| « پرواز » |

| سه شنبه سی ام شهریور ۱۴۰۰ | ساعت: 11:31

باسمه تعالی

« پرواز »

 

من ازکرانه یِ کارونِ خسته، می آیم

عقابِ اوجِ سپهرم، نشسته می آیم

 

پلاکِ کهنه، نشان از اسارتم دارد

من استخوانِ نحیفم، شکسته می آیم

 

من وجنازه یِ گل ها ز دشتِ سنگرِ نور

به رویِ بالِ مَلک، دسته دسته، می آیم

 

وَسوخت آتشِ آهن، تمام قامتِ من

ز بندبندِ تنِ خود، گسسته می‌آیم

 

رهاشدم ز تعلّق و شوقِ دُنیّیِ دون

درابتدایِ شهادت، چه رسته می‌آیم

 

من آن شقایقِ سرخم که واله پَرپرشد

چنین متین و معطّر، خجسته می آیم

 

درآسمانِ تجرّد، گذشتم از تنِ خود

پلاک وخاکِ عبیرم، به بسته می‌آیم

 

ز مُلک تا ملکوتم، حجاب بردارید؟!

به بزمِ دلبرجانان، شکسته می‌آیم

 

حضورِ سبزِحیاتم، بخونِ سرخِ شما

و از کرانه یِ کارون، خجسته می‌آیم

 

هفته دفاع مقدس گرامی باد

محمدحسین برزویی




 نظرات شما | 
| « راهی برای نجات و رهایی » |

| پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۰ | ساعت: 17:23

باسمه تعالی

« راهی برای نجات و رهایی »

محمد بارونی

 

پروردگار مهربان از همان ابتدای خلقت، برای هدایت و راهنمایی انسان، این بهترین و برترین آفریده خودش، رسولانی را منصوب کرد، تا آنان با بیان دستورات و دعوت به نیکی ها، انسان بتوانند به سلامتی از این دنیای موقت عبور کند و وارد دنیای جاوید و ابدی شود.

 

یکی از این رهبران الهی که قرآن از او به عظمت ياد كرده است و وظیفه هدایت گری را به عهده داشته است، حضرت یونس(ع) می باشد. 

 

حضرت يونس(ع) فرزند متى و لقب او ذوالنون (صاحب ماهى ) است و اين لقب به خاطر آن است كه سرگذشت او بـا داستان ماهى گره خورده است، وی از پيامبران معروفى است كه ظاهراً بعد از حضرت موسى(ع) و هارون قدم به عرصه وجود گذاشته است و بعضى او را از اولاد هود و ماموريت او را هدايت باقيمانده قوم ثمود دانسته اند.

 

سرزمين ظهور او منطقه اى از عراق، بنام نينوا بوده و نوشته اند وی در حدود 825 سال قـبـل از مـيـلاد حـضـرت مسيح(ع) رسالت پیامبری به عهده داشته است و هم اكنون در نزديكى كوفه در كنار شط، قبر معروفى بنام يونس وجود دارد.

 

بر اساس روايات اسلامى حضرت يونس(ع) سـال هـا در مـيـان قـومـش به دعوت و تبليغ مشغول بود، ولى هر چه كوشـش كـرد، ارشـادهـايـش در دل آنهـا مؤثر نيفتاد، پس خشمگين شد و آن محل را ترك كرد و به سوى دريا رفت، در آنجا بر كشتى سوار شد. در ميان راه، دريا متلاطم گـشـت، چـيـزى نمـانـده بـود كه همه اهل كشتى غرق شوند.

 

ناخداى كشتى گفت: من فكر مى كنم در ميان شما بنده فرارى وجود دارد كه بايد به دريا افكنده شود و يا گفت : كشتى زياد سنگين است و بايد يك نفر را به قيد قرعه به دريا بيفكنيم، به هرحال چند بار قرعه كشیدند و در هر بار به نام يونس درآمد! او فهميد در اين كار سرى نهفته است و تسليم حوادث شد.

 

هنگامى كه او را به دريا افكندند، نهنگ عظيمى او را در كام خود فرو برد و خدا او را به صـورت اعـجـازآمـيـزی زنـده نگه داشت. سرانجام او متوجه شد ترك اولائى انجام داده، به درگاه خدا روى آورد و به تقصير خود اعتراف نمود، خدا نيز دعاى او را استجابت فرمود و از آن تنگنا نجاتش داد.

 

در آیات 88-87 سوره انبیاء آمده است :

وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿٨٧ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ ﴿88﴾ 

و ذاالنون (یونس) را (به یاد آور) در آن هنگام كه خشمگین ( از میان قوم خود) رفت، و چنین مى‏پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهیم گرفت.


(اما وقتی كه در كام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمت هاى متراكم صدا زد: ( خداوندا! ) جز تو معبودى نیست! منزهى تو! من از ستمكاران بودم! » (87) پس ما دعاى او را به اجابت رساندیم و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم و اینگونه مؤمنان را نجات مى‏دهیم! (88)

 

جـمـله پـر مـعـنـى « وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» نـشان مى دهد آنچه بر سر يونس آمد از گرفتارى و نـجات يك حكم خصوصى نبود، بلكه جنبه عمومى و همگانى دارد.

 

آری ، بسيـارى از حوادث غم انگيز و گرفتاري هاى سخت و مصيبت بار مولود گناهان ما است و هرگاه انسان به همان سه نكته اى كه حضرت يونس(ع) توجه كرد توجه پيدا كند، نجات و رهائى حتمى خواهد بود:

1- توجه به اينكه هيچ معبود و هيچ تكيه گاهى جز« الله » نيست.

2- پاك شمردن خدا از هر عيب و نقص و ظلم و ستم و هرگونه گمان سوء در باره ذات پاك او.

3-  اعتراف به گناه و تقصير خويش .

 

از پيامبرگرامی اسلام (ص) نقل شده است كه فرمود: يكى از نام هاى خدا كه هركس او را با آن بخواند به اجابت مى رسد، و هرگاه با آن چيزى را طلب كند به او مى دهد، دعاى يونس است.

 

و چه زیباست که همیشه و بخصوص در این ایام که بیماری منحوس کرونا همه عالم را فرا گرفته است، دست به دعا برداریم و زمزمه کنیم و با خود بگوییم « لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» و  زیباتر این است که این دعا را در بهترین حالت عبادت که همان سجده است، بیان نماییم. باشد که خداوند رحمان و رحیم دعاى ما را به اجابت برساندیم و از غم و اندوه نجاتمان ببخشید.

 

منبع: تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی




 نظرات شما | 
| « توسل به محبوبان الهی سبب نجات است. » |

| سه شنبه دوم شهریور ۱۴۰۰ | ساعت: 22:1

باسمه تعالی

« توسل به محبوبان الهی سبب نجات است. »

محمد بارونی

 

خداوند متعال در آیه ۳۵ سوره مائده اهل ایمان را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید: ای اهل ایمان! از خدا بترسید و( به وسیله ایمان و پیروی از اولیای حق) به او توسل بجویید و در راه خدا جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

توسل در لغت به معنای وسیله جویی، و حاجت خواستن از خداوند و واسطه قراردادن پیامبران، امامان و صالحان در بارگاه الهی می باشد .

در فرازی از زیارت عاشورا نیز می خوانیم  اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ - خدایا مرا به وسیله حسین علیه السلام نزد خودت آبرومند در دنیا و آخرت قرار بده.

آری، معصومین علیهم السلام و اولیای الهی به خاطر عزت و منزلتی که نزد خداوند متعال دارند، از حق شفاعت برخوردار می باشند و افرادی که با وسیله قرار دادن آنان نزد خداوند بزرگ، حاجت خود را از پروردگار عالم می طلبند، امید بیشتری برای استجابت دعا دارند.

این توسل ها می تواند به صورت زیارت، خواندن دعا، شرکت در مراسم مذهبی، گریه و انابه و یا بیزاری از دشمنان حق و حقیقت فراهم شود.

در کتاب داستان های شگفت که توسط شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب جمع آوری شده است، داستانی به شرح زیر نقل شده است:

مرحوم حاج میرزا علی ایزدی، فرزند حاج محمدرحیم، مشهور به آبگوشتی بود. سبب شهرت آن مرحوم به این لقب، این بود که ایشان اخلاص و ارادت زیادی به حضرت سیدالشهدا علیه السلام داشت و خواندن زیارت عاشورایش ترک نمی شد. هر شب در مسجد گنج که به خانه اش متصل بود پس از نماز جماعت یک یا دو نفر روضه می خواندند و او پس از روضه خوانی سفره می انداخت و مقدار زیادی نان و آبگوشت می آورد، هرکس مایل بود همانجا می خورد و هرکس می خواست همراه خود به خانه اش می برد.

فرزند آن مرحوم می گوید: پدرم سخت بیمار شد به ما امر نمود که او را به مسجد ببریم. گفتیم برای شما خوب نیست چرا که تجار و اشراف به عیادت شما می آیند و در مسجد مناسب نیست.

گفت می خواهم در خانه خدا بمیرم، ناچار او را به در مسجد بردیم تا اینکه شبی مرضش شدید شد و در حال اغما بود که او را به منزل برگرداندیم و آن شب در حال سکرات مرگ بود و ما به مردنش یقین کردیم.

پس در گوشه ای از حجره نشسته و گریان بودیم و سرگرم مذاکره جهت تجهیز و محل دفن و مراسم ترحیم. این مذاکرات تا سحر به طول کشید.

ناگهان دیدم پدرمان از جایش بلند شد و من و برادرم را صدا کرد. به نزدش رفتیم، بسیار عرق کرده بود و به ما گفت: آسوده باشید و بدانید که من نمی میرم و از این مرض نجات پیدا کردم. ما حیران شدیم، سپس صبح شد درحالی هیچ اثری از مریضی در او نبود و بسترش را جمع کرده و او را به حمام بردیم و این قضیه در شب اول محرم سنۀ 1330 قمری اتفاق افتاد و حیا مانع شد از او بپرسیم سبب خوب شدن و نمردنش چه بود.

موسم حج نزدیک شد، پس در تصفیه حساب و اصلاح کارهایش سعی کرد و مقدّمات و لوازم سفر حج را تدارک دید، تا اینکه با نخستین قافله حرکت کرد و ما تا یک فرسخی شیراز در باغ جنّت به بدرقه اش رفتیم و شب را با او بودیم.

ابتدا گفت: از من نپرسیدید که چرا نمردم و خوب شدم. اینک به شما
می گویم، آن شب، مرگ من رسیده بود و من درحالت سکرات مرگ بودم پس در آن حال خود را در محله یهودی ها دیدم و از بوی گند هراس منظره ، سخت ناراحت شدم و دانستم بعد از مرگ جزء آنها خواهم بود.

پس به پروردگار خود نالیدم و در آن حال ندائی شنیدم که اینجا محل ترک کنندگان حج است؛

گفتم: پس نتیجه توسلات و خدمات من نسبت به حضرت سیدالشهدا چه می شود؟ که ناگاه آن منظره هول انگیز، به منظره ای زیبا و فرح بخش مبدّل شد و به من گفتند تمام خدمات تو پذیرفته شده است و به شفاعت آن حضرت ده سال بر عمر تو افزوده شد و مرگ تو به تاخیر افتاد تا حجّ واجب را به جا آوری.

مرحوم ایزدی نقل فرمود که ده سال بعد پیش از محرم 1340 مرض مختصری به پدرم عارض شد و گفت شب اول ماه موعود مرگ من است، همانطور که گفته بود در شب اول محرم هنگام سحر از دار دنیا رحلت فرمود.

آری، ایمه معصومین علیهم السلام و شهدای کربلا  همه دروازه های اجابت دعا هستند و می شود با توسل به اولیای الهی و تقرب به بارگاه الهی حاجت های خود را از اوگرفت.

لذا باید همواره و به خصوص در این ایام که شور و شعور حسینی همه جا را فرا گرفته است، به محبوبان و مقربان درگاه کبریایی توسل بجوییم و آنان را واسطه خیر و خوبی ها قرار دهیم و از خداوند مهربان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سلامتی و سربلندی خدمتگزاران به اسلام و مسلمین، دفع شر و زبونی دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی، رفع گرفتاری همه انسان ها از بیماری فراگیر کرونا و  ... طلب نماییم. التماس دعا




 نظرات شما |