ص۱۸۰.
۳- شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم (در کربلا چه گذشت)، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص ۴۸۵/ اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص۳۴۹.
۴- شیخ عباس قمی، همان، ص۴۸۶، و شیخ عباس قمی، ص ۳۵۱.
۵- شیخ عباس قمی، همان، ص۴۹۲/ اولین مقتل، پیشین، ص۳۵۳.
۶- شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم، ترجمه محمدباقر کسرهای، انتشارات جمکران، ص۴۹۰/ ابی محنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ص ۳۵۱.
۷- لهوف سید بن طاووس .
۸- در کربلا چه گذشت، ص ۴۹۲ و حسین نفس مطمئنه، محمدعلی عالمی، انتشارات هاد، ص ۳۰۶.
۹- ابن مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه وقعه الطف، سید علی‌محمد موسوی جزایری، ص ۳۶۱، و ترجمه نفسالمهموم، پیشین، ص ۵۱۹.

منبع : سایت خبرگزاری دفاع مقدس




 نظرات شما | 
| «از قیام امام حسین (ع) عبرت بگیریم.» |

| جمعه هفتم مرداد ۱۴۰۱ | ساعت: 19:29

باسمه‌تعالی

«از قیام امام حسین (ع) عبرت بگیریم.»

محمد بارونی

هرسال که محرم آغازمی شود، در ذهن‌ها و خاطره‌ها، یاد و نام شهیدان کربلا به‌خصوص سیدالشهدا حضرت امام حسین (ع) خطور می‌کند. با آغاز این ماه همه مردم از کوچک و بزرگ، زن و مرد، مسلمان و گاهی غیرمسلمان خود را برای برپایی مراسم سیدالشهدا آماده می‌کنند. لباس‌های سیاه می‌پوشند، مساجد و معابر را سیاه‌پوش می‌نمایند و مراسم روضه و عزا راه‌اندازی می‌کنند و برای برپایی این یادمان هر کاری که از دستشان برآید مضایقه‌ای ندارند. چرا؟ مگر امام حسین (ع) چه‌کار کرد که یادش و نامش بعد از ۱۳83 سال هنوز زنده و جاویدان است؟ هدف از قیام و انقلابش چه بود که حاضر شد خون پاک و مطهر خود و یارانش را فدای راهش و هدفش نماید؟

یکی از اهداف قیام امام حسین (ع) احیای دین و اصلاح امت جدش (ص) بود.

امام حسین (ع) در فرازی از وصیت خود به برادرش محمد حنفیه می‌فرماید: «و اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فِی امّه جدّی» من فقط برای اصلاح در امت جدم، خروج می‌کنم.

واژه «اِصلاح» در برابر «اِفساد» است. امام حسین (ع) می‌بیند در جامعه‌ای که به نام اسلام اداره می‌شود و توسط حاکمی که خود را خلیفه رسول‌الله (ص) می‌داند، فساد همه‌جا را فراگرفته است، پس نمی‌تواند آرام باشد و ساکت بنشیند و تن به ذلت و زبونی بدهد.

امام حسین (ع) در این باره می‌فرمایند: چون یزید با عنوان حاکم حکومت اسلامی پیمان خدا را شکسته است (ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ) و با دستورات پیامبر خدا (ص) مخالفت می‌کند (مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ) و به آنچه که پیامبر امر کرده عمل نمی‌کند (یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ) و از شیطان اطاعت می‌کند (قَدْ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیْطانِ) و فساد و منکرات را ظاهر و نمایان کرده است (وَ اَظْهَرُوا الْفَسادَ) و حدود الهی را تعطیل نموده است (وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ) و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده است (وَ أَحَلُّوا حَرامَ اللّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلالَ اللّهِ و .) باید با او مبارزه کنم و من سزاوارترین کسی هستم که باید این ها را تغییر دهم. (وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ غَیَّرَ. ).

از اهداف دیگر قیام امام حسین (ع) اجرای فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است.

حضرت در ادامه وصیت خود می‌فرماید: «أُرِیدُ أَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ وَ أَنهی عَنِ المُنکَرِ» من برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر قیام کرده‌ام.

آری شرایط حاکم بر جامعه آن روز به‌گونه‌ای بود که احکام قطعی اسلام ترک می‌شد، حدود الهی تعطیل شده بود، احکام اسلام یکی پس از دیگری مورد تردید و انکار قرار می‌گرفت، ریختن خون مسلمان خیلی عادی بود، اگر کسی با شیوه حکومت‌داری مخالفت می‌کرد او را می‌کشتند و فردی به نام یزید که در شراب‌خواری، سگ‌بازی و میمون‌بازی معروف بود، به‌عنوان جانشین پیامبر خدا (ص) بر مردم حکومت می‌کرد و اطاعت از دستوراتش مثل دستورات پیامبر (ص) برای همه واجب بود. این جا بود که امام حسین (ع) قیام کرد و آن‌چنان لرزه‌ای در جامعة اسلامی به وجود آورد که تا قیام قیامت اثر خود را گذاشت.

روز عاشورا نیز لشکر عمر سعد ملعون، پس از به شهادت رساندن امام و یاران وفادارش، بدن‌های مبارک آنان را زیر سم اسبان پایمال کردند و اجسادشان را بر زمین رها نمودند، به این امید که دیگر نامی از حسین (ع) و یاران او باقی نماند.

اما پیام‌رسان عاشورا، حضرت امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) در کوفه و شام، قیام و انقلاب خونین امام را تکمیل کردند و بدین‌گونه شد که تا زمین در چرخش است، یاد و نام آنان زنده و جاوید خواهد ماند.

امروز نیز ملت ما باید قدردان خون شهدا، آزادگان، جانبازان و ایثارگرانی باشند که با شجاعت و فداکاری‌های خود، راه امام حسین (ع) را پیمودند و برای حفظ ارزش‌های اسلامی و انجام فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، جان عزیز خود را در طبق اخلاص گذاشتند و بر همه ماست تا پیام‌ها و توصیه‌های آنان که همان حفظ ارزش‌های انقلاب اسلامی است درک کرده و به نسل امروز منتقل نموده و از راه و هدف مقدس آنان پاسداری نماییم، تا در آن دنیا شرمنده آنان نباشیم. ان شاالله.

صلواتــ




 نظرات شما | 
| «در محضر امام محمد باقر (ع)» |

| پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۱ | ساعت: 11:38

باسمه تعالی

 

«در محضر امام محمد باقر (ع)»

 

  • هر مؤمنی از نمازش محافظت نماید، و آن را در وقتش بجا آورد، از انسان‌های غافل شمرده نمی‌شود.
  •  
  • صبر بر دو گونه است: صبر بر بلا که نیکو و زیباست و صبر در پرهیز نمودن از حرام‌های الهی است.
  •  
  •  سخن طیّب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید، اگرچه او خود بدان عمل نکرد.
  •  
  •  کسی که در جایگاه‌های بدنام قدم بگذارد، متهم خواهد شد.
  •  
  • هرکه خوش‌نیت باشد روزی‌اش افزایش می‌یابد.
  •  
  •  با هوای نفسانی خود مبارزه کن همان گونه که با دشمنت مبارزه می‌کنی.
  •  
  •  نزدیک‌ترین و سریع‌ترین طاعت در ثواب، پیوند با خویشان است.
  •  
  • یکی از محبوب‌ترین بندگان خدا در نزد خداوند کسی است که نیکوکار و بسیار توبه‌کننده باشد.
  •  
  • غیبت آن است که دربارة برادرت چیزی را بگویی که خداوند بر او پوشیده و مستور داشته است.
  •  
  •  چه نیکوست، نیکی‌ها بعد از بدی‌ها و چه زشت است بدی‌ها پس از نیکی‌ها.
  •  
  •  در کار خود {فقط} با کسانی مشورت کن که از خدا می‌ترسند.
  •  
  •  هر چیز قفلی دارد و قفل ایمان مدارا کردن و نرمی است.
  •  
  • لبخند آدمی به روی برادر دینی‌اش، حسنه است.

 

  • باتقواترین مردم، کسی است که در آنچه به نفع یا ضرر اوست، حق را بگویید.
  •  
  •   کامل‌ترین مردم از لحاظ ایمان، خوش‌خلق‌ترین آنهاست.
  •  
  •  نومیدی و چشم نداشتن به دست مردم، عزت دینی مؤمن است.
  •  
  •  هیچ‌کس تا زبانش را نگه ندارد از گناهان در امان نیست.
  •  
  •  هرکس به خدا توکل کند، مغلوب نشود و هرکس به خدا توسل جوید، شکست نخورد.
  •  

اللهم عجل لولیک الفرج- صلوات




 نظرات شما | 
| “آزمایش و امتحان، یک سنّت الهی است.» |

| چهارشنبه یکم تیر ۱۴۰۱ | ساعت: 17:46

باسمه تعالی

 

“آزمایش و امتحان، یک سنّت الهی است.»

 

محمد بارونی

 

قرآن کریم مملو از نشانگرها و تابلوهایی است که راه راست و مستقیم که همان مسیر رشد و سعادت است به رهروانش نشان می‌دهد.

 

به فرموده خداوند، دنیا محل آزمایش و امتحان است و اینگونه نیست که تا کسانی بگویند ایمان آوردیم، به حال خودشان رها شوند، بلکه در این ادعا، آزمایش و امتحان خواهند شد. (عنکبوت-1) چرا که هر کس در مقام ادعا می‌تواند خود را برترین و بهترین مؤمن و مجاهد، و ایثارگرترین انسان معرفی کند، ولی باید از طریق آزمون این ادعا ثابت شود.

 

آری! همانطور که در سخنان بزرگان دین آمده است، این عالم همچون مزرعه‌ای است که باید لیاقت‌ها و توانایی پرورش یابد، قوه و قدرت درونی بذر ظاهر شود، بذر از درون جوانه بزند و سر از خاک بیرون آورد، پرورش یابد، نهال کوچکی شود و سرانجام به درختی تنومند و ثمربخش تبدیل گردد و این مراحل بدون امتحان و آزمون ممکن و میسر نیست.

 

و در این آزمون افراد به صورت‌های متفاوتی مورد آزمایش قرار می‌گیرند:

گروهی در محیط‌هایی قرار می‌گیرند که از هر نظر آلوده است، وسوسه‌های شیطانی از هر طرف آنها را احاطه می‌کند، امتحان بزرگ آنها این است که در چنین جو و شرایطی همرنگ محیط نشوند و اصالت و پاکی خود را حفظ کنند.

 

گروهی در فشار محرومیت‌ها قرار می‌گیرند، در حالی که می‌بینند اگر حاضر به معاوضه کردن سرمایه‌های اصیل وجود خود باشند، فقر و محرومیت به سرعت درهم می‌شکند، اما به بهای از دست دادن ایمان و تقوا، و عزت و شرف، و همین آزمون آنها است.

 

گروهی دیگر برعکس غرق در نعمت می‌شوند و امکانات مادی از هر نظر در اختیارشان قرار می‌گیرد، آیا در چنین شرایطی، وظیفه شکرگزاری را بجا می‌آورند؟ یا غرق در غفلت و خودخواهـی و بیگانگی از خویشتن و جامعه خود می‌شوند؟

 

گروهی با کشورهایی روبه‌رو می‌شوند که در عین دوری از خدا و فضیلت و اخلاق، از تمدن مادی خیره کننده‌ای بهره‌مندند و رفاه اجتماعی قابل ملاحظه‌ای دارند، در اینجا جاذبه نیرومند مرموزی آنها را به سوی این نوع زندگی می‌کشاند که به قیمت زیر پا نهادن همه اصولی که به آن اعتقاد دارند. این نیز یک نوع آزمون است.

 

مصیبت‌ها، دردها و رنج‌ها، گرانی و تورم، امواج نیرومند هوای نفس و شهوت، هر یک از اینها وسیله آزمایشی بر سر راه بندگان خدا است، و در همین صحنه‌ها است که ایمان و آزادگی افراد مشخص می‌شود.

 

در حدیث زیبایی از معصومین (ع) در تفسیر (عنکبوت – 1) آمده است: « آزمایش می‌شوند همانگونه که طلا در کوره آزمایش می‌شود، و خالص می‌شوند همانگونه که فشار آتش ناخالصی‌های طلا را از بین می‌برد و آن را خالص می‌کند.»

 

به هر حال عافیت طلبانی که گمان می‌کنند همین اندازه که اظهار ایمان کنند در صف مؤمنان قرار می‌گیرند و در بهشت جاویدان، همنشین پیامبران و صدیقین و شهدا خواهند بود، سخت در اشتباهند.

 

امیرمؤمنان علی (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: سوگند به کسی که پیامبر (ص) را به حق مبعوث کرده است، بـه شدت مورد آزمایش قرار می‌گیرید، و غربال می‌شوید و همانند محتویات یک دیگ به هنگام جوشش، زیر و رو خواهید شد، آن چنان‌که بالای شما پائین و پائین بالا قرار خواهد گرفت.

 

آری! ایمان، تنها با زبان و شعار نیست، بلکه همراه با آزمایش است و آزمایش، یک سنّت الهی در طول تاریخ است.

 

اما برای پیروزی در این آزمون‌های سخت، جز تلاش و کوشش مستمر و تکیه بر لطف خاص پروردگار راهی نیست.

 

منبع: تفسیر نمونه حضرت آیت الله مکارم شیرازی




 نظرات شما | 
| «روزی که حرم رضوی بوی خون گرفت.» |

| دوشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۱ | ساعت: 9:14

باسمه تعالی

 

«روزی که حرم رضوی بوی خون گرفت.»

 

ساعت ۱۴:۲۶ روز دوشنبه ۳۰ خرداد سال ۱۳۷۳ برابر با عاشورای ۱۴۱۵ هجری قمری و در حالی که رواق‌ها، صحن‌ها، بست‌ها و اطراف مرقد مطهر هشتمین امام معصوم از جمعیت موج می‌زد و مردم مؤمن از عشق و ارادت به سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع)، غرق عزاداری و نوحه‌سرایی بودند، صدای مهیب انفجار بمب، فضای روضة منوره رضوی را پر کرد و انفجار سهمگین همه جا را به لرزه در آورد و لحظه‌ای بعد دود غلیظ و بوی خون در فضای سراسر معنویت حرم پخش شد وبا جمعیتی را که مشغول مناجات و عبادت بودند و در فضایی از صمیمیت و اخلاص رازهای دل خود را با امام و پیشوای برحقشان زمزمه می‌کردند درهم می‌پیچد.

 

آن روز عاشورا در مشهد مقدس و در حوزه حریم منور رضوی، حقیقتاً به عاشورایی به‌یادماندنی در تاریخ، پس از عاشورای حسینی (ع) تبدیل شد و سیصد تن از زایران حرم رضوی و عزادران عاشورای حسینی مجروح شدند که عده‌ای از آنان اعضایی از بدن خود به‌خصوص دست و پای‌شان را از دست داده بودند و ۲۷ نفر به شهادت رسیدند که همیشه تاریخ مظلومیتشان گریبان گیر دشمنان امامت و ولایت خواهد بود

 

آن روز فضای حریم رضوی بوی خون و سوختگی و دود، گرفته بود، سر و دست و پا و انگشت جدا شده و به اطراف محل و سقف ضریح مطهر پراکنده شده بود و نه تنها سطح حرم و روضه منوره رضوی بلکه قطعات خرد شده پوست و گوشت زائران به همراه خون، سطح دیوارهای حرم مطهر امام و داخل آن را پوشانده و به خون آغشته کرده بود.

 

البته تاریخ پر ماجرای انقلاب شکوهمند اسلامی، از خیانت‌ها و جنایت‌های منافقین مالامال است. هیچ روزی بر این انقلاب بزرگ نگذشت مگر این‌که ضربه‌ای بر این انقلاب از ناحیه این مدعیان یاوه گوی طرفدار خلق بر پیکر آن وارد گردید.

 

مقام معظم رهبری در این مورد در فرازی از پیام خود فرمودند:

منافقین کور دل و خائن نشان می‌دهند که برای حریم مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام نیز، هیچگونه حرمتی قائل نیستند و زمان و مکانی به این عظمت و قداست، مانع و رادع خونخواری و ددمنشی و کینه سبعانه آنان نسبت به ملت ایران نیست. لعنت خدا و نفرین و نفرت بندگان خدا بر آن دست‌های جنایتکار و دل‌های سیاه باد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

شادی روح شهدا - صلوات




 نظرات شما | 
| « اماما ! ما محتاج دعای شماهستیم. » |

| یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۱ | ساعت: 8:52

باسمه تعالی

 

« اماما ! ما محتاج دعای شماهستیم. »

 

"محمد بارونی "

 

امام عزیرم، سلام برتو و بر همه یاران با وفایت  

اماما ! آن روز که پرچم مبارزه با زشتی ها و بدعت ها برافراشتی و فریاد خداخواهی و اسلام طلبی را در سرزمین کریمه اهل بیت(ع) به گوش مومنین و آزادی خواهان رسانیدی و در فضای ایران عزیزمان گسترانیدی، شیطان صفات و بدخواهان نتوانستند فریاد حق طلبانه ی تو را بشنوند و سکوت اختیار نمایند. لذا با دستور شیطان بزرگ تو را از ایران تبعید نمودند گویی می پنداشتند که می توانند با دور کردن شما از مردم ندای خداخواهی تو را خاموش نمایند غافل از این که چراغی را که ایزد بر فروزد – هرآن کس پف کن ریشش بسوزد.

 

آن روز نور الهی که از گفتار و کردارت متجلی شده بود در دل تعدادی از یاران و دوستدارانت تابیدن گرفت. لذا بر ادامه راهت ماندند و ایستادگی کردند، از وطن خود تبعید شدند، آواره این شهر و آن شهر شدند، رنج مسافرت ها را به جان خریدند، تعدادی به زندان افتادند و بدترین و سخت ترین شکنجه های رژیم ستم شاهی را تحمل کردند، عده ای جانشان را تقدیم راهت که راه اسلام بود تقدیم نمودند  و ...  .

 

چهارده سال گذشت و انقلابی که شروع کرده بودی به بلوغ رسید، آنگاه همه وهمه، زن و مرد، کوچک و بزرگ فریاد زدند که فقط تو را می خواهند و تو را طلب می کنند چرا که مرد دین بودی و از خدا و قرآن و پیامبر(ص) سخن می گفتی. بالاخره دیو شب تحمل ماندن را از دست داد و با رفتنش چشم ها به وجود نازنین و خدایی شما منور گردید.  

 

وقتی که آمدی همه به شوق دیدارت شادی کردند، و فریاد خوشحالی آنان شیاطین را مبهوت کرد و گوششان را کر و چشمشان را کور نمود.

 

آمدی و اسلام و آموزه های دینی را برایمان به ارمغان آوردی، از وحدت آحاد ملت سخن گفتی، خواستار تشکیل نظام جمهوری اسلامی شدی و عاشقانت همه فرمانت را به گوش جان خریدند و به جمهوری اسلامی رای دادند، چون تو را از بندگان خاص خدا می دانستند و واقعاً تو از عبادالرحمن بودی.

 

با شروع جنگ ناخواسته توسط دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، ملت شجاع ایران برای دفاع از عزت اسلام و ایران عزیز راهی جبهه های حق علیه باطل شدند و با خودسازی مدارج عالی کمال انسانی را طی کردند، سبک بال شدند و برای دیار معبودشان و همنشینی با پیامبر خوبی ها (ص) و امامان معصوم (ع) التماس ها کردند و در دانشگاه عشق شان ره صد ساله را یک شبه پیمودند.

 

اماما ! حدود یک دهه تو را درک کردیم، با کلام های دلنشین و پیامبرگونه ات زندگی را گذرانیدم، اما حیف که زود ما را تنها گذاشتی و رفتی ....

 

اماما ! آن روز با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به سوی جایگاه ابدی سفر کردی اما دل امت عاشقت آرام نبود، دل ها می سوخت و از سوختنش اشک ها جاری بود، نه فقط عاشقانت که همه و همه، زن و مرد، کوچک و بزرگ و ...

 

اماما ! اینک پس از  سال ها هنوز عطر وجودت و کلام دلنشینت از یادها و خاطره ها نرفته است و نخواهد رفت. امروز آرامگاهت محلی برای آرامش جسم و جان ماست.

 

اماما ! خوب می دانیم که هنوز به فکر درخت تنومند انقلابی هستی که ریشه درخون پاک شهیدانی دارد که فقط برای رضای خدا جانشان را تقدیم حضرت احدیت نمودند. 

 

اماما ! آن روز که رفتی فرمودید : " که به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمان و رحیم می خواهم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد " ولی خوب می دانیم که ما محتاج دعای شما هستیم، برای ما دعا کنید و از خدای رحمن و رحیم بخواهید تا همیشه از راهی به ما نشان داده ای، منحرف نشویم و تحت لوای پرچم اسلام که امروز بر دوش عبدصالح خدا و جانشین برحق خودت می باشد، گام برداریم وهمواره پاسدارخون شهیدان به خون خفته و قدردان مجاهدت های آزادگان عزیز، جانبازان محترم و ایثارگران ارجمندمان باشیم. ان شاالله 




 نظرات شما | 
| « ای مومنین انفاق کنید! » |

| شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 11:40

باسمه تعالی

 

« ای مومنین انفاق کنید! »

 

" محمد بارونی "

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم ... 

ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید ... ( بقره 254)

**************

از مشکلات بزرگ اجتماعی که جامعه ها را تهدید می کند، وجود فاصله و شکاف طبقاتی است. بدین معنی که عده ای آنقدر ثروت اندوزی می کنند که نمی توانند حساب اموالشان را داشته باشند و عده ای دیگر از فقر و تهیدستی و تامین نیازهای اولیه خود در رنج و زحمت هستند. پیداست جامعه ای که بدین گونه بنا و شکل گیرد، قابل بقا و دوام نمی باشد،و همواره دلهره، نگرانی، اضطراب، بدبینی، کینه و دشمنی نمایان می باشد. اسلام برای رفع این مشکل اجتماعی و شکاف اقتصادی، برنامه های متنوعی چون پرداخت خمس، زکات، وقف، قرض و ... ارائه کرده است. و از جمله این برنامه ها انفاق و بخشش می باشد. لذا خداوند در قرآن مومنین را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:      

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم ....

 ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید ... ( بقره 254)

 

ای مومنین انفاق کنید:

انفاق کنید، که انفاق سبب وحدت جامعه، و تقویت حکومت اسلامی می شود.

 

انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که خرید و فروشی در آن نیست و دوستی و شفاعت دیگران برایتان کارساز نمی باشد.

 

انفاق کنید، که انفاق کردن از بزرگترین سعادت های انسانی و از وظایف قرآنی شما مومنان است.

 

انفاق کنید، و با ترک انفاق و انباشتن اموال و بخل ورزی نسبت به دیگران، درهای نجات و رحمت خدا را به روی شما نبندید.

 

انفاق کنید، که ترک انفاق ستم به خود و ظلم به دیگران و سرچشمه قساوت، سنگدلی، مادیگری و دنیاپرستی است. 

 

انفاق کنید، از اموال حلال و پاکیزه ای که به دست می آورید و بدانید که ترک انفاق، سرپیچی و تخلف از دستور خداست.

 

انفاق کنید، از آنچه که برای خود می پسندید، تا رضایت مومنین و خدای خود را بدست آورید.

 

انفاق کنید، که یکی از مهمترین اسباب نجات در قیامت است. نکند که اموال و اولاد، شما را از یاد خدا غافل کند.

 

ای اهل ایمان آیا می دانید که انفاق در راه خدا، مانند بذر پربرکتی است که چون در زمین مستعدی افشانده شود، از هر بذر هفت خوشه می روید و در هر خوشه ای یکصددانه وجود دارد ( هفتصد دانه) و اگر از روی اخلاص و نیت نیکو انجام شود، خداوند رحمن آن را دو یا چند برابر می کند، اما اگر با منت و آزار و رنجش نیازمندان همراه باشد، سبب از بین رفتن این همه اجر و پاداش می گردد؟

 

پس بدون منت انفاق کنیم، که پاداشش نزد خداست و آنچه که نزد خدا می ماند، نه خطر نابودی ندارد و نه باعث کاستی آن می شود.

 

پروردگارا ! خزائن آسمان ها و زمین از آن توست، ما را به برکت ایمان، عزیزدار و از خزائن بی پایانت، ما را نصیبی مرحمت کن .

 

« آمین یا رب العالمین »




 نظرات شما | 
| پانزده سخن زییا از امام حسین(ع) |

| شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ | ساعت: 10:55

باسمه تعالی

« پانزده سخن زییا از سخنان امام حسین (ع) »

 

امام حسين (ع) فرمود:

 

1- محبّت ما اهل بيت سبب ريزش گناهان است، چنان‏ كه باد، برگ درختان را مى‏ ريزد.

 

2- شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است.

 

3-خوش‏خويى، عبادت است و سكوت، زينت.

 

4-كسى كه دوست دارد اجلش به تأخير افتد و روزى ‏اش افزايش يابد، صله رحم به‏ جا آورد.

 

5-كسى كه براى جلب رضايت مردم، موجب غضب خدا شود، خداوند او را به مردم وا مى‏ گذارد.

 

6-باگذشت‏ ترين مردم كسى است كه با وجود قدرت، گذشت كند.

 

7-چيزى كه از ارزشتان بكاهد، بر زبان جارى نكنيد.

 

8-مبادا از كسانى باشىد كه از گناه ديگران بيمناكند، و از كيفر گناه خود آسوده خاطرند.

 

9-هركه گرفتارى مؤمنى را برطرف كند، خداوند گرفتاري هاى دنيا و آخرتش را برطرف مى‏ كند.

 

10-بزرگوار كسى است، كه گفتارش با عملش يكى باشد.

 

11-آن ‏كس كه هديه تو را بپذيرد، تو را در بزرگوارى كمك كرده است.

 

12-گريه از ترس خدا، باعث نجات از آتش جهنّم است.

 

13-از غيبت بپرهيزید، كه خورش سگ هاى دوزخ است.

 

14-سزاوار نيست كه مؤمن، گناهكارى را ببيند و او را از گناه باز ندارد.

 

15-عقل جز با پيروى از حق، كامل نمى ‏شود.

 

التماس دعا 




 نظرات شما | 
| « يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... » |

| پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 22:16

باسمه تعالی

 

« يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... »

 

« محمد بارونی  »

 

أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ، فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ

حضرت امیرالمومنین علی(عليه السلام) در آغاز خطبه 203 به مسئله مهمّى درباره حقيقت دنيا و آخرت اشاره مى کند که غفلت از آن خميرمايه اکثر بدبختي هاى انسان است. مى فرمايد: اى مردم! دنيا سراى گذرا و آخرت خانه جاويدان است. پس، از گذرگاه خويش براى سر منزل جاودانه، توشه برگيريد. 

 

همين موضوع با تعبيرهاى دیگر در روايات ديگر آمده است، گاه دنيا به عنوان يک پل« الدُّنیا قَنطَرَةُ » وگاه به عنوان يک تجارتخانه « مَتْجَرُ أوْلِياءِ اللهِ» و گاه به عنوان مزرعه « الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ » قلمداد شده است که همگى حکايت از يک چيز مى کند و آن عدم دلبستگی به زیورها و زینت های دنیای زودگذر است. چرا که دنیا نام ابتدایی و کم مایه ای از جهان هستی است که باید از آن گذشت و به زندگی جاوید و ابدی رسید. اما متاسفانه عده ای گرفتار زیبایی های ظاهری دنیا می شوند و آنچنان خود را مشغول می سازند، که فراموش می کنند که اینجا سرای گذر است نه خانه جاویدان .

 

این عده در عالم آخرت وقتی نامه اعمال خودشان را می خوانند و سرگذشت خود را در دنیا مرور می کنند، شگفت زده می شوند و می گویند: ای کاش ....   

 

لذا رسالت همه انبیاء و اولیای الهی این بوده است که به انسان ها یاد آوری کنند که از نعمت های خدا در سرای زودگذر استفاده کنید، ولی از دلبستگی به آن پرهیز نمایند .

 

 در قرآن به سرنوشت انسان هایی که دل به دنیا بسته اند و در این « سرای مجازی » خانه ساخته اند و چیزی برای « سرای قرار » خود آماده نکرده اند با کلید واژه « يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... » اشاراتی شده است از جمله:

 ۱- يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا.  ای ﮐﺎﺵ! من خاک می‌بودم. (ﺳﻮﺭه نبأ/۴۰)

 ۲- يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي.  ای ﮐﺎﺵ! برای آخرت خود کاری انجام می دادم. (ﺳﻮﺭه فجر/۲۴)

 ۳- يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ.  ای ﮐﺎﺵ! نامه اعمالم به من داده نمی‌شد. (ﺳﻮﺭه حاقه/۲۵)

 ۴- يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا. ای ﮐﺎﺵ! فلانی را به عنوان دوست انتخاب نمی‌کردم. (ﺳﻮﺭه فرﻗﺎﻥ/۲۸)

 ۵- يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا.  ای ﮐﺎﺵ! از خدا و رسولش اطاعت می‌کردم. (ﺳﻮﺭه اﺣﺰﺍﺏ/۶۶)

 ۶- يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا.  ای ﮐﺎﺵ! راه و روش رسول خدا را دنبال می‌کردم. (ﺳﻮﺭه فرﻗﺎن/۲۷)

 ۷- يَا لَيْتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا.  ای ﮐﺎﺵ! من هم با آنها (مومنین) می‌بودم و به کامیابی بزرگ می‌رسیدم. (ﺳﻮﺭه نساﺀ/۷۳)

 ۸- يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا.  ای ﮐﺎﺵ! با پروردگار خود کسی را شریک نمی‌گرفتم. (ﺳﻮﺭه کهف/۴۲)

 ۹- يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين. ای ﮐﺎﺵ! راهی باز شود تا دوباره به دنیا برگردیم، تا آیات پروردگار خود را تکذیب نکنیم، و از جمله مومنین شویم. (ﺳﻮﺭه اﻧﻌﺎﻡ/۲۷)

 

آری! اینها آمال و آرزوهایی هستندکه انجامشان بعد از مرگ ممکن نیست. چون بعد از مرگ، زنگ پایان زندگی زده شده و فرصت تمام شده است. پس باید تا فرصت داریم از این تجارت خانه و محل کشت و کار، سرمایه ی برداریم و به سلامتی از پل دنیا گذر کنیم، تا آن روز که « یوم التغابن » است کمتر دچار حسرت و اندوه گردیم. روزی که همه می گویند: « يَا لَيْتَنِي ... ای کاش ... »

 

 التماس دعا




 نظرات شما | 
| « بخشى از خطبه زهرا (س) » |

| شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ | ساعت: 10:26

باسمه تعالی

 

« بخشى از خطبه زهرا (س) »

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دل ها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات,

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

 زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 ) 

(احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)




 نظرات شما | 
| آیات زندگی (5)-  « تجسس و غیبت نکنید! » |

| شنبه یازدهم دی ۱۴۰۰ | ساعت: 8:0

باسمه تعالی

آیات زندگی (5)

« تجسس و غیبت نکنید! »

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ...  وَلَاتَجَسَّسُوا وَلَايَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا - حجرات – 12

ای اهل ایمان، ... و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند.

 

یکی از مسائلی که متأسّفانه در بین مردم رواج بسیاری دارد، مسئله تجسّس در زندگی دیگران و غیبت کردن آنان است. « تجسّس» و 
« تحسّس» هر دو به معنى جستجوگرى است، ولى اوّلى معمولاً در امور نامطلوب می ‏آید، و دوّمى غالباً در امر خیر. چنان که یعقوب به فرزندانش دستور می دهد: «یَا بَنِیَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَ أَخِیهِ‏ » اى فرزندان من! بروید و از (گمشده من) یوسف و برادرش جستجو کنید.

غیبت آن است که انسان در غیاب شخصى چیزى بگوید که مردم از آن خبر نداشته باشند و اگر آن شخص بشنود، ناراحت شود. اسلام هم غیبت و هم تجسّس را به شدّت منع می نماید، چرا که برای امنیّت روانی جامعه ارزش قائل بوده و به دیگران اجازه تجسّس در امورات شخصی زندگی افراد را نمی دهد. به عبارتی تجسّس در زندگی دیگران خود مقدّمه ی بسیاری از گناهان و اختلاف ها و به تبع آن مشکلات اجتماعی خواهد بود.

حال اگر خدای نکرده کسی این کار را در گذشته انجام داده باشد بایستی براى جبران، در صورتى که غیبت‏ شونده زنده و در قید حیات است از او حلالیت بطلبد. امّا اگر به او بگوید که من غیبت تو را کرده‏ ام، ناراحت می ‏شود، نباید به او گفت، بلکه باید بین خود و خداوند توبه کرد و اگر امکان دسترسى‏ به شنوندگان غیبت است، به گونه‏اى با ذکر خیر و تکریم آن فرد، تحقیر گذشته را جبران کند؛ اما اگر غیبت شونده از دنیا رفته است، باید توبه کرده و از درگاه خداوند عذرخواهى کند، که البته خداوند توبه‏ پذیر و بخشنده است.

وظیفه شنونده نیزگوش ندادن به غیبت است چرا که اگر شنونده گوش فرا ندهد و گوینده را منع کند، دیگر گوینده غیبت نخواهد کرد.

 

موارد جواز غیبت:

البتّه غیبت کردن در برخی از مواقع به جهت اهمّیّتی که دارد جایز شمرده شده است. به عنوان مثال در مقام مشورت در کارهاى مهمّ همچون ازدواج و گزینش و مسؤولیّت دادن، براى ردّ سخن و عقیده‏ى باطل اشخاصى که داراى اعتقادات باطل هستند؛جهت جلوگیری از به انحراف کشیده شدن مردم؛ براى گواهى دادن نزد قاضى، براى اظهار مظلومیّت و بیان کردن ظلم ظالم، در مورد کسى ‏که بدون حیا و آشکارا گناه می کند، براى رد ادعاهاى پوچ مثل کسى که می گوید: من مجتهدم، دکترم، سیّدم، و ما مى‏دانیم که او اهل این صفات نیست، البتّه در این موارد نیز نباید بیش از حدّ لازم، فرد عیوب طرف مقابل را بگوید به عنوان مثال کسی که ادّعا دارد پزشک است تنها می بایست به ردّ کردن این ادّعا اکتفا کرد و به عنوان مثال اگر جایی ربا خورده است را نباید گفت چون به موضوع ارتباطی ندارد.

 

حدیث:

پیامبر(ص): در قیامت هنگامى که نامه‏ ى اعمال انسان به دست او داده می شود، عدّه‏ اى می ‏گویند: چرا کارهاى خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته می ‏شود: خداوند، نه چیزى را کم و نه چیزى را فراموش می کند، بلکه کارهاى خوب شما به خاطر غیبتى که کرده ‏اید از بین رفته است. در مقابل افراد دیگرى، کارهاى نیک فراوانى در نامه‏ ى عمل خود می بینند و گمان می ‏کنند که این پرونده از آنان نیست، به آنها می گویند: به‏ واسطه‏ ى غیبت‏ شدن، نیکی هاى کسى که شما را غیبت کرده، براى شما ثبت شده است.

 

داستان:

همسر محترمه امام خمینی(ره) نقل کرده اند که من ۶۲ سال با امام بزرگوار زندگی کردم و در این ۶۲ سال یک غیبت از این مرد نشنیدم. ما یک کارگری داشتیم که خیلی کاری نبود لذا آن را تبدیل به یک کارگر بهتری کردیم. بعد از چند روز من خدمت امام گفتم: این خیلی کارگر خوبی است. امام فرمودند: « اگر با این جمله می خواهی به من بفهمانی که قبلی خوب نبود، این یک غیبت است و من حاضر نیستم بشنوم».




 نظرات شما | 
| « بسیج در کازرون چگونه شکل گرفت؟ » |

| یکشنبه سی ام آبان ۱۴۰۰ | ساعت: 9:18

باسمه تعالي

« بسیج در کازرون چگونه شکل گرفت؟ »

«  از زبان حاج مصطفی بخرد  »

 

اواخر سال 58 به دنبال پيام حضرت امام در رابطه با تاسيس بسيج ، ارتش جمهوري اسلامي ايران ، حجت الاسلام مجد مسئول ستاد مقاومت نيروهاي مردمي در ارتش را مامور تاسيس بسيج مستضعفين كشور نمود . به دنبال آن از طرف وزارت كشور نامه اي به فرمانداري ها مبني بر معرفي فردي جهت تاسيس بسيج مستضعفين در شهرستان ها صادر شد . در شهرستان كازرون فرماندار وقت ، آقاي نيلي پورطي نامه اي مرا معرفي نمود و با معرفي نامه ي فرمانداري، به تهران مراجعه و با حكم صادره ، مسئوليت بسج كازرون را به عهده گرفتم .

 

در بازگشت ضمن تلاش و رايزني براي تحويل مكاني جهت فعاليت ، ساختمان پيشاهنگي كه متعلق به آموزش و پرورش بود، براي اين ماموريت اختصاص داده شد . با نامه تهران تعدادي سلاح (ام یک و برنو ) كه خارج از رده ژاندارمري بود تحويل گرفتم . جهت راه اندازي بسيج تعدادي از نيرو هاي مخلص در شهر را به همكاري دعوت كردم از جمله شهيد رسول پايان ، محمد حسن پيروان ، جليل امير عضدي ، محمد صادق صفري . سپس براي طرح محيط آموزش نظامي در بسيج اقدام به نظام دادن بسيج نموده، اسلحه خانه ، نگهباني ، آموزش، تداركات را در قدم اول تشكيل و اقدام به رايزني با ارتش و سپاه و ژاندامري و شهرباني براي تهيه امكانات مورد نياز نمودم . ماشين جيپ شهباز از فرمانداري تحويل گرفتم و مقداري سلاح از سازمان هاي انتظامي. قول همكاري آموزش نيروها از سازمان هاي نظامي به خصوص ارتش گرفتم . اطلاعيه در شهر پخش و دعوت به مراجعه جهت آموزش نظامي و سازماندهي نيروها صادر شد . مراجعه ي نيروهاي مردمي بد نبود . بخش اول آموزش نظام صف – جمع و مراحل از آموزش رزم شبانه و نهايت دوره كوتاه آموزش بيشتر در بعد از ظهر ها انجام مي گرفت . روزانه از مراجعين ثبت نام به عمل مي آمد بعد از رسيدن تعداد داوطلبين به سه گروه 22 نفره آموزش آغاز مي شد. دو سه ماه از آغاز كار نگذشته بود كه دانشگاه هم تعطيل شد و علي اكبر پيرويان نيز كه از دانشجويان فعال بود و بعد از تعطيلي دانشگاه براي مدتي جهت مبارزه با نيروهاي ارتش سرخ با همراهي يكي از دوستان دانشگاه به افغانستان رفته بود كه بعد از پايان مأموريت برگشته بود با مشاهده كار بسيج آمادگي خود را براي همكاري اعلام نمود. به گرمي مورد استقبال قرار گرفت و در بسيج اقدام به فعال تر نمودن بخش آموزش كرديم.

 

طرح هاي موانع آموزشي براي آموزش عبور از موانع براي تقويت روحيه مقاومت در برابرسختي ها جزء آموزش فعاليت هاي نظامي با مانع را با طراحي تعدادي مانع و استقرار در محوطه بسيج توسعه داديم و روز به روز آموزش فعال تر شد...

 

اكنون بسيج چندين گروه 66 نفره از دانش آموزان – بازاريان و كسبه – فرهنگيان و ساير اقشار تحت آموزش داشت . در تمام ماه رمضان 59 شب ها نيروهاي سازمان بسيج در حال كار و فعاليت براي ساختن موانع در محوطه بسيج بودند . ماه رمضان در تابستان بود . هوا گرم ولي تلاش براي طراحي آموزش رو به فزوني مي رفت . شهيد علي اكبر پيرويان را به ياد دارم كه سحري از سپاه برايش مي آورديم و شب تا صبح جوشكاري مي كرد . چشم او برق زده بود ، درد مي كرد، شيشه آيباس را براي درمان و شستشوي چشم دائما با خود داشت . اواخر شهريور بود كه براي پي گيري كار انقلاب فرهنگي به دانشگاه تهران بازگشت .

 

بسيج خواهران هم آموزش نظامي و هم آموزش عقيدتي، آن هم در سالن طبقه همكف راه اندازي نمود و در كنار ساختمان پيشاهنگي بخشي هم براي آموزش نظامي خواهران تخصيص داده شد.بعضي از خواهران انجمن ( انجمن اسلامي دانش آموزان ) به همراه بعضي از خواهران داوطلب ،‌بخش بسيج خواهران را تشكيل دادند . خانم ناظمي و چند نفر از خواهران ديگر به ثبت نام داوطلبين خواهر و سازماندهي آنان مشغول بودند .تابستان 59 در بخش خواهران بيشتر آموزش هاي عقيدتي فعال بود اگر چه روزانه طي برنامه منظمي باز و بسته كردن سلاح هم در دستور كار قرار داشت.

 

درتابستان دوره هايي توسط بسيج مركز براي آموزش مربي در منجيل و پادگاني در تهران دائر گرديد كه تعدادي از بچه هاي مستعد و داوطلب انجمن ( انجمن اسلامي دانش آموزان )و بسيج به اين دوره اعزام داشتم . دوره هاي تكاوري سختي توسط تكاوران ارتش در منجيل و تهران برگزار شده بود كه نيروهاي اعزامي پس از بازگشت از سختي دوره گله مند بودند .

 

خودم هم از آغاز مهر برنامه كلاسي گرفتم ولي چون جنگ آغاز شده بود با موافقت آقاي دادور رئيس آموزش و پرورش بيشتر به كار بسيج مي پرداختم در ابتدا ي مهر چند روزي به كلاس مي رفتم در حد ساعات موظفي آن هم اكثرأ بعد از ظهر در دبيرستان به كار تدريس مشغول و مابقي در بسيج به ساماندهي كارها مي پرداختم. در كنار بسيج، انجمن اسلامي ، جلسات سياسي ، فرهنگي ،‌امنيتي شهر نيز مي بايست شركت مي كردم خلاصه بيشتر وقت ها تا ساعت 11-12 شب درگير كار بودم .

 

اكنون بسيج هم نيروهاي مجرب نسبي و هم نيرو هاي سازماندهي شده نسبتا خوبي در اختيار داشت . اين نيروها به طور داوطلبانه هم تحت امر، نيروهاي مختلف نظامي و انتظامي به ماموريت مي رفتند و هم توقع و چشمداشتي از كسي نداشتند .

 

براي گشت سپاه تا حفاظت زندان و نگهباني پادگان (گروه 22 توپخانه)، بسيج از نيروهاي داوطلب خود معرفي مي كرد .

 

بسيج داشت خود را به عنوان يك نهاد مقاوم مي ساخت كه جنگ شروع شد . در آن زمان سپاه نيز به موازات بسيج مستضعفين اقدام به تاسيس بسيج سپاه نموده بود . از آنجا كه من قبلا هم عضو شوراي فرماندهي سپاه بودم و فعال بودن بسيج هدفمان بود ارتش و سپاه را معارض هم نمي ديدم لذا بسيج شهرستان هم گزارش خود را به سپاه و هم به ستاد كل ارتش مي داد و لذا مشكلي وجود نداشت .

 

 ظهر روز 31/6/1359 ساعت 2 بود كه نماينده اي از فرمانداري به منزل آمد .و خبر تشكيل شوراي تامين شهرستان را داد .. خبر حمله عراق را در راه از راننده فرمانداري شنيده بودم آخر اخبار ساعت دو نگرفته بودم و خبر نداشتم دستور جلسه شوراي تامين را هم با كسب اين خبر حدث زدم، سريعا آماده شده و به فرمانداري رفتم . وقتي رسيدم ساعت 5/2 بود مستقيم به اتاق جلسات رفتم ديدم جز سرگرد قاسمي كسي حضور ندارد با مشاهده او يكه خوردم چون داشت گريه مي كرد. مي دانستم ولي آنچنان كه بر سرگرد تاثير گذاشت بر من تاثير نگذاشته بود.وقتي گفتم مگر چه شده؟ گفت مصطفي جنگ، جنگ نمي داني چه برسر كشور مياره گفتم: بالاترين حد اينه كه صدام مي خواد جاي شاه رو بگيره با ملت ايران و عراق به سرنوشت شاه گرفتارش مي كنيم.

 

تا لحظاتي اين گفتگو ها ادامه داشت تا اعضاء شورا ي تامين آمدند سپاه ، شهرباني ، ژاندارمري و فرمانداري و ... جلسه شروع شد .آقاي نيلي پور دستور جلسه را اقدامات تامين براي تهميدات حمله احتمالي عراق اعلام كرد و بدنبال آن سرگرد قاسمي از عواقب جنگ جهاني اول و دوم و پي آمده هاي آن و تخريب و كشته هاي فراوان و عواقب و عوارض آن سخنان مفصلي مطرح كرد . سپس پيرامون اقدامات ضروري سخن به ميان آمد . هر يك از سازمان هاي عضو، وظيفه اي متقبل شدند.  

 

استقرار ايست و بازرسي ورود و خروجي هاي شهر – دعوت از عموم مردم جهت آموزش دفاع در برابر تهديدات هوايي – خاموشي هاي شبانه – آموزش و سازماندهي مردم در راستاي دفاع همه جانبه و چند اقدام ديگر از جمله آماده باش همه نيروهاي نظامي و انتظامي و دستگاه هاي آتش نشاني و اورژانس و بهداري و بيمارستان ها از تصميمات شوراي تامين بود كه بسيج آموزش و سازماندهي نيروهاي مردمي را متقبل گرديد . آموزش عمومي دفاع در برابر تهديدات هوايي همان روز در بعد از ظهر ساعت 5 در ميدان شهدا توسط ارتش بايستي آغاز مي شد . سازمان تبليغات اسلامي با ماشين بلندگودار خود با گشت در شهر مردم را براي آموزش به ميدان شهدا دعوت كرد و سرگرد ( سرگرد قاسمي ) انواع آژيرها را آماده كرده بود و با سخنراني و پخش انواع آژير هشدارهاي لازم را دادند .

 

از همان روز مراجعات به بسيج به شكل چشم گيري افزايش يافت . صبح و بعد از ظهر كار آموزش و ثبت نام به طور فعال دنبال شد . سازماندهي نيروها نيز به دنبال آموزش و به تبع آن انجام مي شد . با توجه به كمبود مربي و امكانات مجبور به جذب ، ثبت نام ، سازماندهي ،آموزش ، ميدان تير ، پايان دوره طي يك فرآيند وپيوستار زمان بر بوديم .

 

جلسات شوراي تأمين از اين به بعد به طور مرتب با پي گيري اخبار جنگ توسط اعضاء و برنامه ريزي براي كنترل و مديريت عوارض جانبي جنگ در ابعاد مختلف با زمان بندي زودتر تشكيل مي شد و اعضاء همگي خود شركت مي كردند و از فرستادن جانشين و معاون طبق تصميم شورا خودداري مي نمودند.

 

اخبار جنگ پيوسته از راديو منعكس مي شد ولي چون تهاجم عراق زياد بود انعكاس طوري بود كه بايد از تحليل اخبار به عوارض آن پي مي برديم. خبر نامه و تحليل ها خبر هاي خوبي نداشتند. اقدامات ارتش هم براي مقابله چندان موفقيت آميز نبود. بني صدر رئيس جمهور هم با حزب جمهوري اختلافات شان اوج گرفته بود. منافقين هم هر روز به نحوي به فضاسازي براي كسب قدرت مشغول بودند. روزنامه انقلاب اسلامي بني صدر و مجاهد ( نشريه سازمان منافقين) سازمان فضاي سياسي را ملتهب تر مي كرد. همه از همراهي در جنگ سخن مي گفتند. ولي براي ورود به جنگ شرط داشتند و آن هم واگذاري همه اختيارات جنگ به آنها بود.بالاخره فضاي اجتماعي از آن چنان التهابي برخوردار بود كه قدرت تحليل درست را از انسان سلب مي كرد .

 

تقريبا 20روز از جنگ نگذشته بود كه از خوزستان نماينده مردم آبادان آقاي كيانوش (احتمالا)به كازرون آمد و از خطر سقوط آّبادان و ضرورت اعزام نيروهاي بسيجي صحبت كرد . تصميم بر اعزام نيروهاي بسيج گرفته شد ولي با تماسي كه با استان داشتم از تامين سلاح براي تجهيز نيروها نااميد شدم .حسين مصلح فرماندهي بسيج شيراز از محدود بودن تعداد سلاح و ناكار آمد بودن آن سخن مي گفت راه كار ديگري در پيش گرفتم و آن مراجعه به مركز (ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح ) براي تامين سلاح بود چهار هفته از جنگ نگذشته بود كه عازم تهران شدم در ابتدا براي ديدار دوستان به خانه محمد رفتم او در ساختمان d خيابان شريعتي بود . صبح از آنجا عازم بيت امام شدم و با آقاي محمد علي انصاري ديدار كردم و مشكل سلاح و مهمات براي تجهيز و اعزام نيروها به جبهه مطرح كردم و وقت ديدار حضرت امام بود. در ديدار مردمي كه داشتند شركت كردم . به دنبال آن به بسيج رفتم و درخواست سلاح و مهمات نمودم چون واگذاري سلاح هاي سازماني يگان هاي نظامي و انتظامي ممكن نبود درخواست سلاح ها خارج از رده را نمودم . پاسخ به درخواست معمول نبود .چون موردي كه قبلا رويه بوده باشد نبود و درخواست هم مي بايست در ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح ارتش مطرح و مجوز از آنجا صادر مي شد، به فكر رايزني افتادم .

 

با جناب سرهنگ كتيبه كه از دوستان قديم بود مشورت كردم گفتند فردا ستاد جلسه شورا دارد درخواست خود را از فرماندهي بسيج كشور آقاي مجد بگير و به شورا بياور. تا در شورا مطرح و در صورت موافقت مجوز صادر شود. برهمين روش به ستاد فرماندهي نيروهاي مردمي (بسيج ) رفتم و با حجت الاسلام مجد موضوع را مطرح كردم . گفتند اين مسير مفيد و موثر نخواهد بود. گفتم شما نامه بدهيد من مي گيرم. اگر نشد هم كه ضرر نكرده ايم . قبول كرد نامه اي نوشت و ماشين و امضاء كرد با عنوان گيرنده ستاد فرماندهي نيروهاي مردمي. من هم نامه را صبح ساعت 5/8 به دبيرخانه جهت ثبت تحويل دادم و بعد از ثبت، اصل نامه را به آقاي كتيبه دادم . ساعت 10 صبح جواب موافقت صارد گرديد . بنا شد به مديريت آمار جهت اقدام تحويل دهم. وقتي رفتم شش حواله يكي براي تحويل سه برابر بار مبناي صد قبضه فشنگ ام یک و برنو ، 1 قبضه تيربار ام یک و برنو به كارخانه مهمات سازي خيابان پاسداران . سه برابر بار مبناي گلوله تفنگ 57 و خمپاره 60 مديريت آمار واقع در جاده كرج و مقدار سه برابر بار مبنا گلوله بازوكا  آمار پادگان قم ، حواله ديگر جهت تحويل 10 قبضه خمپاره انداز و 10 قبضه تير بار برنو و 10 قبضه بازوكا  6 قبضه تفنگ  57ميليمتري و حواله اي ديگر جهت ژاندارمري شيراز جهت تحويل يكصد قبضه برنو و حواله اي هم جهت ژاندارمري كازرون جهت تحويل يكصد قبضه ام یک تحويل گرفتم .

 

ظهر بود بعد از صرف غذا به خوابگاه پزشكي دانشگاه تهران رفتم . علي اكبر پيرويان را ديدم و گفتم اين حواله ها در اختيار دارم و قصد تحويل گرفتن و برگشتن به کازرون دارم. جمع آوري اين همه حواله در نقاط مختلف مشكل خواهد بود . قبول كرد كه تا شب كارش را تمام كند، فردا صبح با هم برویم. با هم به گاراژ تهران سعادت رفتیم يك ماشين بنز ده تن اجاره كردم و آمدیم ، شب در خوابگاه استراحت کردم وصبح بعد از صرف صبحانه ی مختصر،  با او به گاراژ رفتم و با ماشين ده چرخ اجاره اي به اولين جا كه خيابان پاسداران، كارخانه مهمات سازي بود رفتيم. در ابتدا بعد از ثبت حواله ماشين را به داخل هدايت و بارگيري طبق حواله انجام شد . حدود صد صندوق مهمات ام یک و برنو تحویل و بارگيري كرديم. سپس از آنجا به مركزي در جاده كرج كيلومتر 10 رفتيم . از آنجا تعدادي صندوق مهمات خمپاره 60 طبق حواله گرفتيم و از همان جا راهي پادگان منذريه قم شديم. در آنجا گلوله هاي تفنگ 57 ميليمتري و بازوكا را تحويل گرفتیم و از آنجا به اصفهان عزيمت كرديم ، در اصفهان به پادگان یگان پياده رفته و از انباردار تعداد 10 قبضه بازوكا 6 قبضه تفنگ 57 ميليمتري و 10 قبضه تيربار ام یک و ده قبضه تير بار برنو تحويل گرفتیم و سپس به شيراز حركت كرديم.شب ساعت 5/1 به شيراز رسيديم. مستقيما به بسيج شيراز رفتیم، نگهبان اجازه ورود نداد  با مسئول شب هماهنگي انجام شد و اجازه ورود صادر شد و ماشين به داخل بسيج رفت و ما هم شب در نماز خانه به صبح رسانيديم . صبح آقاي مصلح آمد وقتي ماشين با محتويات آن مشاهده كرد و با تعجب راه تامين اين همه مهمات و سلاح را جويا شد. وقتي شرح ما وقع برايش گفتم، گفت كاري كه تاكنون انجام نشده، انجام دادي. درخواست بخشي از سلاح و مهمات را داشت كه موافقت نکردم. بعد از صرف صبحانه در دفتر فرماندهی با آقای مصلح حدود ساعت 9 صبح به مرکز ژاندارمري استان جهت تحويل سلاح رفتیم، از آنجا حواله تحویل سلاح جهت هنگ ژاندارمری کازرون صادر شد. بعد از تحويل گرفتن حواله عازم كازرون شديم. در كازرون مستقيما به بسيج رفتيم . در آنجا يك اسطبل بود كه زير سالن اجتماعات پیشاهنگی که فعلأ به بسیج تبدیل شده بود جهت انبار مهمات آماده كرده و مهمات را بطور جداگانه و منظم جا داديم . سلاح ها نيز در اتاقي كه براي اسلحه خانه در نظر گرفته شده بود به مسئول تسليحات تحويل داده شد.

 

اكنون براي اعزام نيروها به جبهه دو كار بايد مي كرديم يكي ثبت نام از نيروهاي آماده اعزام به جبهه و ديگري آموزش سلاح هاي موجود . از ارتش براي آموزش سلاح كمك خواستيم ولي كسي اين سلاح ها بخصوص بازوكا و تفنگ 57 ميليمتري و تيربار ام یک و تيربار برنو ندیده بود. چون سالها بود كه اين سلاح ها از رده خارج شده بود و حتی یکی از نيروها هم آن را نديده بودند. اين سلاح ها مربوط به دوره رضاخان بوده و در سال هاي 1312به بعد خريداري و نيروهاي انتظامي را با آن مسلح نموده بودند و بعد از آن در سال 1328 به بعد ارتش به سلاح هاي جديد مسلح گرديده بود .

 

بالاخره كار مرحله 1 يعني ثبت نام جهت نيروهاي آماده انجام شد . براي آموزش سلاح ها تصميم گرفته شد كه با باز و بسته كردن و شناسايي قطعات و مكانيسم كاركرد آن ، در ابتدا به شناسايي و مكانيسم كاركرد آشنا شوند .سپس به آموزش آن بپردازند . علي اكبر پيرويان داوطلب انجام اين مهم شد و با صرف وقت روزانه به شناسايي مكانيزم كارآن پرداخت و سپس خود براي كار با آن با ساير مربيان به بيابان جهت تير اندازي با آنها رفتند . وقتي از موفقيت خود مطمئن شدند، جهت آموزش نيرو به ساختمان بسيج برگشتند و آموزش گروه هاي داوطلب اعزام را به انجام رساندند . قرار اولين اعزام روز جمعه بعد از شركت و اقامه نماز جمعه بود. در نماز جمعه با تجليل از داوطلبان توسط امام جمعه اولين اعزام كليد خورد . تعداد بيش از 70 نفر كه در قالب سه ميني بوس با سلاح هاي ام یک ، برنو، تيربار برنو، تير بار ام یک، تفنگ 57 ميليمتري، خمپاره 60، كه مجموعا يك چهارم كل تسليحات بود با بدرقه گرم مردم و نمازگزاران عازم اهواز گشتیم . وانت تويوتاي قرمز رنگي به رانندگي شهيد طمراس جباري و حجت الاسلام انصاري از دفتر امام جمعه داوطلبين را همراهي مي كرد .

 

خوانندگان محترم مي توانند براي خواندن ادامه خاطره حضور رزمندگان در جبهه سوسنگرد و …. به سايت http://www.kazeroonnema.ir/fa/news/8028/پرواز-تا-عرش  با عنوان پرواز تا عرش مراجعه نمايند

منبع: http://nameiemehr.blogfa.com/post/75




 نظرات شما | 
| « واي برما اگر آنها را فراموش کنیم ! » |

| دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ | ساعت: 8:28

باسمه تعالي

 

« واي برما اگر آنها را فراموش کنیم ! »

 

 

دیروز کوچه هایمان پر بود از بوی اسپند، بوی خاک، بوی باران، بوی صلوات، بوی قاسم، بوی اکبر، بوی عباس، بوی شهادت، بوی کربلا ، بوی حسین (ع) .

آب بود و آینه، قرآن بود و دعای (( فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )) زمزمه ی مادران و لغزش شوق بر گونه و بوسه بر پیشانی بند های سرخ و سبز بر بلندای قامت جوانان و سری سرشار از شوق کربلا. دیروز اینگونه بود، امروز هم همین گونه است؟

آن دلیر مردان، دست هایشان پر از مهربانی بود، پر از سخاوت، آمده بودند تا با خدا معامله کنند. معامله ی بهشت در ازای جان، آمده بودند که خود را به خدا هدیه کنند. دستهایشان را می بخشیدند تا زودتر به مقصد برسند. چشم هایشان را به پیشکش فرستادند تا محرم شوند، تا شاید جلوه ای از جمالش را ببینند و سر هایش را ...!

هنوز صدای گام هایش به گوش می رسد. آری هنوز هستند. هنوز ایستاده اند. هنوز تنها یک درد دارند «  درد دین  »،  اما می ترسم که از یاد ها، از خاطره ها، از کوچه های گمنام محله ما بروند و ... ! و معاذالله که چنین روزی فرا رسد. وای برما اگر آنها را فراموش کنیم !

 

به يادشان صلوات




 نظرات شما | 
| « تجدید پیمان با آرمان های امام عزیز(ره) » |

| سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 9:52

باسمه تعالی

 

« تجدید پیمان با آرمان های امام عزیز(ره) »

 

محمد بارونی

چهاردهم خرداد ماه هرسال یادآور عروج آسمانی رهبری است که با اتکال به قدرت و نصرت الهی، بیرق اسلام خواهی را برافراشت و همه مسلمانان و آزادگان جهان را به اسلام و عدالت خواهی دعوت نمود.

 چهاردهم خرداد هر سال شوری در دل ها  ایجاد می شود و این شور، دل ها را به یاد و نام آن امام روش ضمیر فرا می خواند، تا مجدداً وصیت نامه سیاسی- الهی او را ورق بزنیم و سفارش های خیرخواهانه و پدرانه اش را مرور کنیم و از اندیشه ها و انتظارات ارزشمند او تابلوی از بایدها و نبایدها برای مسیر زندگی خود بسازیم تا از کجروی و انحراف از اهداف انقلاب مصون بمانیم.

 

و اما گوشه ای از سفارش های روح خدا (ره) :

- ما مفتخریم که ائمه معصومین ما- صلوات الله و سلامه علیهم- در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومت های جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند و ما امروز مفتخریم که می‌خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می‌کنند.

 

- من اکنون به ملت های شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می‌کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرقِ ملحد و نه به غربِ ستمگرِ کافر وابسته است، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدار پایبند بوده، و لحظه‌ای از شکر این نعمت غفلت نکرده و دست های ناپاک عمال ابرقدرت ها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر از خارجی، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند.

 

- شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب ها جدا است: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است.

 

- بر ملت عظیم الشان ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در راس تمام واجبات است، که انبیای عظام از آدم- علیه السلام- تا خاتم النبیین- صلی الله علیه و آله و سلم- در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسا نموده‌اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته؛ و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام- علیهم صلوات الله- با کوشش‌های توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده‌اند.

 

-و امروز بر ملت ایران، خصوصاً، و بر جمیع مسلمانان، عموماً، واجب است این امانت الهی را که در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند.

 

- بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.

 

- از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مایوس نمودن ملت ها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است.

 

- من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله- صلی الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیر المومنین و حسین بن علی- صلوات الله و سلامه علیهما- می‌باشند.

 

- اما به ملت عزیز ایران توصیه می‌کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می‌آید نهراسید که إن تَنْصروا الله یَنْصُرْکم و یُثَبِّتْ اقدامَکم..

 
- و اکیداً توصیه می‌کنم که به بوق های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت ها تامین شود.

 

-و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و امریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودیِ خود را بیابد و یاس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد.

 

- و از جوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش های انسانی را، و لو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت ها و بی‌بند و باری ها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی‌وطن به شما عرضه می‌شود، نکنند.

 

- و وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می‌کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می‌شود .

 

- از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه؛ و چه بسا که در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهی باشد که در راس گناهان کبیره است.

 

- و باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید؛ و مشکلاتی اگر باشد رفع می‌شود.

 

- و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل‌ محکوم است. و تبلیغات و مقالات و سخنرانی ها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است.

 

و چه زیباست در این ایام که مصادف با رحلت جانسوز آن پرچمدار اسلام و انسانیت است، وصیت نامه او را ورقی بزنیم و پیمانی مجدد با اندیشه ها و آرمان های آن بزرگمرد خدایی داشته باشیم، تا از دعای خیر او که با دلی آرام، قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به جایگاه ابدی سفر کرده است، بهره ها بریم . ان شاالله

 

« شادی روح امام شهدا و شهدا اسلام صلوات »

 




 نظرات شما | 
| « متن وصیت نامه الهی - سیاسی امام خمینی(ره) » |

| سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰ | ساعت: 9:20

باسمه تعالی 

 

« متن وصیت نامه الهی - سیاسی امام خمینی(ره) »

 

و چه زیباست در این ایام که مصادف با رحلت جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، آن پرچمدار اسلام و انسانیت است، وصیت نامه او را ورقی بزنیم و پیمانی مجدد با اندیشه ها و آرمان های آن بزرگمرد خدایی داشته باشیم، تا از دعای خیر او که با دلی آرام، قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به جایگاه ابدی سفر کرده است، بهره ها بریم . ان شاالله

 

برای دریافت فایل word اینجا کلیک کنید 




 نظرات شما | 
| « منشور معنوی – اخلاقی امام علی (ع) » |

| دوشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ | ساعت: 22:42

 باسمه تعالی

 

« منشور معنوی – اخلاقی امام علی (ع) »

" محمد بارونی "

 

حضرت امیرالمومنین علی (ع) پس از ضربت توسط ابن ملجم ملعون ، در شب 19 ماه رمضان سال 40 هجری- قمری در مسجد کوفه، سند مکتوبی از خود به یادگار گذاشتند، که می توان از آن به عنوان منشوری معنوی– اخلاقی برای همه ی مسلمانان و آزادگان جهان یاد نمود. این اصول که از نامه ی 47 نهج البلاغه گرفته شده است، در 20  ماده و به صورت کوتاه تقدیم شما می شود:

 

1-شما را به ترس از خدا و انجام واجبات و ترک گناهان سفارش می کنم.  

2- به دنیاپرستی روی نیاورید و اسیر آن نشوید، هر چند دنیا به شما روی آورد.

3- بر آن چه از دنیا از دست می دهید، اندوهناک نگردید و افسوس نخورید.

4- همیشه حق بگویید و پشتیبان حق باشید.

5- برای پاداش و محبت الهی عمل کنید و نظر به آخرت داشته باشید.  

6- دشمن ظالم و ستمگر و یار مظلوم و ستمدیده باشید.

7- همراه با تقوای الهی، در انجام کارها، نظم داشته باشید.

8- با یکدیگر مهربان، صمیمی، یکرنگ و متحد باشید.

9- مواظب یتیمان باشید تا حقی از آنان ضایع نشود. 

10-با همسایگان، خوش رفتار باشید و حقوفشان را رعایت کنید.

11- به قرآن و کتاب خدا تمسک جویید و به دستورات آن عمل کنید.

12- در برپایی و اقامه ی نماز بکوشید که نماز ستون دین شماست.

13- کعبه و خانه خدا را خالی نگذارید و به زیارت آن بشتابید.

14- با مال و جان و زبانتان، برای اجرای دستورات او تلاش و کوشش نمایید.

15- با هم برادر و متحد باشید و همدیگر را ببخشید.

16-از پشت کردن به هم بپرهیزید و پیوند دوستی ها را پاره نکنید.

17- امربه معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، که بدهای شما بر شما مسلط می شوند.

18- فتنه جویی نکنید و به بهانه ی خون خواهی، خون مسلمین را نریزید.

19- در اجرای احکام الهی، حق و عدالت را رعایت کنید.

20- مردگان را مثله نکنید و دست و پایشان و ... آنان را نبرید.

 

امید است همه ما به عنوان عاشقان امام علی(علیه السلام) و دوستداران آن حضرت، برای عمل کردن به مواد خواسته شده، از هم سبقت بگیریم، چون آنان که در انجام کارهای نیک ازهم پیشی می گیرند، در آخرت برای دریافت پاداش در پیشگاه الهی مقدم ترند. ( والسابقون السابقون اولئک المقربون- 10 و 11 سوره واقعه ) .

 

« التماس دعا » 




 نظرات شما | 
| « چه علم هایی مخصوص خداست ؟ » |

| جمعه سوم اردیبهشت ۱۴۰۰ | ساعت: 22:27

باسمه تعالی

 

« چه علم هایی مخصوص خداست ؟ »

( تفسیرسور لقمان- آیه  34 )

 

 إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَهِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ  وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ 

 

یقیناً خداست که دانش قیامت، فقط نزد اوست و باران را نازل می کند، و آنچه را در رَحِم هاست می داند؛ و هیچ کس نمی داند فردا چه چیزی به دست می آورد، و هیچ کس نمی داند در چه سرزمینی می میرد؛ بی تردید خدا دانا و آگاه است.

 

در آخرین آیه سوره لقمان، سخن از علومى به میان مى آورد که مخصوص پروردگار است و مى گوید: آگاهى بر زمان قیام قیامت، مخصوص خدا است. اوست که باران را نازل مى کند و از تمام جزئیات نزول آن آگاه است. و نیز او است که از فرزندانى که در رحم مادرانند با تمام مشخصات آنها آگاه است. و هیچکس نمى داند فردا چه مى کند و هیچکس نمى داند درچه سرزمینى مى میرد؟

گوئى مجموع این آیه پاسخ به سؤالى است که در زمینه قیامت مطرح مى شود، همان سؤالى که بارها مشرکان قریش از پیامبر (ص) کردند و گفتند: روز قیامت کى خواهد بود.

قرآن در پاسخ آنان مى گوید: هیچکس جز خدا، از لحظه قیام قیامت، آگاه نیست و خداوند این علم را از همه مخفى داشته است تا هرگز غرور و غفلت دامان افراد را نگیرد.

سپس مى گوید: نه تنها مسأله قیامت است که از شما پنهان است، در زندگى روزمره شما و در میان نزدیکترین مسائلى که با مرگ و حیاتتان سر و کار دارد، مطالب فراوانى وجود دارد که شما از آن خبر ندارید.

زمان نزول قطرات حیاتبخش باران، که زندگى همه جانداران به آن بستگى دارد بر هیچیک از شما آشکار نیست، و تنها با حدس و تخمین و گمان از آن بحث مى کنید. همچنین از زمان پیدایش شما در شکم مادر و خصوصیات جنین، احدى آگاه نیست و نیز آینده نزدیک یعنى حوادث فرداى شما و نیز محل مرگ و بدرود حیاتتان بر همه پوشیده است. شما که از این مسائل نزدیک به زندگى خود اطلاعى ندارید، چه جاى تعجب که از لحظه قیام قیامت بى خبر باشید.

این علوم پنجگانه مخصوص خدا است

گذشته از اینکه لحن آیه فوق حکایت از این دارد که آگاهى از قیامت و نزول باران و چگونگى جنین در رحم مادر و امورى را که انسان در آینده انجام مى دهد، و محل مرگ او، در اختیار خداوند است و دیگران را به آن راهى نیست، روایاتى که در تفسیر آیه نیز وارد شده این حقیقت را تأکید مى کند.

در روایتى که در نهج البلاغه آمده است مى خوانیم : هنگامى که على(ع) از بعضى حوادث آینده خبر مى داد یکى از یاران عرض کرد: اى امیرمومنان! از غیب سخن می گوئى؟ و به علم غیب آشنائى؟

« امام خندید و به آن مرد که از طایفه بنى کلب بود فرمود: اى برادر کلبى ! این علم غیب نیست، این فرا گرفته از عالمى(یعنى پیامبر) است. علم غیب تنها علم قیامت است و بعد از ذکر آیه شریفه فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحم ها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا؟ سخاوتمند است یا بخیل؟ سعادتمند است یا شقى؟ چه کسى آتشگیره دوزخ است و چه کسى در بهشت دوست پیامبران؟…

اینها علوم غیبی هاى است که غیر از خدا کسى نمى داند و غیر از آن علومى است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است، و برایم دعا نمود که خدا آن را در سینه ام جاى دهد و اعضاى پیکرم را از آن مالامال سازد.»

از این روایت به خوبى بر مى آید که منظور از عدم آگاهى مردم از این امور پنجگانه تمام خصوصیات آنها است، مثلاً اگر روزى وسائلى در اختیار بشر قرار گیرد و از پسر یا دختر بودن جنین به طور قطع آگاه شوند، باز این امر مسأله اى ایجاد نمى کند، چرا که آگاهى از جنین به آن است که تمام خصوصیات جسمانى، زشتى و زیبائى، سلامت و بیمارى، استعدادهاى درونى، ذوق علمى و فلسفى و ادبى، و سایر صفات و کیفیات روحى را بدانیم، و این امر براى غیر خدا امکان پذیر نیست .

همچنین اینکه باران در چه موقع نازل مى شود؟ و کدام منطقه را زیر پوشش قرار مى دهد؟ و دقیقاً چه مقدار در دریا و چه مقدار در صحرا و دره و کوه و بیابان مى بارد؟ جز خدا کسى نمى داند.در مورد حوادث فردا، و فرداها، و خصوصیات و جزئیات آنها نیز همین گونه است .

و از اینجا پاسخ سوالى که غالباً مطرح مى شود به خوبى روشن مى گردد که مى گویند ما در روایات متعددى مى خوانیم که ائمه اهلبیت(ع) و حتى بعضى از اولیاء الله غیر از امامان، از مرگ خود خبر دادند، و یا محل دفن خود را بیان کردند، از جمله در حوادث مربوط به کربلا، بارها در روایات خوانده ایم که پیامبر(ص) یا امیرمومنان(ع) و انبیاى سلف که از وقوع شهادت امام حسین(ع) و یارانش در این سرزمین خبر داده اند.

پاسخ این است که آگاهى بر پاره اى از این امور به صورت علم اجمالى آن هم از طریق تعلیم الهى هیچ منافاتى با اختصاص علم تفصیلى آنها به ذات پاک خداوند ندارد و تازه همانگونه که گفتیم همین اجمال نیز ذاتى و استقلالى نیست، بلکه جنبه تعلیمى دارد، و از طریق تعلیم الهى است، به مقدارى که خدا مى خواهد و صلاح مى داند.

لذا از امام صادق(ع) مى خوانیم که یکى از یارانش سوال کرد:آیا امام علم غیب مى داند؟

امام صادق(ع) فرمود: نه، امام ذاتاً علم غیب را نمى داند، ولى هنگامى که اراده کند چیزى را بداند، خدا به او تعلیم مى دهد.

 

پروردگارا! چشم قلب ما را به نور علوم و دانش ها روشن بفرما! و گوشه اى از علم بى پایانت را به ما ارزانى بفرما.

منبع: تفسیر نمونه – آیت الله مکارم شیرازی




 نظرات شما | 
| « تشویقی های خدا در ماه رمضان در کلام پیامبر اسلام (ص) » |

| یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰ | ساعت: 12:36

باسمه تعالی

 

« تشویقی های خدا در ماه رمضان در کلام پیامبر اسلام (ص) »

 

 1-هر كس از شما در اين ماه، مؤمن روزه دارى را افطارى بدهد، نزد خدا براى او ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشته اوست. اگر چه به نصف خرما و يك جرعه آب باشد.


2- کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود.

 

3- کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان می گیرد.

 

4- کسی که در این ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قیامت غضب خود را از او باز می دارد.

 

5- کسی که یتیمی را نوازش نماید، در قیامت مورد نوازش خداوند خواهد بود.

 

6- کسی که صله ی رحم کند، در قیامت مورد رحمت خدا قرار می گیرد .

 

7- کسی که یک نماز مستحبی به قصد اطاعت و بندگی به جا آورد، خداوند جواز آزادی از آتش جهنم را برای او صادر می کند.

 

8- کسی که یک عمل واجب را انجام دهد ،  ثواب هفتاد واجب به او داده می شود.

 

9- کسی که در این ماه بر من زیاد درود و صلوات بفرستد، خداوند کفه ی میزان عمل نیک او را در قیامت سنگین می کند.

 

10- کسی که یک آیه در این ماه از قرآن تلاوت کند، پاداش یک ختم قرآن را خواهد داشت.

 

ای مردم بشتابید و از فضل و کرم خدا در این ماه پربرکت استفاده ببرید .




 نظرات شما | 
| « فضیلت ماه رمضان در گفتار پیامبر اکرم (ص) » |

| پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۰ | ساعت: 12:45

به نام خدا

 

« فضیلت ماه رمضان در گفتار پیامبر اکرم (ص) »

 

 ای مردم ! رمضان ماهى است که نزد خدا، بهترين ماه، روزهايش بهترين روزها، شب هايش بهترين شب ها و ساعت هايش بهترين ساعت هاست.

 

 ای مردم ! رمضان ماهى است که در آن شما را به مهمانى خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده ايد.

 

 ای مردم ! رمضان ماهی است که  نفس هاى شما در آن ثواب تسبيح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد.

 

  ای مردم ! رمضان ماهی است که اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاى شما مستجاب می گردد،

 

 ای مردم ! از پروردگار خويش با نيت هاى راستين و دل هاى پاک، بخواهيد که توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد.

 

 ای مردم ! در ماه رمضان باگرسنگى و تشنگى خود، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان کمک وياری کنيد.

 

 ای مردم ! به پيران و کهنسالان احترام بگذارید و به کودکانتان ملاطفت و مهربانى نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.

 

 ای مردم ! زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوش هاى خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد.

 

  ای مردم ! هرکس اخلاق خود را در اين ماه نيکو کند، از صراط آسان بگذرد،، آن روز که قدم ها، بر آن بلغزد.

 

 ای مردم ! هرکس در اين ماه صله رحم کند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند.

 

 ای مردم ! کسى که نماز واجبى بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماه هاى ديگر را به او عطا کند.

 

 ای مردم !  هرکس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگين گرداند.

 

 ای مردم ! هرکس که در اين ماه يک آيه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسى را دارد که در ماه هاى ديگر قرآن را ختم کرده باشد.

 

التماس دعا




 نظرات شما | 
| « علم و قدرت خداوند پایانی ندارد! » |

| یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۹ | ساعت: 10:34

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

 

« علم و قدرت خداوند پایانی ندارد! »

ترجمه و تفسیر سوره لقمان ( قسمت 17)

 

وَلَوْ أَنَّمَا فِی الأرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿٢٧﴾ مَا خَلْقُکُمْ وَلا بَعْثُکُمْ إِلا کَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ ﴿٢٨﴾

و اگر آنچه درخت در زمين است قلم باشد، و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد،
سخنان خدا پايان نپذيرد، قطعا خداست كه شكست‏ ناپذير حكيم است. آفرينش شما
[در نزد ما] جز مانند [آفرينش] يك تن نيست، كه خدا شنواى بيناست

 

این آیه ترسیمی از علم بى پايان خدا است،كه با ذكر مثالى بسيار گويا و رسا مجسم شده است. آری، علم انسان هر قدر هم گسترده باشد در برابر علم خداوند ذره بى مقدارى بيش نيست، و آنچه نزد شما بسيار است، نزد خدا بسيار كم است .

 

قرآن مجيد براى ترسيم علم نامتناهى خداوند چنين مى گويد: اگر آنچه روى زمين از درختان است قلم شوند، و دريا براى آن مركب گردد، و هفت دريا بر اين دريا افزوده شود، تا علم خدا را بنويسند، اينها همه تمام مى شوند، اما كلمات خدا پايان نمى گيرد، خداوند عزيز و حكيم است.


یَمُدُّهُ از ماده مداء به معنى مركب يا ماده رنگينى است كه با آن مى نويسند، و در اصل از مد به معنى كشش گرفته شده زيرا خطوط به وسيله كشش قلم بر صفحه كاغذ پيدا مى شود. بعضى از مفسران معنى ديگرى نيز براى آن نقل كرده اند و آن روغنى است كه در چراغ مى ريزند و سبب روشنائى چراغ است، و هر دو معنى در واقع به يك ريشه باز مى گردد.

 

کَلِمَاتُ جمع كلمه است و در اصل به معنى الفاظى است كه انسان با آن سخن مى گويد، سپس به معنى گسترده ترى اطلاق شده ، و آن هر چيزى است كه مى تواند بيانگر مطلبى باشد، و از آنجا كه مخلوقات گوناگون اين جهان هر كدام بيانگر ذات پاك خدا و علم و قدرت اويند، به هر موجودى «كلمة الله» اطلاق شده، مخصوصا در مورد موجودات شريف تر و باعظمت تر، اين تعبير به كار رفته است.به همين مناسبت «كلمات الله» به معنى علم و دانش پروردگار به كار رفته است .

 

اكنون بايد درست بينديشيم كه براى نوشتن تمام معلومات يك انسان ، گاه يك قلم با مقدارى مركب كفايت مى كند، حتى ممكن است با همين يك قلم انسان هاى ديگرى نيز مجموعه معلوماتشان را بر صفحه كاغذ بياورند، ولى قرآن مى گويد: اگر تمام درختان روى زمين قلم شوند، مى دانيم گاه از يك درخت تنومند از ساقه و شاخه هايش ، هزاران بلكه ميليون ها قلم به وجود مى آيد، و با در نظر گرفتن حجم عظيم درختان روى زمين و جنگل هائى كه بسيارى از كوه ها و دشت ها را پوشانيده است ، و تعداد قلم هائى كه از آن به وجود مى آيد، و همچنين اگر تمام اقيانوس هاى روى زمين كه تقريبا سه چهارم صفحه كره زمين را با عمق و ژرفاى بسيار پوشانيده است مركب شوند، چه وضع عجيبى را براى نوشتن ايجاد مى كند و چقدر علوم و دانش ها را با آن مى توان نوشت.

 

مخصوصا با توجه به افزوده شدن هفت درياى ديگر به آن كه هر كدام از آنها معادل تمام اقيانوس هاى روى زمين باشد، و بالاخص با توجه به اينكه عدد هفت در اينجا به معنى تعداد نيست، بلكه براى تكثير است و اشاره به درياهاى بى حساب مى كند، روشن مى شود كه وسعت دامنه علم خداوند تا چه حد گسترده است و تازه همه اينها پايان مى گيرد و باز علوم او پايان نخواهد گرفت.آيا ترسيمى براى بى نهايت از اين جالب تر و زيباتر به نظر مى رسد؟

 

بعد از ذكر علم بى پايان پروردگار، سخن از قدرت بى انتهاى او به ميان مى آورد و مى فرمايد: آفرينش همه شما و نيز برانگيخته شدن شما بعد از مرگ همانند يك فرد بيش نيست، خداوند شنوا و بينا است.

 

بعضى از مفسران گفته اند كه جمعى از كفار قريش از روى تعجب مى گفتند: خداوند ما را به گونه هاى مختلفى آفريده است و در طى مراحل گوناگون، روزى نطفه بوديم و سپس علقه شديم ، بعد مضغه گشتيم ، و سپس تدريجا به صورت هاى گوناگون درآمديم، چگونه او همه ما را در يكساعت آفرينش جديدى مى دهد؟ آيه مورد بحث نازل شد و به سخن آنها پاسخ گفت.

 

در حقيقت آنها از اين نكته غافل بودند كه مفاهيمى همچون سخت و آسان و كوچك و بزرگ براى موجوداتى همچون ما كه قدرت محدودى داريم ، قابل تصور است، ولى در برابر قدرت بى پايان حق، همگى يكسان و برابر مى باشند، آفرينش ‍ يك انسان با آفرينش همه انسان ها هيچ تفاوتى ندارد، و آفرينش يك موجود، در يك لحظه يا در طول ساليان دراز در پيشگاه قدرت او يكسان است.

 

خداوند چنان روابطى در ميان موجودات بر قرار ساخته، كه يك واحد همچون يك مجموعه، و يك مجموعه همانند يك واحد است.

 

اصولا انسجام و به هم پيوستگى اين جهان ، آنچنان است كه هركثرتى در آن به وحدت باز مى گردد، و خلقت مجموع انسان ها از همان اصولى تبعيت مى كند كه خلقت يك انسان تبعيت دارد.

 

و اگر تعجب کفار از كوتاهى زمان بوده كه چگونه مراحلى را كه انسان از حال نطفه تا دوران جوانى طى ساليان دراز طى مى كند ممكن است در لحظات كوتاهى طى شود؟ پاسخ آن را نيز قدرت پروردگار مى دهد، ما در جهان جانداران اطفال انسان را مى بينيم كه بايد مدت ها طول بكشد تا راه رفتن را به خوبى ياد بگيرند يا قادر به استفاده از هر نوع غذا شوند، در حالى كه جوجه ها را مى بينيم همين كه سر از تخم بيرون آوردند و متولد شدند برمى خيزند و راه مى روند و حتى بدون نياز به مادر غذا مى خورند، اينها نشان مى دهد كه اين گونه مسائل در برابر قدرت خداوند، تاثيرى ندارد.

 

ذكر سميع و بصير بودن خداوند در پايان اين آيه ، ممكن است پاسخ به ايراد ديگرى از ناحيه مشركان باشد كه به فرض همه انسان ها با تنوع خلقتى كه دارند و با تمام ويژگي هايشان در ساعت معينى برانگيخته شوند، ولى اعمال آنها و سخنانشان چگونه مورد حساب قرار مى گيرد؟ اعمال و گفتار امورى هستند كه بعد از وجود نابود مى شوند. قرآن پاسخ مى دهد خداوند شنوا و بينا است ، تمام سخنان آنها را شنيده و همه اعمالشان را ديده است.

 

از اين گذشته جمله فوق تهديدى است نسبت به اين بهانه جويان كه خداوند از گفتگوهاى شما براى سمپاشى در افكار عمومى بى خبر نيست، و حتى از آنچه در دل داريد و بر زبان جارى نكرده ايد نيز آگاه است.

 

پیام ها:

1- مکتب انبیا، انسان را از ساده نگری و محدودبینی بریده و به بی نهایت مرتبط می کند.
وَ لَوْ أَنَّ ما ... ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللّهِ

2- کلمات الهی، قابل شمارش نیستند. «ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللّهِ»

3-در علم و قدرت الهی،کمیّت و جمعیّت، زمان و مکان، نهان و آشکار، تأثیری ندارد. «ما خَلْقُکُمْ وَ لا بَعْثُکُمْ إِلاّ کَنَفْسٍ واحِدَهٍ»

4- مراد از « کلمه » تمام نعمت های خداوند، سنّت های الهی، آفریده های ویژه ی خداوند، حوادثی که انسان با آنها آزمایش می شود ، آیات الهی و اسباب پیروزی حقّ بر باطل می باشد.

 

منبع :

تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی

تفسیر نور استاد محسن قرائتی  




 نظرات شما | 
| « زندگی زیباست اگر ... » |

| سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۹ | ساعت: 10:37

باسمه تعالی

 

« زندگی زیباست اگر ... »

محمد بارونی 

۱- کارهایمان را با نام و یاد خدا بزرگ آغاز کنیم . ( بسم ا.. )

 

۲- همیشه تقوای الهی را پیشه خود سازیم و تسلیم اوامر خدا باشیم . ( آل عمران – 12 )

 

۳- بر نفس خود غالب باشیم و از شیطان پیروی نکنیم . ( بقره -208)

 

۴- برای رضای خدا تلاش کنیم. ( مائده -35)

 

۵-به فکر جهان آخرت و حسابرسی آن دنیا باشیم. ( حشر – 18)

 

۶- از صبر و نماز برای حل مشکلات فردی و اجتماعی کمک بگیریم. ( بقره -153)

 

۷- همواره شکرگزار نعمت های فراوان خداوند روزی رسان باشیم . ( بقره -172)

 

۸-از روزی حلال و پاک خدا استفاده کنیم و از محرمات بپرهیزیم. ( بقره -172)

 

۹- از آن چه خدا در اختیار ما قرارداده است، انفاق کنیم . ( بقره – 254)

 

۱۰- با منت گذاشتن بر دیگران، صدقات خود را باطل نکنیم.( بقره 264)

 

۱۱-در برابر حوادث و سختی ها صبور و شکیبا باشیم و دیگران را به صبر و شکیبایی دعوت کنیم . (آل عمران -200)

 

۱۲- بامومنین پیوند و ارتباط صمیمانه داشته باشیم . ( آل عمران - 200)

 

۱۳- کافران را به جای مومنان سرپرست خود قرار ندهیم .(نسا -144)

 

۱۴- در هنگامه اقامه شهادت، عدل و داد را رعایت کنیم 0 (مائده -8)

 

۱۵- خدا را بسیار یاد کنیم 0 ( احزاب -41)

 

۱۶- برمحمد و آل محمد زیاد صلوات و درود بفرستیم. ( احزاب -56)

 

۱۷- هر گاه سخنی شنیدم آن را بررسی کنیم مبادا از روی ناآگاهی سبب ناراحتی دیگران شویم. ( حجرات -6)

 

۱۸- هنگان اذان به سوی نماز و ذکر خدا بشتابیم. ( جمعه – 9)

 

۱۹- از مسخره کردن دیگران و اقوام دیگر بپرهیزیم. ( حجرات – 11)

 

۲۰- از یکدیگر عیب جویی نکنیم . ( حجرات – 11)

 

۲۱- بالقب های زشت و ناپسند یکدیگر را صدا نکنیم . ( حجرات – 11)

 

۲۲- از بسیاری از گمان های و سوء ظن ها در باره مردم بپرهیزیم . ( حجرات – 12)

 

۲۳- در امور شخصی و فردی افراد تجسس و تفحص نکنیم. ( حجرات – 12)

 

۲۴-از یکدیگر غیبت نکنیم. ( حجرات – 12)

 

۲۵- نسبت به خطای مومنان چشم پوشی کنیم . ( تغابن -14)

 

۲۶- از سرزنش دوستان و مومنین پرهیز کنیم . ( تغابن – 14)

 

۲۷- مواظب خود و خانواده خودباشیم. ( تحریم – 6 ) 

 

۲۸- در انجام کارها فقط به خدا تمسک بجوییم. ( آل عمران -101 )

 

۲۹- به وعده ها و قراردادهای فردی و اجتماعی و .. وفادار باشیم . ( مایده – 1 )

 

۳۰- ازخدا بخواهیم که اگر مرتکب اشتباهی شدیم مارا مواخذه نکند، از ما بگذرد، مارا بیامرزد و برما رحم کند، چون فقط او سرپرست و مولای ماست .(بقره – 286 )    
 

" التماس دعا "




 نظرات شما | 
| « چه فرزندانی باید تربیت کنیم ؟» |

| جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۹ | ساعت: 22:0

 

باسمه تعالی

« چه فرزندانی باید تربیت کنیم ؟»

محمد بارونی

 

همه اعتقاد داریم که قرآن کتاب هدایت و بيان كننده حق از باطل و آشكار كننده راه سعادت و پيروزى و نجات از گمراهى است. دستورات این کتاب با عظمت باید در زندگی سرلوحه همه ما باشد و اگر خواهان بهترین زندگی در دنیا و آخرت هستیم لازم است به این کتاب الهی چنگ بزنیم و به آن متمسک شویم .

در قرآن حدود 160 دعا از سوی پیامبران، صالحان، فرشتگان و ... آمده است و ما در این نوشته فقط به تعدادی از این درخواست ها که در باره تربیت فرزند است، اشاره می کنیم، باشد با پیروی از کلام وحی بکوشیم نسلی پرورش دهیم که مورد رضایت خدا باشد . 

 

  1. حضرت ابراهیم (ع) : رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّالِحِینَ .

پروردگارا ! (فرزندی) از گروه صالحان به من ببخش. «صافات -100»

  1. حضرت یوسف(ع) : تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ .

حضرت یوسف می گوید: خدایا مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما. «یوسف-101»

  1. حضرت سلیمان (ع): وَ أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ.

حضرت سلیمان می فرماید : پروردگارا ! در سایه رحمت خود، مرا در زمره ی بندگان شایسته ات وارد کن. (نمل-19)

 

براساس آیه 114 سوره آل عمران صالحان کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و در کارهای خیر شتاب می ورزند .

آری اولاد صالح ، هدیه الهی و یکی از دعاهای انبیاست، و آن چه باید برای فرزند محور باشد، صالح بودن است نه امور دیگر، چرا که فرزند صالح، بهترین یاور در مسیر حرکت خانواده بسوی خداست، با ایمان مردن و در زمره صالحان قرار گرفتن، آرزوی پاکان است و صالحان دارای بالاترین مقام در آخرت هستند و هر کس، در هر شرایطی باید به رحمت الهی متوسّل شود،حتّی پیامبران.

 

  1. حضرت زکریا (ع) : قالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً

حضرت زکریّا می فرماید: پروردگارا! از جانب خود نسلی پاک و پسندیده به من عطا کن . ( آل عمران -38)

بلی، درخواست فرزند پاک و نسل پاک، سنّت و روش انبیاست و ارزش ذریّه و فرزندان، به پاکی آنهاست.

 

  1. حضرت ابراهیم (ع): رَبِّ ... وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ

حضرت ابراهیم می فرماید: پروردگارا ! و من و فرزندانم را از اینکه بت ها را بپرستیم دور بدار. «ابراهیم - 35»

دعا برای حفظ فکر و عقیده ی صحیح، از بهترین دعاهاست و دردعاها، دیگران به خصوص فرزندان خود را نیز از یاد نبریم.

 

  1. حضرت ابراهیم (ع) : رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقِیمُوا الصَّلاهَ

پروردگارا! من (یکی) از ذرّیّه ام را در وادی (و درّه ای بی آب و) بی گیاه،در کنار خانه گرامی و با حرمت تو ساکن ساختم.پروردگارا! (چنین کردم) تا نماز برپا دارند.... «ابراهیم -37»

محور و مقصد حرکت ابراهیم نماز است و اهل نماز، باید محبوب باشد.

 

 

 

7-حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع): رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ

حضرت ابراهیم واسماعیل: پروردگارا ! ما را تسلیم فرمان خود قرارده و از نسل ما نیز امّتی که تسلیم تو باشند قراربده. (بقره -128)

توجّه به نسل و فرزندان، یک دورنگری عاقلانه و خداپسندانه است که حاکی از وسعت نظر و سوز وعشق درونی است وبارها در دعاهای حضرت ابراهیم آمده است.

 

8-حضرت ابراهیم(ع) : رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ ...

حضرت ابراهیم (ع) می فرماید: پروردگارا! در میان آنان (مردم و ذریّه من) پیامبری از خودشان مبعوث کن تا آیات تو را بر آنها بخواند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و( از مفاسد فکری، اخلاقی و عملی) پاکیزه شان نماید،.... (بقره -129)

 

علم ودانش زمانی نتیجه می دهد که همراه با بینش و حکمت،و همراه با تزکیه و تقوا باشد.

 

9-حضرت زکریا (ع) : إِنِّی خِفْتُ الْمَوالِیَ مِنْ وَرائِی........ فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا .

حضرت زکریا (ع) می فرماید: همانا من برای پس از (مرگ) خود، از بستگانم بیمناکم ،........  پس از جانب خود جانشینی(فرزندی) به من عطا بفرما. « مریم-5 »

مراد از «وَلِیًّا» در این آیه، فرزند صالحی است که جانشین پدر باشد. چرا که مردان خدا، از وارث بد می ترسند.

 

10- حضرت زکریا (ع) : رَبِّ ....  یَرِثُنِی َ .... وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا.

(خداوندا! به من جانشینی عطا کن که وارث من باشد .... پروردگارا ! او را پسندیده قرار بده. (مریم -6)

 

11-وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً

و بندگان خدای رحمان کسانی هستند که می گویند: پروردگارا! به ما از ناحیه همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم عطا کن و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار بده. ( فرقان -74)

آری ، انسان در برابر همسر و فرزند و نسل خود متعهّد است و باید برای عاقبت نیکوی آنها تلاش و دعا کند. و در تربیت آنان علاوه بر علم وتلاش باید از خدا نیز کمک بخواهد. چون فرزند صالح، نور چشم است. تشکیل خانواده و داشتن همسر و فرزند و دعا برای بدست آوردن آنها، مورد توجّه اسلام است و عهده دار شدن امامت و رهبری متّقین، ارزشمند است و در دعا و درخواست ها باید به حداقل اکتفا نکرد و بلند همّت باشیم .

 

12- مادر حضرت مریم (ع) : إِنِّی أُعِیذُها بِکَ وَ ذُرِّیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ

مادرحضرت مریم (ع) :پروردگارا! من او را و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم. (آل عمران -36)

بلی باید برای فرزندان، نام نیکو انتخاب کنید و قبل از هر چیز، به فکر سلامتی فرزند از شرّ شیطان باشید. تنها فرزندان بلافصل را در نظر نگیرید و با دوراندیشی، نسل های بعدی را نیز در نظر داشته باشید، برای تأمین سعادت فرزند، تنها به تربیت خود متّکی نباشیم، او را به خدا بسپاریم چونکه توانایی های ما محدود و عوامل انحراف زیاد است. و همواره بدانیم که شیطان، دشمن دیرینه نسل بشر است.

 

بارالها! اين افتخار بزرگى را كه به ما مرحمت فرمودى كه مدعيان آئين پاك تو باشيم هرگز از ما سلب مكن .

منبع: تفسیر سوره نمونه آیت الله مکارم شیرازی و تفسیر نور استاد قرائتی

 




 نظرات شما | 
| « حضرت فاطمه معصومه(س) » |

| چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۹ | ساعت: 21:1

 

باسمه تعالی
« حضرت فاطمه معصومه(س) »

 

اَلا ای بانوی معصومه شوکت

درخشان گوهر دریای حکمت

 

تو، کوه حکمت و طور وقاری

تو، روح عزت و عصمت تباری

 

به شهر قم تویی تندیس مهتاب

و دریای علوم و حکمت ناب

 

تو، سرو سبز بستان رسولی

گل گلزار خوشبوی بتولی

 

بهار قلب زهرایی در ایران

درخشان خواهر شمس خراسان

 

تو، رودی منشعب ازکوثر ناب

به تاج بینش « قم» اختر ناب

 

چراغ روشن روحانیانی

ستاره برسهای آسمانی

 

تویی معنی و مفهوم نجابت

و بانوی عفافی درصلابت.

 

حیا، ازقامت تو درحجاب است

دلت لبریز از نورکتاب است

 

سحرگاهان به محراب نمازی

متین و مومن و معنای رازی

 

در حکمت به شهر قم گشایی

تو، باب نشر علم اولیایی

 

تویی، بانوی تقوی درمتانت

ستیغ علم و ایمان و دیانت

 

حدیث باقر و افکار صادق

به منبر از تو دارد، شخص ناطق

 

کریم اهل بیت، شمس خراسان

کریمه خواهرش درقم درخشان

 

کازرون : محمدحسین برزویی



برچسب‌ها: « حضرت فاطمه معصومه, س, » ||موضوعات مرتبط: پرورشی ، اخبار و رویدادها

 نظرات شما | 
| « به خدا اعتماد کن. » |

| چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۹ | ساعت: 20:54

باسمه تعالی

« به خدا اعتماد کن. »

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

و كارم را به خدا مى‏ سپارم ، خداست كه به حال بندگان خود بيناست .

 

- اﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﯾﻮﻧﺲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺮﺁﺏ، ﻧﻮﺡ‌ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﺏ ﻭ ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻌﺮ ﭼﺎﻩ و ﺩﺭ کنار ﺁﺏ حفظ کرد ...

 

- ﺍﻋﺘﻤـﺎﺩ ﮐﻦ ﺑﻪ کسی ﮐﻪ می تواند ﺍﺯ ﯾﮏ ﺿﺮﺑﻪ ‌ﻋﺼﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺩ ﻧﯿﻞ ﻧﻮﺍﺧﺘﻪ می شود خشکی ﻇﺎﻫـﺮ کند ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﺼﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ‌ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ‌ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﭼﺸﻤﻪ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﻮﺩ ...

 

- ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺑﻪﮐﺴﯽﮐﻪ می تواند ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻭ ﻗـﺎﺭﻭﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎک ﻏﺮﻕ ﮐﻨﺪ ، ﺍﻣﺎ اﺑــﺮﺍﻫﯿــﻢ  ﺭﺍ ﺩﺭ میان ﺁﺗــﺶ ﺳﺎﻟﻢ‌ ﻧﮕﻪ‌ ﺩﺍﺭﺩ.

 

- اﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺑﻪ ‌ﺍﻭ ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﺮﺳﯽ.

 

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ 

و كارم را به خدا مى‏ سپارم خداست كه به حال بندگان خود بيناست .

﴿۴۴- غافر



برچسب‌ها: »

 نظرات شما | 
| « هله هوله خوری ممنوع! » |

| دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۹ | ساعت: 9:18

#دوشنبه های سلامت

باسمه تعالی

 

« هله هوله خوری ممنوع! »

 

مسلما مصرف خوراکی های فرآوری شده مثل سوسیس و کالباس یا اسنک های شور مانند چیپس، پفک و حتی خوراکی های خیلی شیرین مثل کیک ها و نوشابه های گازدار بدترین انتخاب ممکن برای زنگ تفریح هستند. چون نه تنها نیاز به مواد مغذی کلیدی را تامین نمی کنند حتی مثلا نوشابه به دلیل کالری زیادی که تولید می کند و قند فراوانی که دارد می تواند طی ساعات متوالی باعث افت قندخون بعدی شود، چون این نوع خوراکی ها در یک لحظه قندخون را سریع بالا می برند و سیری کاذب ایجاد می کنند.

از آنجایی که قندخون یکباره بسیار بالا رفته، پاسخ بدن هم خیلی شدید خواهد بود بنابراین انسولین زیادی ترشح می شود و در نتیجه افت قندخون به فاصله کوتاه اجتناب ناپذیر خواهد بود.

با این اوصاف طبیعی است چنین شرایطی روی عملکرد جسمی و ذهنی تاثیر می گذارد. خوراکی های خیلی شور یا خیلی شیرین می توانند اوسمولاریتی مایعات بدن را بر هم بزنند که این موضوع می تواند روی قدرت تمرکز ذهنی و توجه کاملا اثر مستقیمی داشته باشد.

 

توضیح : اُسمولاریته مایعات مقدار مولی موادی است که در مایع حل شده‌اند و باعث تغییر فشار اسمزی شده‌اند، به عبارت دیگر اسمولاریته تعداد اسمول در یک لیتر محلول است.  ویکی‌پدیا




 نظرات شما | 
| « چگونه جامعه دچار فساد می شود؟ » |

| یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۹ | ساعت: 23:20

باسمه تعالی

« چگونه جامعه دچار فساد می شود؟ »

محمد بارونی

فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا ﴿مریم - ٥٩﴾

قرآن کتابی است که از سوی خداوند حکیم و آگاه برای هدایت و راهنمایی بندگان نازل شده است و در هدایت گری آن هیچ گونه شک و تردیدی وجود ندارد. در آیه بالا به دو عمل نادرست فرزندان ناصالح، اشاره شده است :

ا- أَضَاعُوا الصَّلاةَ ضایع کردن نماز                             2- وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ- پیروی از شهوات

نماز یعنی: پرستش، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن برای اظهار بندگی، یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان

شهوت یعنی: چیزی را دوست داشتن و رغبت شدید به آن نشان دادن، خواهش نفس ، میل ورغبت به درک لذت و ...

خداوند بزرگ در آیات 60-56 سوره حضرت مریم می فرماید که ما برای هدایت گری انسان ها پیامبرانی از جمله حضرت ادریس(ع)، حضرت نوح(ع)، حضرت ابراهیم(ع) و حضرت یعقوب (ع) فرستادیم تا انسان ها را به رعایت ارزش های فردی و اجتماعی دعوت کنند. انسان های که وقتی آیات خدای رحمان برآنان خوانده می شود به خاک می افتند و گریان می شوند.

اما پس از این که این انسان های صالح، رسالت خود را به گوش مردم رسانیدند (فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ) فرزندان ناخلفی و انسان های ناصالحی (خَلْفٌ) آمدند و با ضایع کردن نماز (أَضَاعُوا الصَّلاةَ) و پیروی از شهوات (وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ) ارزش های الهی را از یاد بردند و جامعه را به فساد کشاندند.

پیامبران الهی آمدند و با زحمات طاقت فرسا و شبانه روزی خود بذر محبت به خدا را در دل ها نشاندند، مردم را به یکتاپرستی و آخرت گرایی، نیکی به والدین، تعاون در کارهای نیک ، خوش رفتاری و خوش گفتاری ، عدالت ورزی و ایثارگری، پرهیز از ظلم و ستم به خود و دیگران، برادری و برابری و ... دعوت کردند اما بعد از آنان انسان های ناصالح و بداندیشی آمدند که دلبستگی های دنیا را به دلبستگی به خدا ترجیح دادند، کارهای خیر و نیک را به تاخیر انداختند، به جای انقاق زراندوزی کردند، در گناه ورزی و
گناهکاری از یکدیگر سبقت گرفتند و در یک کلام یاد و نام خدا و نماز که بالاترین آن هاست، به فراموشی سپردند و یا ضایع کردند.

این فراموشی یاد و نام خدا در کارها سبب شد که از فرمان نفس پیروی کنند، به دنیا و متاع دنیوی رغبت شدید نشان دهند، خواهش های نفس را بر خواسته های الهی مقدم بدارند، در جمع آوری مال حرام حریص شوند، برای رسیدن به قدرت و ثروت از هر وسیله غیراخلاقی استفاده کنند، دنبال کسب نام و شهرت و باشند و ... .

و این چنین شد که جامعه ای که با دستان پرتوان پیامبران الهی ساخته شده بود ، به فساد و تباهی کشیده شد. اما اینان هم در دنیا و هم در آخرت به سزای اعمال زشت خود خواهند رسید. (فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا)

آری ، اگر خواستار جامعه ای هستیم که ارزش های الهی حاکم باشد، همه مردم به خصوص متولیان حکومت باید نام و یاد خدا را هیچگاه فراموش نکنند. چرا که یاد خدا سدّی است میان انسان و شهوت ها، که اگر این سدّ شکسته شود پیروی از شهوت ها برای انسان آسان می شود و گمراهی ها رونق می یابد و سردرگمی ها آغاز می گردد.

« خداوندا ! همانگونه که طیغانگران گذشته را نابود کردی ، امروز هم شر مفسدان و مستکبران  را از سر ملت ما کوتاه بفرما »

 



برچسب‌ها: », محمد بارونی ||موضوعات مرتبط: پرورشی ، پژوهشی

 نظرات شما | 
| گزارش تصویری از برگزاری مراسم شهادت حضرت زهرا (س)  |

| سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۸ | ساعت: 12:54

باسمه تعالی 

 

« گزارش تصویری از برگزاری مراسم شهادت حضرت زهرا (س) »

 

زمان : سه شنبه  هشتم بهمن ماه 98

 

دانش آموز عزیز قاری قرآن جناب آقای محمد رضا دلپذیر 

 

صحبت های کوتاه مربی پرورشی در باره حضرت زهرا (س)

 

دانش آموزان عزیز و ارزشمند دبیرستان 

 

دانش آموز عزیز مداح اهل بیت (س) آقای مهدی مطهری نیا 

 

دانش آموزان عزیز و ارزشمند دبیرستان 

 

دانش آموز عزیز مداح اهل بیت (س) آقای محمد امین صحابی 

 

دانش آموزان عزیز و ارزشمند دبیرستان 

 

پایان جلسه و تشکر از همه ی دانش آموزان محترم

و با تشکر از تهیه کننده عکس دانش آموز عزیز جناب آقای امید رجبی

التماس دعا   




 نظرات شما |