| « مجموعه مطالبی به مناسبت ماه محرم » |

| پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 10:7

باسمه تعالی 

 

« مجموعه مطالبی به مناسبت ماه محرم »

برای دیدن مطالب روز لینک های زیر کلیک کنید 

 

******************************

 

 « سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش» 

 

********************

 

« عوامل انحراف جامعه اسلامي در زمان معاويه»

 

********************

 

« از قیام امام حسین (ع) عبرت بگیریم . »

 

********************

 

دستۀ عزاداری یعنی دستۀ رزم!

 

********************

 

« یزید ابن معاویه را بهتر بشناسیم »

 

********************

 

« خـــون خدا » 

 

********************

 

« داغ آب  »

 

********************

 

باز باران وای باران 

 

******************** 

 

التماس دعا 




 نظرات شما | 
| اطلاعیه برگزاری آزمون تشخیصی پایه تحصیلی یازدهم و دوازدهم |

| سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 13:24

با سلام و احترام

به اطلاع دانش آموزان گرامی پایه یازدهم و دوازدهم می رساند این دبیرستان تصمیم دارد به منظور ارزیابی از سطح علمی دانش آموزان و همچنین آماده سازی آنها جهت شروع سال تحصیلی جدید، در نیمه اول مهرماه سال تحصیلی 1400-1399 از دروس زیر، آزمون چهارگزینه ای برگزار کند. لذا از دانش آموزان عزیز خواهشمندم در فرصت باقی مانده با یک برنامه ریزی منظم، نسبت به مطالعه دقیق و کامل کتابهای سال تحصیلی جاری خود اقدام نمایند.

متعاقبا در مورد شیوه برگزاری این آزمون اطلاع رسانی خواهد شد.

این آزمون شامل چهار درس تحصصی ، فیزیک – شیمی – ریاضی – زیست شناسی (هندسه) و از کل کتاب سال تحصیلی قبل (99-98) می باشد.

موفق و پیروز باشید.



برچسب‌ها: اطلاعیه, محمدحسن داودی ||موضوعات مرتبط: آموزشی

 نظرات شما | 
| آیا داستان مباهله را شنیده اید؟  |

| جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 12:8

باسمه تعالی

 

آیا داستان مباهله را شنیده اید؟ 

 

فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ (آل عمران - ۶۱)

ترجمه :
پس هر كه با تو، بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده است، درباره او (عيسى) به ستيز و محاجّه برخيزد (و از قبول حقّ شانه خالى كند) بگو: بيائيد پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را (كسى كه به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانيم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.


 در تفاسير شيعه و سنى و برخى كتب حديث و تاريخ مى خوانيم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران از بلاد يمن شدند. مسيحيانِ نجران نيز هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله به مدينه گسيل داشتند. با وجود گفتگوهايى كه ميان آنان و پيامبر صلى الله عليه وآله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانه جويى كرده و در حقّانيّت اسلام ابراز ترديد مى كردند. 

اين آيه نازل شد و خطاب به پيامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مى كنند، بگو: بياييد با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانيم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگويان نفرين كنيم و هر نفرينى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى شود كه راه او باطل است و با اين وسيله به اين گفتگو و جدال پايان دهيم.

هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از رسول اكرم صلى الله عليه وآله شنيدند، به يكديگر نگاه كرده و متحيّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه و مشورت كنند.

 بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پيشنهاد را بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سر وصدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرف نظر و با او مصالحه كنيد.

روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسين عليهما السلام و آن جوان، علىّ بن ابى طالب عليهما السلام و آن زن فاطمه ى زهراعليها السلام دختر پيامبر صلى الله عليه وآله بودند.

اُسقف مسيحيان گفت: من چهره هايى را مى بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى شود. اگر اين افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمى ماند. لذا از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه شدند.

روز مباهله، بيست وچهارم يا بيست و پنجم ماه ذى الحجّه بوده و محل آن در روزگار پيامبر صلى الله عليه وآله در بيرون شهر مدينه بوده كه اكنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصله ى اين مسجد تا مسجدالنّبى تقريباً دو كيلومتر است. «الّلهم ارزقنا زيارته و شفاعته»

منبع : تفسیر نور - نوشته استاد قرائتی




 نظرات شما | 
| پیام های آیه مباهله (آیه. ۶۱ سوره آل عمران) |

| جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 12:4

باسمه تعالی

 

پیام های آیه مباهله (آیه. ۶۱ سوره آل عمران)

 

🥀اگر انسان ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديك ترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جائك من العلم»


🥀- آخرين برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فقل تعالوا ندع»


🥀- فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «ابنائنا» بنابراين امام حسن وامام حسين عليهما السلام فرزندان پيامبرند.


🥀- زن و مرد در صحنه هاى مختلف دينى، در كنار همديگر مطرحند. «نسائنا»


🥀- در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»


🥀- علىّ بن ابى طالب عليهما السلام، جان رسول اللَّه صلى الله عليه وآله است. «انفسنا»


🥀- در مجالس دعا، كودكان را نيز با خود ببريم. «ابنائنا»


🥀- اهل بيت پيامبرعليهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»


🥀- استمداد از غيب، پس از بكارگيرى توانايى هاى عادّى است. «نبتهل»


🥀- كسى كه منطق و استدلال و معجزه، او را به پذيرش حقّ تسليم نمى كند، بايد با او مباهله كرد. «تعالوا... نبتهل»


🥀- اگر مؤمنان محكم بايستند، دشمن به دليل باطل بودنش عقب نشينى مى كند. «ندع... نبتهل»


🥀- استدلال را بايد با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت بايد سركوب شود. «لعنة اللّه على الكاذبين»

منبع: تفسیر نور- نوشته استاد قرایتی




 نظرات شما | 
| « معرفی دفترهای برنامه ریزی و یادداشت » |

| سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 12:29

باسمه تعالی 

« معرفی دفترهای برنامه ریزی و یادداشت »

 

******

 

« دفتر ماه نگار و روزنوشت »

ویژه مدیران ، معاونان و مربیان امور تربیتی 

اینجا کلیک کنید 

 

******

 

«ذفتر پله پله تا پیروزی »

ویژه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی 

اینجا کلیک کنید 

 

******

 

« دفتر راز موفقیت »

ویژه دانش آموزان دوره متوسطه اول و کلاس دهم 

اینجا کلیک کنید 

 




 نظرات شما | 
| «  امامت ،  شرط تکمیل رسالت است. » |

| چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 19:8

بنام خدا

امامت ،  شرط تکمیل رسالت است. "

 محمد بارونی            

امروز پنج شنبه است. هجدهم ذیحجه سال دهم هجری . هشت روز است که از " عید بزرگ قربان " می گذرد . چند روزی است که پیامبراسلام (ص) آخرین سفر معنوی حج را تمام کرده است و عازم مدینه می باشد. هوا بسیار گرم است. از دور بیابان خشک و سوزان " غدیرخم" خودنمایی می کند. این جا چهار راهی است که کاروان ها را از هم جدا می کند . عده ای به وی یمن ، گروهی به عراق ، تعدادی به سرزمین مصر و گروهی هم، با پیامبرعزیز اسلام (ص) عازم مدینه اند .

 

گویا دستوری از سوی خدا بزرگ بر پیامبر عزیز (ص) نازل شده است که می گوید: ای پیامبر( یا أَیُّهَا الرَّسُولُ )آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده است به اطلاع مردم برسان ( بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ) که اگر این کار را انجام ندهی، رسالت خدا را ناتمام گذاشته ای ! (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ) . اما انگار پیامبر(ص) برای ابلاغ این پیام الهی دغدغه ای دارد و نگران موضوعی است. ولی خدای مهربان او را دلداری می دهد و می فرماید: ترس و وحشتی نداشته باش، من تو را از خطرات نگاه خواهم داشت . (وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ )

 

اینجا سرزمین غدیر خم است و الان وقت اذان ظهر نزدیک است. پیامبر(ص) به حاجیان دستور می دهد که همه توقف کنند. آنانکه جلودار کاروان هستند برمی گردند و منتظر می مانند، تا عقب افتادگان نیز به کاروان بزرگ حجاج بپیوندند. موذن با صدای رسا و با بانگ زیبای " الله اکبر " مردم را به نماز جماعت دعوت می کند . در این صحرا نه سایبانی وجود دارد و نه گیاه و درختی . و بادی هم که می وزد، گرم و سوزان است .

 

نماز تمام می شود. مسلمانان به علت شدت گرما، عجله دارند تا به خیمه های کوچکی که با خود حمل کرده اند، پناهنده شوند، ولی پیامبر(ص) دستور می دهد که همه باید برای شنیدن یک پیام تازه آسمانی، حاضر باشند و متفرق نشوند .

 

منبری از جهاز شتر برای پیامبرخدا (ص) آماده می شود . پیامبر (ص) بر فراز آن قرار می گیرد. ابتدا خدا را به بزرگی یاد می کند . بعد مردم را شاهد  می گیرد که وی در انجام ماموریت الهی هیچگونه کوتاهی ننموده است. سپس مسلمانان را به پاسداری از دو یادگار ارزشمند، یعنی "کتاب خدا "و " عترت خود " توصیه و سفارش می کند. آنگاه به اطراف خود نگاه می کند. گویا کسی را جست وجو می کند . چشم نازنینش به جمال زیبای علی (ع) می افتد . خم می شود و دست او را می گیرد و آنقدر بالا می آورد که سفیدی زیر بغل هر دو نفرشان نمایان می شود .

 

پیامبرعزیزمان (ع) می فرمایند: چه کسی از همه مردم به مسلمانان از خودشان سزاورتر است ؟ مسلمانان یکصدا پاسخ می دهند : خدا و پیامبر(ص) بهتر می دانند . پیامبر(ص) می فرماید: خدا مولای من است و من مولای مومنان، هرکس که من مولا و رهبر او هستم ، علی (ع) مولا و رهبر اوست . ( فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ ، فَعَلِیٌّ مَوْلاه  ) این سخن را سه تا چهار بار تکرار می کند و بعد سر به آسمان بلند می کند و در حق یاوران علی (ع) دعا می نماید و می فرماید: ای حاضران ! این خبر را به غائبان برسانید .

 

خطبه تمام می شود. عرق از سر و روی پیامبر اعظم اسلام (ص) و حضرت علی (ع) فرو می ریزد . هنوز جمعیت بزرگ حاجیان متفرق نشده اند که فرشته وحی ،  نازل می شود و پیام تازه ای را برای نبی اکرم (ص) به ارمغان می آورد. و آن این که " امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ) و اسلام را به عنوان آئین جاویدان شما پذیرفتم . ( وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً ) .

 

آری ، خط امامت در امتداد مسیر رسالت است. و رسالت بزرگ و عظیم پیامبر (ص) با امامت ائمه معصومین (ع) تکمیل می شود و ادامه می  یابد . پیامبر عزیز ما (ص) در طول   23  سال ، آئین مقدس اسلام  را از طریق قرآن و سنت به مردم ابلاغ کردند. و مسلمانان را از چمشه ساران پر نعمت و رحمت  قرآن سیراب نمودند، پس نباید با رحلت او ، دین خدا و احکام نورانی اسلام پایان یابد و تعطیل شود. مسلمانان باید از دستورات مقام  والای امامت و ولایت پیروی کنند، تا از مسیری که قرآن برای تکامل انسان مشخص نموده است ، منحرف نشوند.

 

و امروز که ما در دوران آخرین امام معصوم حضرت مهدی (عج) به سر می بریم و وی به امر خدا در پشت پرده غیبت به سر می برند، باید از ولی فقیه زمانمان ،که برهمه ما ولایت عام است، پیروی نماییم ، تا در انتخاب راه و روش ، دچار انحراف و سرگردانی نشویم .  ان شاالله

*******

منبع : تفسیر نمونه / آیت الله مکارم شیرازی




 نظرات شما | 
| « راه یافتگان به مسابقات قرآن، عترت و نماز مرحله کشوری - مرداد 99 » |

| یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 7:53

 باسمه تعالی 

 

« راه یافتگان به مسابقات قرآن، عترت و نماز مرحله کشوری - مرداد 99 »

 

دانش آموزان عزیز ، آقایان محمدرضا دلپذیر و مهدی انصاری ،

راهیابی شما به مسابقات قرآن، عترت و نماز به مرحله کشوری

به شما عزیزان و خانواده محترمتان تبریک می گوییم .

از خداوند باری تعالی سلامتی و سربلندی همیشگی شما را در سایه قرآن خواهان و خواستاریم .

 

 

دانش آموز عزیز و ارزشمند قرآنی 

محمد رضا دلپذیر - کلاس دوازدهم 

رشته حفظ 10 حزء اول قرآن 

 راه یافته به مرحله کشوری

 

 

 

دانش آموز عزیز و ارزشمند قرآنی  

مهدی انصاری - کلاس دهم 

رشته احکام

 راه یافته به مرحله کشوری
 



کارکنان و دانش آموزان دبیرستان استعدادهای درخشان شهید دستغیب کازرون 




 نظرات شما | 
| « قربان یعنی نهایت تسلیم و رضایت از فرمان » |

| پنجشنبه نهم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 10:41

باسمه تعالی

 

« قربان یعنی نهایت تسلیم و رضایت از فرمان »

 محمد بارونی


حضرت ابراهيم(ع) بعد از انجام رسالت خويش در بابِل، از آنجا هجرت می کند و نخستين تقاضايش از پروردگار اين است كه فرزند صالحى به او عطا فرمايد. (رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ) و خداوند هم او را به نوجوانى بردبار بشارت می دهد. ( فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ)

 

سـرانجام فرزند ابراهيم طبق بشارت الهى متولد می شود و قلب پدركه سال ها در انتظار فرزندى صالح چشم به راه بوده است، روشن می گردد. فرزند دوران طفوليت را پشت سر می گذارد تا به سن نوجوانى می رسد.( فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ) يـعـنـى بـه مـرحـله اى كـه مى تواند در مسائل مختلف زندگى، همراه پدر تلاش و كوشش كند و او را يارى نماید.

 

هنگامی که اسماعیل 13 ساله می شود، حضرت ابراهيم (ع) خـواب شگفت انگيزى مى بيند. در خواب مى بيند كه از سوى خداوند به او دستور داده می شود تا يگانه فرزندش را با دست خود قربانى كند. ابراهيم وحشت زده از خواب بيدار می شود و مى داند كه خواب پيامبران واقعيت دارد و از وسوسه هاى شيطانى بدور است، اما با اين حال برای تاكيد بر لزوم اين امر و فوريت آن، دو شب ديگر همان خواب برایش تكرار می شود.

 

 مـى گويند نخستين بار شب هشتم ذى الحجه اين خواب را می بیند و در شب هاى عرفه و شب عيد قربان خواب تكرار می گردد، لذا براى او كمترين شكى باقى نمی ماند كه اين فرمان قطعى خدا است. ابـراهيم كه بارها از كوره داغ امتحان الهى سرافراز بيرون آمده بود، اين بار نيز بايد دل بـه دريـا می زد و سر بر فرمان حق می گذاشت و فرزندى را كه يك عمر در انتظارش بوده و اكنون نوجوانى برومند شده بود، با دست خود سر بِبُرد!

 

ولى بـايـد قـبل از هـر چـيـز فـرزنـدش را آمـاده ايـن كـار می کرد، پس رو به سوى او می کند و می گوید : فـرزنـدم مـن در خـواب ديـده ام كـه بـايـد تـو را ذبـح كـنـم، نـظـر تـو چيست ؟! (قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى)
 

فـرزنـد كـه نسخه اى از وجود پدر ايثارگرش بود و درس استقامت و ايمان را در همين عمر كوتاهش در مكتب او خوانده بود، با آغوش باز از اين فرمان الهـى استـقبال می کند و با قاطعيت می گوید: پدر هر دستورى به تو داده شده است اجرا كن ( قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ) و فكرت از ناحيه من راحت بـاشد كـه به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت (سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ) .      و بـه ايـن تـرتيب پـدر و پسر نخستین مرحله اين آزمايش بزرگ را با پيروزى كامل مى گذرانند.

 

در اين ميان چه ها گذشت؟ قرآن از شرح آن خوددارى كرده و تنها روى نقاط حساس اين ماجراى عجيب انگشت گذاشته است. بعضى نوشته اند: فرزند فداكار براى اينكه پدر را در انجام اين ماموريت كمك كند و از رنـج و انـدوه مـادر بـكـاهـد، هـنـگـامـى كه پدر او را به قربانگاه در ميان كوه هاى خشك و سوزان سرزمين مِنى آورد به او می گوید: پدرم ريسمان را محكم ببند تا هنگام اجراى فرمان الهى دست و پا نزنم، مى ترسم از پاداشم كاسته شود! پـدر جـان كارد را تـيز كن و با سرعت بر گلويم بگذران تا تحملش بر من (و بر تو) آسانتر باشد! پـدرم قـبـلا پـيـراهـنـم را از تن بيرون كن كه به خون آلوده نشود، چرا كه بيم دارم وقتی مادرم آن را ببيند عنان صبر از كفش بيرون رود و آنـگاه می افزاید سلام مرا به مادرم برسان و اگر مانعى نديدى پيراهنم را برايش بِبَر كه باعث تسلى خاطر و تسكين دردهاى او باشد، چرا كه بوى فرزندش را از آن خواهد يافت و هرگاه دلتنگ شود، آن را در آغوش مى فشارد و سوز درونش را تخفيف خواهد داد.

 

ابراهيم (ع) وقتی كه مقام تسليم فرزندش را می بیند او را در آغوش می كشيد و گونه هايش را می بوسد و هر دو در اين لحظه به گريه می افتند، گريه اى كه بيانگر عواطف و مقدمه شوق لقاى خداوند است، هنگامى كه هر دو تسليم و آماده می شوند، ابراهيم (ع) صورت فرزند را بر خاك می گذارد ( فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ) و كارد را به حركت در می آورد و با سـرعـت و قدرت بر گلوى فرزند عزیزش می کشد، در حالى كه روحش در هيجان فرو رفته بود و تنها عشق خدا بود كه او را در مسيرش بى ترديد پيش مى برد،

 

اما كارد برنده در گلوى لطيف فرزند كمترين اثرى نمی گذارد! ابراهيم در حيرت فرو می رود و بار ديگر كارد را به حركت در می آورد ولى باز كارگر نمی افتد، آرى ابـراهـيـم خـليـل مـى گـويـد: بـِبُـر! امـا خـداونـد جليل فرمان مى دهد نَبُر! و كارد تنها گوش بر فرمان خدا دارد.

 

در اين هنگام خدا به ابراهیم ندا می دهد ( وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ ) که آنچه را در خواب ماموريت يافتى انجام دادى (قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا) .  آری ! ما اينگونه نيكوكاران را جزا و پاداش مى دهيم (إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ) هم بـه آنـها توفيق پيروزى در امتحان مى دهيم و هم نمى گذاريم فرزند دلبندشان از دسـت برود، آرى كسى كه سر تا پا تسليم فرمان ما است و نيكى را به حد اعلا رسانده جز اين پاداشى نخواهد داشت. اين مسلما امتحان مهم و آشكارى است ( إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِینُ ). ذبـح كـردن فرزند با دست خود، آن هم فرزندى برومند و لايق، براى پدرى كه يك عمر در انـتـظـار چنين فرزندى بـوده كار سـاده و آسـانـى نيست، چگونه مى توان از چنين فـرزنـدى دل بركَند و از آن بالاتر با نهايت تسليم و رضایت ايـن فـرمـان الهی را انجام دهد؟

 

اما براى اينكه برنامه ابراهيم ناتمام نماند و در پيشگاه خدا قربانى كرده باشد خـداونـد قـوچـى بـزرگ می فـرسـتد تـا به جاى فرزندش قـربانى كند و سنتى براى آيندگان در مراسم حج و سرزمين منى از خود بگذارد، (وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ).

 

خداوند نه تنها پيروزى ابراهيم در اين امتحان بزرگ را می ستاید، بلكه خاطره آن را جـاويدان می سازد ( وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الآخِرِینَ ) و او اسوه اى می شود براى همه آيندگان  و نمونه ای براى تمام عاشقان دلداده كوى دوست و او سزاوار سلام و درود خدا می گردد  (سَلامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ ) آرى ، خدا اينگونه نيكوكاران را پاداش مى دهد، پـاداشى به عظمت دنيا، پاداشى جاودان در سراسر زمان ، پاداشى درخور سلام و درود (کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ).

 

آری، آن روز حضرت ابراهیم(ع) و فرزندش دلبندش به فرمان الهی رضایت دادند و در امتحان بزرگی که مقرر شده بود پیروز و سربلند گردیدند و اما چقدر زیباست که ما انسان ها نیز در همه لحظات زندگی گوش به فرمان بایدها و نبایدهای الهی باشیم و در صورت ضرورت و برای اجرای دستورات پروردگارمان دست از جان و مال ، زن و فرزند ، قدرت و شوکت ، و ... بشوییم و فقط برای رضایت او تلاش کنیم که شرط موفقیت و سربلندی در دنیا و آخرت، رضایت و خشنودی خداوندی است که همه عالم متعلق به اوست. ( وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ)

 

خدایا ! همان سلامی که مایه سلامت انبیای خودت بوده است، نصیب ما هم بگردان

 

منبع : تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی – سوره صافات – آیات 100 تا 110

 




 نظرات شما | 
| رتبه های برتر مدارس در مسابقات قرآن و معارف اسلامی- سال تحصیلی ۹۹-۹۸ |

| سه شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۹ | ساعت: 16:55

بسم الله الرحمن الرحیم


با عرض سلام و احترام 

🔹 ضمن تشکر از زحمات و تلاش های همکاران گرامی در برگزاری مسابقات قرآن کریم و معارف اسلامی بدینوسیله فهرست مدارس برتر به شرح زیر اعلام می گردد:

 

🔶 *رتبه های برتر مدارس در مسابقات قرآن و معارف اسلامی* سال تحصیلی ۹۹-۹۸


⭐️ *مدارس ابتدایی دختر*

۱- بهار آزادی - رتبه اول 

۲- مصباح شاهد و شهید مرتجز- رتبه دوم

۳- سلمان فارسی - رتبه سوم

🍃🍃🍃🍃🍃

 

⭐️ *مدارس ابتدایی پسر*

۱- امام علی (ع) - رتبه اول

۲- شاهد رصاف- رتبه دوم

۳- سما - رتبه سوم

🍃🍃🍃🍃🍃

 

⭐️ *متوسطه اول دختر*

۱- حجاب؛ شاهد بانو برنجی - رتبه اول

۲- شهید صمد نظری - رتبه دوم

۳- شهیدان صادق زاده - رتبه سوم

🍃🍃🍃🍃🍃

 

⭐️ *متوسطه اول پسر*

۱- شهید باهنر- رتبه اول 

۲- شاهد حاج مصلحیان- رتبه دوم

۳- شهید بهبهانی نژاد - رتبه سوم

🍃🍃🍃🍃🍃

 

⭐️ *متوسطه دوم دختر*

۱- بانو سلامی- رتبه اول

۲- شاهد شیروانی - رتبه دوم

۳- فرزانگان؛ هانیه - رتبه سوم

🍃🍃🍃🍃🍃

 

⭐️ *متوسطه دوم پسر*

۱- شهید دستغیب - رتبه اول

۲- سعادت - رتبه دوم

۳- شاهد یدالهی - رتبه سوم

🍀🍀🍀🍀🍀

 

توضیح ـ این گزارش تهیه جناب آقای روح الله راسخی کارشناس قرآن ، عترت و نماز آموزش و پرورش ارسال شده است 




 نظرات شما |